موسسه حامی عدالت

منوی اصلی

کانال تلگرام

مشاوره حقوقی تلفنی و آنلاین

مجموعه قوانین آزمون وکالت

قوانین آزمون وکالت

« »

آمار بازدید

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
آمار کل
1695
1366
12704
11173
33263
38468
2593286

پیش بینی امروز
1752


IP شما:54.80.188.87

hamiedalat

Responsive Joomla Template. Works with Mobile, Tablets and Desktops/Laptops
4

مشاوره

2

حقوقی

3

فروش مال غیر، یکی از قالب‌های متقلبانه تعدی و تجاوز به حق مالکیت و اموال محسوب می‌شود. عمل مرتکب در این جرم عبارت از انتقال حقوقی مال متعلق به غیر است، که این عمل در قالب معامله‌ موجب انتقال عین یا منفعت می‌شود.

به گزارش «تابناک»؛ فروش مال غیر یکی از قالب‌های متقلبانه تعدی و تجاوز به حق مالکیت و اموال محسوب می‌شود. عمل مرتکب در این جرم عبارت از انتقال حقوقی مال متعلق به غیر است، که این عمل در قالب معامله‌ موجب انتقال عین یا منفعت می‌شود. در نتیجه بر حسب اینکه مرتکب جرم، انتقال‌دهنده یا انتقال‌گیرنده باشد، می‌توان از وی به عنوان معامل یا متعامل یاد کرد و بنابراین شاید عناوین مختلف حقوقی نظیر بایع، مشتری، موجر، مستاجر، مصالح و متصالح را به خود بگیرد.

جرم انتقال مال غیر، جرمی مقید است که نتیجه آن به صورت ایراد ضرر مالی به غیر جلوه‌گر می‌شود؛ در این جرم اضرار بالقوه مطرح است نه اضرار بالفعل، چون مطابق قانون، تصرف عملی بر مال مورد انتقال، شرط تحقق جرم نیست، بلکه صرف انجام معامله و انتقال حقوقی مال که منجر به اضرار بالقوه می‌شود، برای تحقق جرم انتقال مال غیر، کافی است.

اما این نتیجه یعنی اضرار بالقوه، مسلما باید ناشی از عمل مرتکب باشد تا این جرم تحقق یابد و این عمل مبتنی بر سوءنیت باشد.
در این جرم، انتقال‌دهنده بدون آن که مالک مال یا دارای مجوز قانونی برای انتقال مال باشد، بر خلاف واقع و به نحو متقلبانه خود را مالک یا دارای اختیار قانونی معرفی کرده و با قصد اضرار، به انتقال مال غیر اقدام می‌کند.
در حقیقت، جرم انتقال مال غير يكي از صور خاص كلاهبرداري است و در طبقه‌بندي جرايم بر حسب موضوع جزو جرايم عليه اموال به شمار مي‌آيد؛ هرچند انتقال مال غیر، شامل مال منقول و غیرمنقول می‌شود مهمترین نوع آن در مواردی است که مال مورد نظر، ملک است.

مجازات فروش مال غیر

قانونگذار در ماده یک قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر مصوب 5 فروردین سال 1308 می‌گوید: کسی که مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است به نحوی از انحا عیناً یا منفعتاً بدون مجوز قانونی به دیگری منتقل کند، کلاهبردار‌ محسوب می‌شود.
به موجب رأی وحدت ‌رویه 594 مصوب اول آذر سال 1373 هیأت عمومی دیوان عالی کشور، با توجه به نسخ ماده 238 قانون مجازات عمومی، در حال حاضر مرتکب بر اساس ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجازات می‌شود.
مجازات این جرم عبارت از حبس از يک تا هفت سال و پرداخت جزاي نقدي معادل مالي که اخذ شده و رد مال، به صاحب آن است و اگر مرتکب از کارکنان دولت باشد به انفصال ابد از خدمات دولتي نيز محکوم خواهد شد. قانونگذار انتقال‌گیرنده‌ای را که در حین معامله عالم به عدم مالکیت انتقال‌دهنده باشد، نیز معاون جرم می‌داند.

مرجع صالح برای رسیدگی

اصولاً دادسرای عمومی و انقلاب، مرجع صالح برای تعقیب مرتکبان این جرم است و باید به دادسرایی شکایت کرد که جرم فروش یا انتقال مال غیر در حوزه آن واقع شده است؛ به عنوان مثال، چه ‌بسا ملک در حوزه قضایی آبادان باشد اما عمل فروش و انتقال در حوزه قضایی اصفهان صورت گرفته باشد که در این حالت دادسرای عمومی و انقلاب اصفهان مرجع صالح برای تعقیب متهم است.
با این اوصاف، دادسرای عمومی و انقلاب محل وقوع جرم، صلاحیت رسیدگی به این جرم را دارد و محل اقامت متهم و اینکه در حال حاضر وی در کجاست، موثر در مقام رسیدگی نیست و در صورتی که متهم متواری باشد، دادسرا وی را در هر نقطه‌ای که باشد از طریق اعطای نیابت قضایی جلب می‌کند و اگر به هر دلیلی جلب متهم ممکن نشود، دادسرا با اخذ شکایت شاکی و بررسی دلایل و احراز توجه اتهام به فرد متواری با تنظیم کیفرخواست، متهم را به محاکمه می‌کشاند و دادگاه غیابی او را محاکمه خواهد کرد.
حتی مالباخته می‌تواند اموال متهم را توقیف کند و برای انجام این امر با تقدیم درخواست به دادسرا یا دادگاه، اموال بلامعارض متهم توقیف می‌شود.

فروش مال مشاع از مصادیق معامله معارض است؟

با توجه به منطوق ماده 117 قانون ثبت به نظر می‌رسد فروش مال مشاع در صورتی که در مرحله نخست با سند عادی به شخصی و سپس در مرحله دوم فروش آن با سند رسمی به شخص دیگر صورت گیرد، در این حالت مورد از مصادیق معامله معارض خواهد بود.

در فاصله زمانی فروش خانه و تحویل آن به خریدار، مبیع در دست فروشنده، صورت امانی دارد و عمل فروشنده در اجاره دادن ملک در این مدت خیانت در امانت بوده و فروش مال غیر از جهت انتقال منفعت نیست.
اصولا در فروش‌ مال‌ غیر، چنانچه‌ انجام‌ معامله، به‌‌ گونه‌ای‌ باشد كه‌ خریدار بداند مال، متعلق به بایع‌ نیست و با علم‌ به‌ اینكه‌ مالك‌ اصلی، شخص‌ دیگری‌ است،‌ ثمن‌ را پرداخت‌ کند، بیع‌ انجام‌‌شده بیع‌ فضولی خواهد بود و مطابق‌ ماده‌ 352 قانون‌ مدنی، بعد از اجازه‌ مالک، نافذ خواهد شد.

در چنین‌ مواردی‌ معمولا بنای معامله‌ بر این‌ امر استوار می‌شود كه‌ بایع، رضایت‌ مالک‌ را جلب‌ کند اما چنانچه‌ بایع‌ در فروش‌ مال‌ غیر، چنین‌ وانمود كند كه‌ مالك‌ خود اوست‌ یا بدون‌ هیچ‌ وانمودی، مال‌ غیر را بدون‌ اطلاع‌ خریدار از این‌كه‌ مال، مال‌ دیگری‌ است،‌ بفروشد، مطابق‌ ماده‌ یک قانون‌ مجازات‌ راجع‌ به‌ انتقال‌ مال‌ غیر، در حكم‌ كلاهبرداری‌ و مشمول‌ مجازات‌ آن‌ خواهد بود. بدیهی‌ است‌ در چنین‌ صورتی،‌ گذشت‌ شاكی‌ خصوصی‌ نیز تأثیری‌ در تعقیب كیفری‌ نخواهد داشت. در این‌ خصوص‌ یادآوری‌ می‌شود كه‌ تعلق‌ مال‌ به‌ غیر و علم‌ مرتكب‌ به‌ مال‌ غیر بودن، به‌ ترتیب‌ جزو عناصر مادی‌ و معنوی‌ تمامی جرایم‌ علیه‌ اموال‌ است.

حال‌ اگر شخصی‌ مال‌ دیگری‌ را به طور اشتباه به‌ جای‌ مال خود بفروشد، عمل‌ او فاقد جنبه‌ كیفری‌ خواهد بود اما اگر مدعی‌ مالكیت‌ است‌ یا اعتقاد دارد كه‌ خلع‌ ید، غیر قانونی‌ است و خود را حقیقتا مالك‌ می‌داند، باید ادعای‌ مالكیت‌ یا غیر قانونی‌ بودن‌ خلع‌ ید را اثبات‌ كند. در غیر این‌ صورت‌، حتی‌ اگر در واقع، وی‌ مالک باشد اما چون‌ در ظاهر به‌ حكم‌ قانونی‌ یك محكمه‌ صلاحیت‌دار از وی‌ خلع‌ ید شده‌ است، مال، مال‌ غیر محسوب‌ می‌شود.

 

932562 513

 مقررات قانونی، تنها در شرایط خاصی، به افراد اجازه می‌دهد که نام همسر اول را از شناسنامه خود پاک کنند.

افراد مختلف به‌واسطه طلاق یا فوت همسر اول خود، ممکن است مایل باشند که نام وی را از صفحه دوم شناسنامه خود پاک کنند؛ اما مقررات قانونی، تنها در شرایط خاصی، به افراد اجازه می‌دهد که نام همسر اول را از شناسنامه خود پاک کنند.

بر اساس قانون، اگر زنی پس از عقد و قبل از نزدیکی ازهمسر خود جدا شود با اخذ گواهی بکارت از پزشکی قانونی و ارائه دادخواست به دادگاه، می‌تواند تقاضای حذف نام شوهر را از شناسنامه خود مطرح کند.

همچنین در خصوص مردی که خواهان حذف نام همسر اول از شناسنامه خود باشند، اگر دادگاه در ضمن رأی به طلاق، غیرمدخوله بودن زن را اعلام کرده باشد، مرد می‌تواند با ارائه گواهی دادگاه، نام همسر اول را از شناسنامه خود پاک کند؛ اما اگر زن غیرمدخوله نباشد، در این‌صورت، حذف نام همسر از شناسنامه، ممکن نیست.

اگر زن باکره نباشد و از همسر اول خود جدا شده باشد، تا قبل از ازدواج دوم، نام همسر اول در شناسنامه وی باقی خواهد ماند و تنها پس از ازدواج دوم می‌تواند تقاضای حذف نام همسر اول را از شناسنامه خود به ثبت احوال ارائه کند؛ برای این منظور زنی که خواهان حذف نام همسر سابق است باید مردی را به‌عنوان خواستگار خود معرفی کرده و با مراجعه به یکی از دفاتر ثبت ازدواج، گواهی سردفتر را مبنی بر خواستگاری و تمایل به عقد از سوی طرفین به ثبت احوال ارائه دهد. در این صورت ثبت احوال نسبت به صدور شناسنامه المثنی بدون ذکر نام همسر سابق اقدام خواهد کرد تا نام همسر دوم در شناسنامه زن، قید شود.

ضمانت‌نامه بانکی سندی تجاری است که یک شخص یا نهاد در مقابل تعهداتی که بر عهده می‌گیرد و در قبال تضمین اجرای تعهدات، امضا می‌کند و در اختیار ذی‌نفع قرار می‌دهد تا در صورت عدم اجرای تعهدات ذی‌نفع با مراجعه به بانک صادرکننده ضمانت‌نامه، وجه مندرج در آن را به نفع خود وصول کند.


به گزارش «تابناک» ضمانت‌نامه نسبت به سایر اسناد تجاری دو حسن دارد که موجب رغبت کارفرمایان در جهت اخذ این سند می‌شود. نخستین حسن، اصل استقلال ضمانت‌نامه بانکی است؛ استقلال به این معنا است که این سند تجاری، منفک از رابطه بین طرفین قرارداد است یعنی ضمانت‌خواه و ذی‌نفع یا ضمانت‌گیرنده و هرگونه اختلاف مابین طرفین در وصول ضمانت‌نامه بانکی تأثیری ندارد.


دومین حسن ضمانت‌نامه بانکی اصل تجریدی بودن آن است که این حسن مشترک مابین ضمانت‌نامه بانکی و سایر اسناد ذاتی تجاری مثل برات و اسناد حکمی تجاری مثل چک و سفته است؛ به شرط اینکه مواعد مقرر در قانون تجارت رعایت شود.


تفاوت اصل استقلال با تجریدی بودن در این است که مجرد بودن به معنای عدم تأثیر اختلاف صادرکننده و دارنده اولیه سند تجاری در حق اشخاص ثالث است و در مورد اصل استقلال، اختلاف طرفین نیز در وصول ضمانت‌نامه تأثیر می‌گذارد و به محض مراجعه ذی‌نفع به بانک، بانک مکلف به پرداخت وجه ضمانت‌نامه بانکی است و درصورت ورود خسارت به ضمانت‌خواه، وی طبق قرارداد می‌تواند برای جبران خسارت، پس از اثبات ورود خسارت، به ذی‌نفع مراجعه کند.

نحوه اخذ ضمانت‌نامه بانکی


پس از اینکه شخص متقاضی دریافت ضمانت‌نامه بانکی، به افتتاح حساب در بانک‌های دارای مجوز صدور ضمانت‌نامه اقدام کرد و 10 تا 20 درصد مبلغ ضمانت‌نامه در حساب بازگشایی‌شده و نیز وثیقه مناسب نسبت به مازاد مبلغ برحسب درخواست نامبرده تودیع شد، بانک یک فقره ضمانت‌نامه صادر می‌کند و در اختیار متقاضی قرار می‌دهد تا متقاضی در قبال تعهداتی که بر عهده می‌گیرد ضمانت‌نامه را در اختیار ذی‌نفع قرار دهد .

ضمانت‌نامه شرکت در مناقصه


کارفرمایان در قبال برگزاری مناقصه جهت اجرای پروژه‌ها به پایین‌ترین قیمت و برای اطمینان خاطر از اجرای تعهدات توسط پیمانکار یک فقره ضمانت‌نامه شرکت در مناقصه دریافت می‌کنند تا در صورت ورود خسارت کارفرما به بانک مراجعه کرده و وجه مندرج در ضمانت‌نامه را به نفع خود وصول کند.

ضمانت‌نامه شرکت در مزایده


موسسه یا سازمانی که قصد فروش کالا یا خدمات خود را به بالاترین قیمت پیشنهادی دارد از طریق برگزاری مزایده، کالا یا خدمات خو را ارایه می‌دهد و برای اطمینان از انجام تعهدات شرکت‌کنندگان در مزایده یک فقره ضمانت‌نامه بانکی اخذ می‌کند تا اگر شرکت‌کننده در مزایده به تعهدات خود عمل نکرد و موجب ورود خسارت شد، ذی‌نفع به بانک مراجعه و ضمانت‌نامه را وصول کند.

ضمانت‌نامه استرداد کسور وجه‌الضمان


پیمانکاران در زمان اجرای پروژه در مراحل مختلف، صورت وضعیت هزینه‌های اعمال‌شده را تهیه کرده و به کارفرما ارایه می‌دهند تا حق‌الزحمه خود را دریافت کنند و کارفرما معمولاً 10 درصد صورت وضعیت را به‌عنوان وجه‌الضمان در نزد خود نگهداری و الباقی آن را پرداخت می‌کند و در صورت تأیید نهایی مبلغ وجه‌الضمان هم به پیمانکار پرداخت می‌شود اما چنانچه پیمانکار نیاز مالی داشته و درخواست وصول وجه‌الضمان را داشته باشد، باید به همان نسبت ضمانت‌نامه بانکی را اخذ کند و به کارفرما تحویل دهد تا در صورت عدم تأیید نهایی صورت وضعیت توسط کارفرما، امکان جبران خسارت از طریق وصول ضمانت‌نامه وجود داشته باشد .

ضمانت‌نامه حسن اجرای تعهدات (حسن اجرای کار)


کارفرمایان جهت حسن اجرای تعهدات از پیمانکاران ضمانت‌نامه می‌گیرند که معمولاً این ضمانت‌نامه تا پایان کار یا پروژه و مدت محدودی که جهت تأیید نهایی در نظر گرفته شده است، نزد کارفرما می‌ماند و پس از اجرای کامل پروژه و تأیید نهایی کارفرما و اجرای تعهدات به نفع احسن به پیمانکار مسترد می‌شود.


ضمانت‌نامه تعهد پرداخت


این ضمانت‌نامه در قبال قبول پرداخت دین یک نفر در سررسید معین به نفع طلبکار از طرف بانک صادر می‌شود و اگر بدهکار بدهی خود را در سررسید معین پرداخت نکند، طلبکار به بانک مراجعه و طلب خود را وصول می‌کند. معمولاً ضمانت‌نامه صادره به نفع سازمان امور مالیاتی و سازمان نظام وظیفه از این نوع ضمانت‌نامه‌ها است.

ضمانت‌نامه گمرکی


واردکنندگان به منظور ترخیص کالا از گمرکات کشور و بابت عوارض و دیگر هزینه‌های مربوطه، ضمانت‌نامه‌ای به نفع گمرک صادر کرده و تحویل می‌دهند تا سپس از ترخیص کالا و تأمین مالی مناسب و پرداخت عوارض مربوطه ضمانت‌نامه مسترد شود.

ختم کلام


ضمانت‌نامه بانک یک سند تجاری است که دارای مزایای مثبت و قابل توجه بوده و کارفرمایان به دلیل اصل استقلال و تجریدی بودن ضمانت‌نامه بیشتر قراردادهای خود را با توسل به اخذ این سند انجام می‌دهند. ولی در قانون تجارت، مقرراتی در این خصوص تدوین نشده و در حال حاضر بانک‌ها با توسل به بخشنامه‌های صادره از طرف بانک مرکزی ضمانت‌نامه صادر می‌‌کنند که چون واجد جنبه حقوقی نیز است و در صورت بروز اختلاف قضات و وکلا نمی‌توانند به کلیه بخشنامه‌های بانک مرکزی دسترسی و اشراف داشته باشند لذا موجب عدم وحدت‌رویه قضایی و تشست آرا می‌شود.


خوشبختانه در لایحه جدید قانون تجارت که تقدیم مجلس شده اما هنوز به تصویب نهایی نرسیده، در این خصوص قانون‌نگاری شده است که امیدواریم در مرحله عمل و آزمایش، اثرات مثبت آن را احساس کنیم و موجب وحدت‌رویه قضایی شود.

اعیان، منافع، حقوق مالی و سهم مشاع از املاک و اعیان را نیز می‌توان مهریه قرار داد که این امر می‌تواند انجام عملی باشد که دارای هزینه مالی است و این شروط مالی به نفع زن می‌تواند جدا از مهریه و افزون بر آن باشد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، مهریه رایج‌ترین واژه‌ای است که در روایات و اصطلاحات فق‌ها و میان مردم کاربرد داشته و همچنین در قرآن مجید واژه مهریه به کار نرفته بلکه از لغات معادل آن استفاده شده است.

در دایره المعارف اسلام مهریه زن، از کلمه عبری موهار و از ریشه سریانی مهر گرفته شده است که به معنای هدیه عروسی است و در مصر باستان و بابل مرد مبلغی را به عنوان جبران خسارت از این رو که با ازدواج، یکی از اعضای خانواده را از آنان جدا نموده به پدر دختر پرداخت می‌کرد.

لیست اموال قابل توقیف در ازای مهریه

در واقع پرداخت مهریه زن بابت تسکین و کاهش دادن درد و رنج ناشی از جدایی دختر از پدر صورت می‌گرفت.

پس از اسلام با تغییر بنیاد دینی که در این سنت اجتماعی پدید آمد، اختصاص دادن پرداخت مهریه به خود زن صورت پذیرفت.

مهریه زن

قرآن کریم از مهریه با لفظ صداق و نحله یاد کرده است و به کار بردن ریشه صدق، مهریه را نشانه صادق بودن مرد در برابر علاقه زن جهت تشکیل زندگی مشترک دانسته است.

مهریه توافق مالی فی مابین زن و مرد به هنگام عقد بوده و نوعی الزام قانونی و شرعی است که بر شوهر تحصیل می‌شود و به عنوان صداق، صداقیه، کابین، قرض و مهریه زن نامیده می‌شود.

قانون مهریه زن

قانون مهریه زن: طبق ماده ۱۰۷۸ ق. م. هرچیزی را که مالکیت داشته و قابل تعلیک نیز باشد می‌توان مهریه قرار داد.

انواع مهریه

مهر السمی: مهریه‌ای را که زن و شوهر فسخ عقد نکاح یا پس از آن به تراض معین می‌کنند در اصطلاح مهرالسمی نامیده می‌شود.

مهرالصقعه: مهری است که حضرت محمد (ص) برای دخترش حضرت فاطمه (س) تعیین کردند.

مهرالمثل: به مهریه زنی اطلاق می‌شود که قبل از تراض به انتخاب و تعیین مهریه نزدیکی فی مابین وی و همسرش واقع شده است.

مهرالعقله: هرگاه در عقد مهریه زن ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهریه زن خود را طلاق دهد زن منحق مهرالعقد است.

لیست اموال قابل توقیف در ازای مهریه

نکاتی در خصوص مهریه زن:

مهریه زن طلبی است که زن می‌تواند از همسر خود مطالبه نماید که می‌تواند به چند صورت باشد:

- مهریه که در حین ازدواج با تعامل و توافق یکدیگر مشخص می‌شود که محدودیتی ندارد.

- مهریه زن مورد توافق باید قابل تملک و ارزش باشد.

- منافع و حقوق مالی را می‌توان مهریه زن قرارداد.

- سهم مشاع از املاک و اعیان آن‌ها را می‌توان مهریه زن قرار داد.

- مهریه زن می‌تواند انجام عملی باشد که دارای هزینه‌های مالی است.

قانون مهریه زن باید دارای شرایط زیر باشد

-مالکیت داشته ودارای ارزش مالی باشد.

- قابل تملک و نقل و انتقال باشد.

- مهریه باید معین و معلوم باشد.

- قدرت بر تسلیم مرد نیز شرط است که با عنایت به ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی به مجرد عقد، زن مالک مهریه می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرف که لازم است در آن انجام دهد؛ بنابراین زن همزمان با ایجاد عقد، مالک تمامی قانون مهریه زن می‌شود و طبق ماده ۱۰۷۸ ق. م. هرچیزی را که مالکیت داشته و قابل تملک نیز باشد می‌توان مهریه قرار داد که عبارتند از:

مهریه‌ای که در حین انعقاد عقد با توافق طرفین معین می‌شود، مهریه مورد قرارداد باید قابل تملک باشد، اعیان، منافع و حقوق مالی را مطلقاً می‌توان مهریه قرار داد، سهم مشاع از املاک و اعیان را نیز می‌توان مهریه قرار داد، مهریه می‌تواند انجام عملی باشد که دارای هزینه مالی است، شروط مالی به نفع زن می‌تواند جدا از مهریه و افزون به آن باشد.

پرداخت مهریه زن

مهریه به دو طریق از طرف زوجه قابل مطالبه است:

الف) وصول مهریه از طریق مراجع قضایی و دادگستری در دادگاه خانواده

ب) وصول مهریه از طریق اجرای ثبت اسناد در اداره ثبت اثناد و املاک در دعوی پرداخت مهریه که زن مدعی، باید ضمن تهیه و تدوین دادخواست مزبور در دادگاه محل اقامت زوج و یا به دادگاه محل وقوع عقد تقدیم شود که در خواست به صدور مختلف قابل طرح است که عبارتند از:

-دادخواست صدور قرار تامین خواسته مهریه (توقیف اموال خوانده)

- دادخواست مطالبه مهریه با توجه به قرار تامین خواسته

- دادخواست صدور قرار تامین مطالبه مهریه

محاسبه مهریه به نرخ روز

مهریه زن همیشه باید بروز محاسبه شود مگر در ابتدا بطور صریح قید شده باشد که باید عینا پرداخت شود.

محاسبه مهریه زن و پرداخت مهریه زن عبارت است از ردمالی که مرد برای عقد به همسر خود تملیک می‌نماید و به عبارت دیگر مهریه مالی است که مرد به مناسبت عقد ازدواج، مرد ملزم به دادن آن به زن می‌شود.

محاسبه مهریه زن چنانچه مهریه وجه نقد باشد و زوجین هنگام وقوع عقد برای وصول آن به ترتیب خاصی توافق نکرده باشد به ترتیب زیر عمل می‌گردد:

متوسط شاخص بهای سال قبل تقسیم بر متوسط شاخص‌های سال وقوع عقد، نتیجه حاصل ضربدر مبلغ مهریه مندرج در عقد نامه بنابراین چنانچه مهریه وجه رایگان باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تادیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی تعیین می‌شود.

اگر مرد فوت کند، تاریخ فوت مبنای محاسبه مهریه زن خواهد بود که بر اساس ماده ۲ آیین نامه اجرای قانون الحاق یک تبصره به ماده ۱۰۸۲ ق. م. مصوب مورخ ۱۳/۲/۷۷ هیئت محترم وزیران نحوه محاسبه ارزش فعلی مهریه به ترتیب ذیل است:

مبلغ مهریه مندرج در عقدنامه × عددشاخص در سال قبل =ارزش مهریه درحال حاضر عددشاخص در سال وقوع

مهریه ۱۱۰ سکه قانونی است

در اوایل سال ۹۱ تصویب شده است که طبق آن فقط مرد تا ۱۱۰ سکه را می‌تواند بپردازد و احکام کیفری شامل بیشتر از آن نیست و به همین ترتیب باید محاسبه مهریه زن در مورد قوانین اموال منقول و غیر منقول صورت گیرد.

اموال منقول وغیر منقول قابل توقیف عبارتند از:
- زمین
- آپارتمان
- حساب سپرده
- سهام
- تلفن همراه
- حقوق پرسنلی
- مطالبات خوانده از اشخاص ثالث و مانند آنان
- توقیف حقوق ماهیانه خوانده توسط خواهان تا میزان یک چهارم حقوق خوانده مادام که مرد متاهل و مهریه ۱۱۰ سکه تا میزان یک سوم آن در صورت متارکه و عدم اختیار همسر دیگر.

در مورد فوت عابران پیاده در حوادث رانندگی و وضعیت پرداخت دیه آنها، در مواردی که عبور عابر پیاده از محل ممنوع است اگر عابر عبور کند و راننده‌ای که با سرعت مجاز و مطمئنه در حال حرکت بوده و وسیله نقلیه او نیز نقص فنی ندارد، مسئولیتی در مورد دیه نخواهد داشت.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، قانون مجازات اسلامی برای دیه دو تعریف بیان کرده است، طبق ماده ۱۵ "دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده است " و دیگری را در ماده ۲۹۴ اینگونه بیان کرده است که "دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیاء دم او داده می‌شود".

در چه مواردی دیه از بیت‌المال پرداخت می‌شود؟

دیه در این موارد از صندوق دیه بیت‌المال پرداخت می‌شود:

گاهی اوقات دیه مقتول از سوی دولت (بیت‌المال) به ورثه‌اش پرداخت می‌شود. پرداخت دیه از بیت المال در شرایط خاصی انجام می‌شود طبق ماده ۵۸ این قانون "هر گاه در اثر تقصیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا در تطبیق حکم بر مورد خاص، ضرر مادی یا معنوی متوجه فردی شود، در مورد ضرر مادی در صورت تقصیر، مقصر طبق موازین اسلامی ضامن است، در غیر این صورت خسارت به وسیله دولت جبران می‌شود. "

هرگاه در اثر خطای قاضی، در حکم و یا تشخیص موضوع و یا تطبق حکم بر موضوع، شخص بی‌گناهی محکوم به مرگ شده و متحمل خسارت بدنی شود دیه قتل یا جراحت از بیت‌المال است، خطای قاضی به این علت که قاضی شرایط قضاوت را ندارد و یا خلاف کتاب و سنت حکم کرده است.

در مواردی که لوث علیه شخصی محقق شده باشد، ولی اولیاءدم حاضر به قسامه نشوند، در صورتی که متهم و اقربای او قسامه را اجرا کنند، قصاص از متهم ساقط شده و بیت‌المال، دیه مقتول را خواهد پرداخت. (لوث اماره‌ای است که، ظن غالب به صدق مدعی دارد. مانند اینکه یک نفر چاقویی خونی داشته باشد و بر بالای سر مقتولی دستگیر گردد. یا مقتولی را در خانه کسی یا درمحله گروهی پیدا کنند، به شرط آنکه عداوتی ما بین آن‌ها وجود باشد، و گرنه لوث نیست».)

**در مواردی که هیچ یک از مدعی و مدعی‌علیه بینه ندارند و مدعی هم حاضر به قسم یاد کردن نیست و قسم را متوجه مدعی‌علیه کرده است، با قسم خوردن مدعی‌علیه، دعوی پایان می‌پذیرد و در این صورت دیه مقتول باید از بیت‌المال پرداخت شود.

**هرگاه شخص یا اشخاصی در اثر ازدحام کشته شوند و یا جسد مقتولی در خیابان و اماکن عمومی پیدا شود و نتوان این قتل را به کسی منتسب کرد، دیه از بیت‌المال پرداخت می‌شود. فرقی نمی‌کند که متوفی به واسطه قتل عمد کشته شده باشد یا قتل غیرعمد مانند قتل ناشی از بی‌احتیاطی در امر رانندگی. پس اگر جسد فردی در اتوبان و یا جاده پیدا شود و پس از بررسی به دست آید که آن شخص در تصادف کشته شده و تلاش مراجع انتظامی و قضایی نیز برای شناسایی مقصر بی‌نتیجه بماند در این حالت ورثه این شخص دیه او را از دولت دریافت می‌کنند.

**دیه افرادی که در اثر آشوب و اغتشاش مصدوم یا کشته شده‌اند.

**دیه مقتولی که بر اثر سقوط غیر ارادی شخصی دیگر کشته شده است.

**در مواردی که عبور عابر پیاده ممنوع است اگر عابر عبور کند و راننده‌ای که با سرعت مجاز و مطمئنه در حرکت باشد و وسیله نقلیه او نقص فنی نداشته باشد راننده مسئولیتی در مورد دیه نخواهد داشت. اما درخصوص اینکه جسد شخصی در خیابان پیدا شود و برای قاضی دلیلی بر وقوع قتل او از سوی شخصی یا اشخاصی نباشد دادگاه باید دیه او را از بیت‌المال بدهد.

**درصورتی که شخصی فوت کند و صدمه غیر عمد باشد اگر شخص مصدوم مجهول الهویه باشد و اولیای دم شناسایی نشود دادستان به نمایندگی از اولیای‌دم تقاضای تعقیب می‌کند و دادسرا رسیدگی می‌کند و دادگاه هم حکم صادر می‌کند و پرونده برای اجرا ارسال می‌گردد وقتی محکوم علیه دیه را پرداخت کرد، دیه به حساب بیت‌المال (که یک حساب سپرده مخصوص است) واریز می‌شود تا زمان شناسایی اولیاء دم در این حساب می‌ماند و بعد از شناسایی اولیاء دم و ارائه گواهی انحصار وراثت دیه به آن‌ها پرداخت می‌شود. درصورتی که محکوم علیه دیه را پرداخت نکرد دادستان می‌تواند تقاضای اعمال ماده ۶۹۶ ق. م. ا. یا ماده ۲ را بکند.

*درصورتی که حادثه‌ای مانند تصادف اتفاق بیفتد که منجر به فوت غیرعمدی می‌شود و شخص متوفی شناسایی می‌شود و اولیای دم نیز شناسایی می‌شود، ولی شخص متهم شناسایی نمی‌شود در اینجا دادیار رسیدگی می‌کند و درصورتی که مشخص شد که مقصر حادثه قابل شناسایی نیست بنابراین از دادگاه درخواست می‌کند که طبق ماده ۲۵۵ ق. م. ا. دیه از بیت المال پرداخت شود. در این صورت وقتی پرونده به اجرای احکام آمد وقت نظارت تعیین می‌شود و اولیای دم با ارسال اخطاریه به عنوان شاکی دعوت می‌شوند و همانند مدارکی که بیمه برای پرداخت ریه می‌خواهد صندوق بیت المال هم آن‌ها را درخواست می‌کند و گواهی انحصار وراثت را هم درخواست می‌کند که به صندوق بیت‌المال معرفی می‌شوند در این صورت صندوق بیت‌المال، اولیای دم را به بیمه مرکزی معرفی می‌کند که بخش از دیه را بیمه مرکزی پرداخت می‌کند و بعد از آن اولیای دم باقیمانده دیه را از صندوق بیت‌المال دریافت می‌کنند.

**درصورتی که تصادفی اتفاق بیفتد که نه اولیای دم متوفی شناسایی شود و نه مقصر حادثه؛ عده‌ای معتقدند که ما این پرونده‌ها را تا زمانی که اولیاء دم متوفی یا مقصر حادثه شناسایی شود با یک دستور بایگانی می‌کنیم و درصورتی که یکی از آن‌ها شناسایی شد برطبق موارد بالا اقدام می‌شود. درصورتی که بر اثر حادثه غیرعمد مصدومیت ایجاد شود و مقصر حادثه متواری باشد این جا در مرحله تحقیقات اقدامی که انجام می‌شود این است که مصدوم به صندوقی خسارت بیمه مرکزی که در ماده ۱۰ قانون بیمه آمده است معرفی می‌کند اگر راننده باشد باید گواهی‌نامه داشته باشد. همچنین درصورتی که عابر باشد. در اینجا برطبق ماده ۲۵۵ عمل می‌کنند گزارش تهیه می‌کنند و به دادگاه می‌فرستند و دادگاه برطبق آن حکم صادر می‌کند، ولی درصورتی که دادسرا خودش معرفی کند و مدارک کافی باشد بیمه خسارت مرکزی را پرداخت می‌کند و در اینجا صندوق بیت‌المال چیزی پرداخت نمی‌کند.

زیر مجموعه ها

 


مشاوره حقوقی تلفنی

    جزوات آموزشی                                           فایل های صوتی                                         نمونه سوالات آزمون وکالت

 

Web Analytics