دانستنیهای حقوق

Details

پس از محاکمه غیابی و محکوم شدن‏ متهم، برای محکوم علیه غایب،حق واخواهی‏ ایجاد می‌شود.حق واخواهی بدین معناست‏ که محکوم علیه رأی غیابی حق دارد با رعایت‏ ترتیبات و تشریفات قانونی، به رأی غیابی‏ اعتراض کند و دادگاه صادر کننده رأی غیابی‏ نیز بر خلاف قاعده فراغ دادرس، مکلف به‏ رسیدگی مجدد می‏شود.

تعریف واخواهی و زمان طرح آن آرای محاکم در معنای اعم آن شامل احکام و قرارها ست. احکام نیز از یک منظر به احکام حضوری و غیابی تقسیم می‌شوند. واخواهی یکی ازطرق عادی شکایت از احکام است که تنها در خصوص احکام غیابی کاربرد دارد. به بیان دیگر در مورد قرارها و احکام حضوری به هیچ وجه واخواهی کاربرد ندارد. این تأسیس حقوقی که رهاورد حقوق فرانسه بوده، هم در آیین دادرسی مدنی و هم در آیین دادرسی کیفری وجود دارد. در امور حقوقی هرگاه خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده‌ قانونی او در هیچ یک از جلسات دادرسی حاضر نشوند و به صورت مکتوب نیز از خود دفاع نکند و ابلاغ اخطاریه در خصوص وقت جلسه دادرسی نیز به خوانده از نوع ابلاغ واقعی نباشد، حکم دادگاه نسبت به خوانده غیابی خواهد بود.

واخواهی در چه پرونده هایی صورت می‌گیرد؟ در پاسخ به این پرسش باید میان امور حقوقی و امور کیفری قائل به تفکیک شد. در آیین دادرسی مدنی همان طور که اشاره شد در هر پرونده ای که در دادگاه مطرح شود و خوانده یا نماینده او در جلسه حاضر نبوده و لایحه نیز ارسال نکرده باشند، می‌توانند از واخواهی استفاده کنند. به عبارت دیگر در آیین دادرسی مدنی در هر موضوعی امکان صدور حکم غیابی وجود دارد. این موضوع از مفاد ماده ‌303 قانون آیین دادرسی مدنی قابل فهم است.

مرجع واخواهی از احکام غیابی در این مورد بین آیین دادرسی مدنی و آیین دادرسی کیفری شباهت وجود دارد. مطابق ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی، دادخواست واخواهی به همان دادگاهی تقدیم می‌شود که حکم غیابی را صادرکرده است رسیدگی به موضوع نیز در همان دادگاه خواهد بود. در همین زمینه مطابق ماده 217 قانون آیین دادرسی کیفری، واخواهی در همان دادگاهی صورت می‌گیرد که حکم غیابی را صادرکرده است. پس در هیچ یک از دو مورد فوق نیازی به مراجعه به مراجع قضایی مافوق وجود ندارد.

فرصت واخواهی بعد از ابلاغ حکم غیابی در این خصوص میان امور حقوقی و امور کیفری تفاوت ظریفی وجود دارد که باید به آن دقت شود. در امور حقوقی چه واخواهی از حکم غیابیِ دادگاه بدوی باشد و چه از حکم غیابیِ دادگاه تجدید نظر، در هر دو حالت فوق برای افراد مقیم ایران 20 روز و برای افراد مقیم خارج از کشور 2 ماه از تاریخ ابلاغ واقعی حکم غیابی، مهلت در نظر گرفته شده است. این مواعد به روشنی در مواد 306 و 364 و 446 قانون آیین دادرسی مدنی بیان شده اند. امّا در آیین دادرسی کیفری مهلت واخواهی از احکام غیابیِ مراجع بدوی 10 روز از تاریخ ابلاغ واقعی حکم است و در خصوص احکام غیابیِ دادگاه تجدید نظر استان این مهلت 20 روز است. مهلت‌های فوق نیز در مواد 217 و 260 قانون آیین دادرسی کیفری به صراحت بیان شده اند.

خوانده خارج از کشور باشد و ظرف مدت مشخص شده قادر به واخواهی نباشد، اجرای حکم چگونه است؟ قانون آیین دادرسی مدنی میان افراد مقیم ایران و افراد مقیم خارج از کشور قائل به تفکیک شده است.در حالی‌ که این تفکیک در آیین دادرسی کیفری دیده نمی‌شود. به همین دلیل میان حقوقدانان اختلاف نظر است.

نکات تکمیلی در خصوص اعتراض به رای و واخواهی : احکام دادگاه حقوقی در خصوص خواهان همواره حضوری محسوب می‌شود. ابلاغ واقعی در صورتی است که برگ ابلاغ به شخص مخاطب رسیده باشد. حضور نداشتن متهم در دادگاه منجر به صدور حکم غیابی می‌شود. در هیچ یک از حدود الهی نمی‌توان حکم غیابی مبنی بر محکومیت افراد صادرکرد. ملاک حضوری بودن یا غیابی بودن حکم، حضور یا عدم حضور متهم یا وکیلش در دادگاه است. دادخواست واخواهی به همان دادگاهی تقدیم می‌شود که حکم غیابی را صادرکرده است. ​

پست های مرتبط