موسسه حامی عدالت

منوی اصلی

کانال تلگرام

مشاوره حقوقی تلفنی و آنلاین

مجموعه قوانین آزمون وکالت

قوانین آزمون وکالت

« »

آمار بازدید

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
آمار کل
63
1199
6182
7808
29664
128013
2040346

پیش بینی امروز
864


IP شما:54.92.180.46

hamiedalat

Responsive Joomla Template. Works with Mobile, Tablets and Desktops/Laptops
4

مشاوره

2

حقوقی

3

جزای اختصاصی 3(1)




 مهمترين جرايم عليه امنيت در حقوق ايران
نمونه بارز جرايم عليه امنيت در حقوق ايران و اسلام جرم محاربه مي باشد و
رسيدگي به اين جرايم در صلاحيت دادگاههاي انقلاب مي باشد.
.1 محاربه
الف( اسلحه كشيدن براي ترسانيدن مردم
ب( بر هم زدن امنيت از طريق سرقت مسلحانه و قطع الطريق
ج( قيام مسللحانه در برابر حكومت اسلامي
د( ريختن طرح براندازي حكومت اسلامي
ر( نامزد شدن براي تصدي يكي از پست هاي حساس حكومت كودتا
.2 تشكيل يا اداره يا عضويت در دسته يا جمعيت به قصد بر هم زدن امنيت
كشور
.3 تبليغ عليه نظام يا به نفع گروه هاي مخالف نظام
.4 جاسوسي و جرايم وابسته به آن
الف( مطلع كردن اشخاص فاقد صلاحيت از اسرار
ب( ورود به اماكن ممنوعه جهت كسب اطلاعات
ج( جمع آوري اطلاعات
د( بي مبالاتي در حفظ اطلاعات طبقه بندي شده
ر( اخفاي جاسوسان يا معرفي آنان به كشورهاي بيگانه
ز( جاسوسي به نفع يك دولت بيگانه و به ضرر دولت بيگانه ديگر
حقوق جزاي اختصاصي 3
2
.5 تحريك
.6 تهديد به بمب گذاري وسايل نقليه
.7 همكاري با دول خارجي متخاصم.
.1 واژه محاربه از ريشه حرب گرفته شده است كه متضاد كلمه سلم به معني
صلح مي باشد. محاربه در اصل به معني سلب و گرفتن است و از اين جهت
در مورد كسي كه براي جنگيدن با ديگران يا ترسانيدن آنها سلاح مي كشد به
كار مي رود كه وي قصد گرفتن جان يا مال يا امنيت ديگران را دارد. در آيه
33 سوره مائده كه اصلي ترين آيه اي است كه در بحث از محاربه به آن
استناد مي شود، براي شمول آيه كافر يا مشرك بودن محاربين شرط نيست.
با توجه به آيه 34 ، توبه كنندگان را از شمول آيه مستثني كرده است. كفاري
كه به قصد ارعاب و غارت اموال با مسلمانان مي جنگند از مصاديق بارز
محاربين قطاع الطريق هستند كه با سلاح راهزني مي كنند. علاوه بر
محاربه با خدا و رسول از)) افساد در زمين (( نام برده شده . دليل لفزوده
شدن قيد في الارض به فساد اينست كه عمل ارتكابي حالت بسامان و اعتدال
زمين را از بين برده و آن را براي سكونت انسان نامناسب مي سازد.
الف( ماده 183 ق.م.ا.هر كس را كه براي ايجاد رعب و هراس و سلب آزادي و
امنيت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد في الارض دانسته است. جمله
مذكور ترجمه عبارت تجريدالسلاح لاخافه الناس است.)) هركس (( ارتكاب از
سوي زن يا مرد. عدم اشاره به زمان و مكان يعني در شهر يا خاج شهر در شب
يا روز ممكن مي دانند.
كلمه مردم در ماده بايد نوعي عموميت در جرم وجود داشته باشد. تبصره 2
ماده اگر كسي سلاح خود را با انگيزه عداوت شخصي به سوي يك يا چند نفر
مخصوص بكشد و عمل او جنبه عمومي نداشته باشد محارب محسوب نمي شود.
نظر نگارنده: منظور از سلاح در ماده 183 آن چيزي است كه براي نزاع و
جنگيدن به كار مي رود و معني آن از زمان و مكاني به زمان و مكان ديگر
تغيير مي يابد. به نظر مي رسد كه عرف سلاح را اعم از سرد و گرم مي داند.
حقوق جزاي اختصاصي 3
3
مصاديق اسلحه گرم چيزهايي مثل تفنگ، هفت تير، مسلسل، توپ، تانك و
نظاير آنها و مصاديق اسلحه سرد چيزهايي مانند چاقو، شمشير، خنجر، نيزه،
قمه و نظاير آنها مي باشد. بدين ترتيب چيزهايي مثل: عصا، سنگ، بيل، داس،
تازيانه، ادويه جاتي مثل فلفل،و اعمالي مثل اسيد پاشي، آتش زدن، يا اخذ به
قوه، ظاهرا از شمول عنوان اسلحه و در نتيجه محاربه خارج مي گردد. تبصره
1 ماده 183 ق.م.ا. )) كسي كه به روي مردم سلاح بكشد ولي در اثر ناتواني
موجب هراس هيچ فردي نشود، محارب نيست. ((
علاوه بر دست به سلاح بردن كه عنصر مادي جرم موضوع ماده 183 مي
باشد، عنصر رواني اين جرم قصد ايجاد رعب و هراس و سلب آزادي و امنيت
مردم است.
قصد غير مستقيم: بدين ترتيب هرگاه قصد اوليه كسي از سلاح كشيدن بردن
مال مردم يا ربودن هواپيما باشد همين كه وي مي داند كه اين كار باعث ترسيدن
مردم خواهد شد، مشمول ماده مذكور خواهد شد.
جرايمي كه در حكم محاربه و افساد في الارض محسوب گشته اند، در حالي
كه اين جرايم هيچ ارتباطي با سلاح و دست بردن به اسلحه ندارد. مانند: ايجاد
كردن مراكز فساد و فحشا در صورتي كه سببيت براي براي فساد عامه داشته
باشد. گران فروشي، كم فروشي، عرضه نان نامرغوب و خودداري از عرضه
كالا يا از دادن فاكتور به قصد مقابله با حكومت. عبور دادن افراد از مرز در
صورتي كه اين عمل مخل امنيت عمومي باشد. ارتكاب ارتشا، اختلاس يا
كلاهبرداري با تشكيل و رهبري شبكه چند نفره، خريد، فروش، نگهداري، حمل
يا قاچاق مواد مخدر در سطح گسترده و يا باعث اعتياد افراد در بي از يك مورد
شدن. جعل، توزيع يا وارد كردن اسكناس رايج داخلي به قصد مبارزه با نظام يا
توسط عضوي از يك شبكه مجرمانه، اخلال در نظام توليد، توزيع، صادرات يا
پولي از طريق كارهايي مثل قاچاق ارز، احتكار و گران فروشي، رشا و ارتشا،
خارج كردن ميراث فرهنگي از كشور، حيف و ميل كلان اموال مردم با تاسيس
شركتهاي مضاربه اي و مانند آن، تقلب در پيمان ارزي و غيره.
حقوق جزاي اختصاصي 3
4
قانوني كه بيش از همه به محاربه و افساد في الارض اشاره كرده، قانون
مجازات جرايم نيروهاي مسلح مصوب سال 1382 مي باشد.
.1 برنامه ريزي يا تشكيل جمعيت به منظور براندازي نظام جمهوري اسلامي
ايران.
.2 اقدام براي جدا كردن قسمتي از قلمرو حاكميت جمهوري اسلامي ايران يا
لطمه وارد كردن به تماميت ارضي يا استقلال كشور.
.3 دادن اسرار كشور به دشمن يا بيگانه.
.4 پناه دادن جاسوسان.
.5 تخلف از تكاليف نظامي.
.6 انعقاد قرارداد تسليم با دشمن.
.7 ادامه جنگ پس از دريافت دستور توقف عمليات.
.8 خودداري از رفتن به ماموريت.
.9 ترك محل نگهباني.
.11 وارد كردن صدمه بدني به خود براي فرار از كار.
.11 غيبت يا فرار.
.12 فروش، حيف يا ميل يا سرقت وسايل نظامي.
.13 سوء استفاده، جعل و تزوير و گزارش خلاف واقع.
مي توان نتيجه گرفت كه قانونگذار ايران براي شمول عنوان محاربه نسبت
به عمل مرتكب، بيش از آنكه به ضابطه دست بع اسلحه بردن توجه داشته باشد
به قصد مرتكب داير بر مقابله و معارضه با نظام و يا آثار ناشي از اعمال وي
در ضربه زدن به نظام توجه داشته است و به عبارت ديگر يكي از 2 ضابطه
نوعي و شخصي را براي تشخيص عنوان محاربه به كار برده است.
ضابطه نوعي: سببيت براي فساد عامه، اخلال در امنيت عمومي، افساد و
اخلال در نظام، شكست جبهه اسلام، اسارت يا تسليم نيروهاي خودي، تسلط
دشمن بر اراضي، مواضع يا افراد خودي، وارد شدن تلفات جاني به نيروهاي
خودي، ورود ضربه مؤثر به نيروهاي مسلح، تقويت شدن دشمن. بدين ترتيب
هرگاه رفتار مرتكب در عمل موجب بروز يكي از نتايج سوء فوق گردد عمل او
حقوق جزاي اختصاصي 3
5
از يك جرم ساده به جرم محاربه تغيير ماهيت خواهد داد. و از سوي ديگر گاهي
با اعمال يك ضابطه شخصي به دليل قصدي كه در ايجاد اخلال و بر هم زدن
امنيت و... محارب و مفسد في الارض محسوب گرديده است.
در صورتي كه انجام اعمال فوق به قصد براندازي حكومت و ايجا فساد )
ضابطه شخصي يا ذهني ( يا در مواردي كه در نتيجه اعمال مذكور لطمات
جبران ناپذيري به عمليات نظامي وارد آيد. ) ضابطه عيني يا نوعي ( مرتكب به
مجازات محارب محكو مي شود.
ب(( بر هم زدن امنيت از طريق سرقت مسلحانه و قطع الطريق:
ماده 185 ق.م.ا.: سارق مسلح و قطاع الطريق هرگاه با اسلحه امنيت مردم يا
جاده را بر هم بزند و رعب و وحشت ايجاد كند، محارب است.
منظور از سلاح: سلاح واقعي، اعم از سرد يا گرم و پر يا خالي مي باشد.
ولي شليك كردن سلاح ضرورتي ندارد. ماده 653 قانون تعزيرات: هركس در
راه ها و شوارع به نحوي از انحا مرتكب راهزني شود، در صورتي كه عنوان
محارب بر او صادق نباشد، به 3 تا 15 سال حبس و شلاق تا 74 ضربه محكوم
مي شود.
اولين تفاوت ماده 185 . در ماده 653 دست به سلاح بردن ضرورتي ندارد.
.2 مكان ارتكاب جرم راه ها و شوارع است. اعم از داخل شهر يا خارج از
شهر. ولي در ماده 185 مثل يك ورزشگاه نيز قابل ارتكاب است.
.3 در ماده 653 بايد راهزني ارتكاب يابد. ولي در ماده 185 بر هم خوردن
امنيت مردم يا جاده مي باشد.
1 3 . قيام مسلحانه در برابر حكومت اسلامي: ماده 186 : هر گروه يا -
جمعيت متشكل كه در برابر حكومت اسلامي )نظام جكهوري اسلامي ايران( قيام
مسلحانه كند، مادام كه مركزيت آن باقي است، تمام اعضا و هواداران آن، كه
موضع آن گروه يا جمعيت يا سازمان را مي دانند و به نحوي در پيشبرد
اهداف آن فعاليت و تلاش مؤثر دارند محاربند اگرچه در شاخه نظامي
حقوق جزاي اختصاصي 3
6
شركت نداشته باشند. نگارنده معتقد است كه قدر متقين همان سه نفر مي
باشد، كمتر از سه نفر را به سختي مي توان گروه يا جمعيت دانست.
 مجازات مذكور براي تمام اعضا است به شرط اين كه:
.1 موضع گروه يا جمعيت را در قيام مسلحانه عليه حكومت بدانند.
.2 و به نحوي در پيشبرد اهداف آن فعاليت و تلاش مؤثر داشته باشند.
تشخيص مؤثر بودن در هر مورد با قاضي دادگاه مي باشد و بدون احراز آن
محكوميت اعضا ممكن نخواهد بود. شركت آنها در شاخه نظامي ضرورت
ندارد. شرط ديگر براي شمول ماده نسبت به اعضا آن است كه مركزيت آن
گروه يا جمعيت باقي باشد. به عبارتي ديگر كساني كه پس از متلاشي شدن
مركزيت، عضو تشكيلات باشند از شمول ماده خارج خواهند بود
عملا عليه حكومت دست به اسلحه برند. فقها خروج عليه امام عادلي كه
زمامدار امور مسلمين گرديده و در مقام احياي احكام اسلامي است را بغي
محسوب مي كنند و احكام بغات را در مورد چنين افرادي مجري مي دانند.
برخي بغي را از مصاديق جرم سياسي در فقه اسلامي دانسته اند.
1 4 . ريختن طرح براندازي حكومت اسلامي: ماده 187 ق.م.ا. هر فرد يا -
گروه كه طرح براندازي حكومت اسلامي را بريزد و براي اين منظور اسلحه و
مواد منفجره تهيه كند، و نيز كساني كه با آگاهي و اختيار امكانات مالي مؤثر و
يا وسايل و اسباب كار و سلاح در اختيار آنها بگذارند، محارب و مفسد في
الارض مي باشند.
منظور از گروه، گروه يا جمعيت متشكل نمي باشد. عمل فيزيكي لازم براي
تحقق عنصر مادي جرم موضوع قسمت اول ماده عبارت از: ريختن طرح
براندازي حكومت اسلامي و تهيه كردن اسلحه و مواد منفجره براي اين منظور
مي باشد.
قسمت اخير ماده اشخاصي را نيز كه با آگاهي و اختيار، يعني عالما و عامدا،
امكانات مالي مؤثر و وسايل و اسباب كار و سلاح در اختيار طراحان مي
گذارند محارب و مفسد في الارض دانسته است. براي شمول ماده هدف كمك
حقوق جزاي اختصاصي 3
7
كنندگان از اهميت برخوردار نمي باشد. ولي بايد امكانات مالي كه در اختيار
آنان گذاشته اند بايد مؤثر و معتنابه باشد. و يك كمك جزئي كفايت نمي كند و
عنوان معاونت ومجازات و مباشرت در نظر گرفته شده است.
1 5 . نامزد شدن براي تصدي يكي از پست هاي حساس حكومت كودتا. -
ماده 188 ق.م.ا. هركس در طرح براندازي حكومت اسلامي خود را نامزد
يكي از پست هاي حساس كودتا نمايد و نامزدي او در تحقق كودتا به نحوي
مؤثر باشد محارب و مفسد في الارض است. فرد مشمول اين ماده در طرح
براندازي حكومت شركت نداشته بلكه صرفا قبول كرده است كه در صورت
پيروز شدن كودتاچيان يكي از پست هاي حساس حكومت كودتا را قبول نمايد.
مسلحانه بودن طرح براندازي ضرورت ندارد مگر آنكه اين قيد را در واژه
كودتا مستتر بدانيم كه چندان مسلم نيست.
ماده 189 : اثبات محارب و افساد في الارض را با يك بار اقرار و شهادت دو
مرد عادل ممكن دانسته است.
تبصره 1 شهادت مردمي را كه مورد تهاجم مهاجمان قرار گرفته اند به نفع -
همديگر نپذيرفته است.
تبصره 2 هرگاه عده اي مورد تهاجم محاربان قرار گرفته باشند، شهادت -
اشخاصي كه بگويند به آنها آسيبي نرسيده است نسبت به ديگران پذيرفته مي
شود.
تبصره 3 شهادت اشخاصي را كه مورد تهاجم قرار گرفته اند اگر به منظور -
اثبات محارب بودن مهاجمان بوده و شكايت شخصي نباشد، پذيرفته است.
ماده 191 : حد محاربه و افساد في الارض را يكي از چهار چيز: قتل، آويختن
به دار، اول قطع دست راست و سپس قطع پاي چپ، و نفي بلد دانسته و ماده
191 قاضي را در انتخاب هر يك از اين امور چهارگانه مخير كرده است. از
ميان دو قول راجع به تخيير و ترتيب، قانونگذار ما قول اول را كه منطبق با
حقوق جزاي اختصاصي 3
8
قول پذيرفته شده در تحريرالوسيله مي باشد پذيرفته است. حد محاربه به تصريح
ماده 192 با عضو صاحب حق ساقط نمي شود و در واقع از زمره حقوق الله
است.
 كيفيت اجراي مجازات هاي چهارگانه
ماده 193 ق.م.ا. محاربي كه تبعيد مي شود بايد تحت مراقبت قرار گيرد و با
ديگران معاشرت و مراوده نداشته باشد.
ماده 194 ق.م.ا. مدت تيعيد در هر حال كمتر از يك سال نيست، اگرچه بعد از
دستگيري توبه نمايد، و در صورتي كه توبه ننمايد همچنان در تبعيد باقي خواهد
ماند.
ماده 195 ق.م.ا. مصلوب كردن مفسد و محارب به صورت زير انجام مي
گيرد:
الف( نحوه بستن موجب مرگ اونگردد.
ب( بيش از سه روز بر صليب نماند، ولي اگر در اثناي سه روز بميرد مي توان
او را پايين آورد.
ج( اگر بعد از سه روز زنده بماند، نبايد او را كشت.
ماده 196 ق.م.ا. بريدن دست راست و پاي چپ مفسد و محارب به همان گونه
ايست كه در حد سرقت عمل مي شود.
ماده 211 ق.م.ا. قطع چهار انگشت دست راست از انتهاي آن، به طوري كه
انگشت شست و كف دست باقي بماند؛ و قطع پاي چپ از پايين برآمدگي به
نحوي كه نصف قدم و مقداري از محل مسح باقي بماند انجام ميگيرد. براساس
آيه 34 سوره مائده و نظر اكثر فقهاي اماميه، توبه محارب قبل از دستگيري
مسقط حد دانسته شده بود.
2 تشكيل يا اداره يا عضويت در دسته يا جمعيت به قصد بر هم زدن امنيت -
كشور
حقوق جزاي اختصاصي 3
9
ماده 498 قانون تعزيرات: هر كس به هر مرامي، دسته، جمعيت يا شعبه
جمعيتي بيش از دو نفر در داخل يا خارج از كشور تحت هر اسم يا عنواني
تشكيل دهد يا اداره نمايد كه هدف آن برهم زدن امنيت كشور باشد و محارب
شناخته نشود به حبس از 2 تا 11 سال محكوم مي شود. اين ماده اشكال ماده 11
سابق را مرتفع مي سازد.
جنسيت، شغل ، سمت و مليت مرتكبان اين جرم از اهميت برخوردار نمي
باشد. مرام اين افراد يعني ايدئولوژي و طرز فكر آنها مهم نيست. ليكن هدف آنها
از تشكيل و اداره اين جمعيت بايد قصد برهم زدن امنيت كشور باشد.
در ماده 11 علاوه بر قصد برهم زدن امنيت كشور، قصد براندازي هم داشته
باشند محارب محسوب مي شوند.
هرگاه كسي هم دسته يا جمعيتي را تاسيس كرده و هم آن را اداره نمايد، به
نظر نگارنده نبايد جرايم وي را متخلف فرض نمود و او را به تحمل دو
مجازات محكوم كرد، بلكه بايد او را مرتكب دو جرم غير مختلف دانسته و بنا به
تشخيص قاضي حداكثر از علل مشدده كيفر دانست.
ماده 499 مجازات اعضاي غير مؤسس و غير مدير: هر كس در يكي از
دسته ها يا جمعيت ها يا شعب جمعيت هاي مذكور در ماده 498 عضويت يابد
بايد به 3 ماه تا 5 سال حبس محكوم مي گردد مگر اينكه ثابت شود از اهداف آن
بي اطلاع بوده است.
عنصر رواني
فرض كنيد يك نفر جمعيتي را با حضور دو عضو ديگر جهت برهم زدن
امنيت كشور تشكيل دهد كه يكي از اين دو عضو از هدف تشكيل جمعيت مطلع
و ديگري نسبت به اين امر ناآگاه باشد. در چنين حالتي به نظر نگارنده، عضو
تشكيل دهنده مشمول ماده 498 و عضو غير مؤسس ولي مطلع از هدف
تشكيلات مشمول ماده 499 مي گردد. ضمن اينكه عضو غير مطلع تحت شمول
هيچ يك از اين دو ماده قرار نگرفته و مشمول مجازات نمي شود. يا اينكه عضو
حقوق جزاي اختصاصي 3
11
سوم به هر دليل مثلا برخورداري از عوامل رافعه مسئوليت، مثل جنون، اكراه
و صغر سن قابل مجازات نباشد.
ماده 499 در مورد كساني كه عضو نبوده بلكه صرفا حامي يا مبلغ دسته يا
جمعيتي مي باشند قابل اعمال نيست. و ديگر اينكه هرگاه كسي در بيش از يك
دسته يا جمعيت در مواد 498 و 499 عضويت داشته يا آنها را تاسيس يا اداره
نموده باشد، اعمال او را مي توان ارتكاب جرايم متعدد غير مختلف دانسته و
تعدد جرم را از علل مشدده كيفر دانست. هر نظامي برنامه براندازي به مفهوم
تغيير و نابودي اساس جمهوري اسلامي ايران را طراحي يا بدان اقدام نموده و
به اين منظور جمعيت تشكيل دهد يا اداره نمايد يا شركت يا معونت داشته باشد،
محارب محسوب مي شود.ماده 17 قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح
طراحي: فرد نظامي خود طرح براندازي را مي ريزد ليكن در اقدام وي
شروع به اجراي طرح ريخته شده از سوي شخص ديگري كرده ولي ناكام مانده
است.
ماده 18 قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح: هر نظامي كه به منظور برهم
زدن امنيت كشور ايجاد رعب، آشوب و قتل، جمعيتي با بيش از دو نفر تشكيل
دهد يا اداره كند چنان چه محارب شناخته نشود به حبس از 3 تا 15 سال محكوم
مي گردد. اعضاي جمعيت كه نسبت به آن آگاهي دارند، در صورتي كه محارب
شناخته نشوند، به 2 تا 5 سال حبس محكوم مي گردند. جرم موضوع اين ماده
مثل جرايم موضوع ماده 498 مطلق بوده و براي تحقق آن حصول نتيجه خاص
ضرورتي ندارد.
3 تبليغ عليه نظام يا به نفع گروه هاي مخالف نظام -
ماده 511 قانون تعزيرات: هر كس عليه نظام جمهوري اسلامي ايران يا به
نفع گروه ها و سازمان هاي مخالف نظام به هر نحو فعاليت تبليغي نمايد به
حبس از سه ماه تا يك سال محكوم خواهد شد.
حقوق جزاي اختصاصي 3
11
آن دسته از تبليغاتي مشمول اين ماده مي شود كه عليه كليت نظام و در واقع
به قصد براندازي، و يا به نفع گروه ها و سازمان هايي انجام گيرد كه آنها قصد
مبارزه با كليت نظام و براندازي را دارند. از قبيل برگزاري تظاهرات، راه
انداختن ايستگاه هاي راديويي، تلويزيوني در خارج از يا گويندگي آنها، چاپ و
پخش نشريه و اعلاميه، مكاتبه گسترده با سازمان هاي بين المللي و مصاحبه
متعدد عليه نظام و نظاير آن همگي تحت شمول ماده قرار خواهند گرفت. اين
ماده در مورد كسي اعمال مي شود كه مباشرت در فعاليت تبليغي داشته باشد و
الا كسي كه صرفا براي مثال ديگري را در جهت تاسيس يك شبكه راديو
تلويزيوني مخالف تشويق كرده و يا براي مساعدت به وي پرداخت حقوق حقوق
گوينده آن شبكه را به عهده مي گيرد. ظاهرا از شمول ماده خارج و براساس
ماده 726 به عنوان معاونت در جرايم تعزيري به حداقل مجازات مقرر، يعني
3 ماه حبس محكوم مي شود. دامنه شمول ماد 511 كاملا محدود و جرم آن
نمونه بارزي از جرايم سياسي است.
تاريخچه جرايم سياسي
شايد بتوان ادوارد سوم پادشاه انگلستان را ابداع كننده چنين تفكري دانست كه
مجرمين عادي، مثلا راهزنان را به استناد اينكه عمل آنها اقتدار شاه راخدشه
دار كرده است به عنوان مجرم سياسي و خائن به كشور مجازات مي كرد. از
سوي ديگر برخي چون لوئيس پرول مؤلف كتاب ))جرم سياسي(( همراه با
افرادي چون بونگر، گاروفالو، و فري به اين جرايم به عنوان جرايم عليه دولت
يا جرايم طبقات مظلوم عليه ظالمين نگريسته اند. فرانكلين گدينگز كه كتاب
لوئيس پرول تحت عنوان جرم سياسي را به انگليسي برگردانده است.
يكي از معاني جرم سياسي، جرايم ارتكابي از سوي دولت به بهانه حفظ نظام
و از سوي سياستمداران به استناد مصلحت يا براي كسب منافع سياسي است.
وي سياست را بدون اخلاق موجب نابودي جامعه مي داند و آن را به علم بدون
وجدان كه روح را نابود مي سازد، تشبيه مي كند.
حقوق جزاي اختصاصي 3
12
جرايم سياسي بر دو نوع هستند: اين جرايم يا بوسيله دولت و يا عليه دولت
ارتكاب مي يابند. اعمال نوع اول از جمله همه اعمالي هستند كه مبتني بر نقض
حقوق بشر بوده و توسط كارگزاران دولتي ارتكاب مي يابند. مثل: بازرسي غير
قانوني از منازل افراد، سلب آزادي اشخاص، توقيف غير قانوني اشخاص،
اعمال مجازات سخت تر از مجازات مورد حكم، اذيت و آزار بدني و نظاير
آنها. و اعمال نوع دوم شامل اعمالي چون تظاهرات غيرقانوني، جاسوسي به
نفع بيگانگان و نظاير آنها مي شوند.
براي تشخيص ضديت عمل با دولت يكي از دو معيار دروني يا ذهني، نوعي
يا بيروني را مي توان به كار برد. مطابق معيار اول به قصد و نيت مرتكب مي
نگريم و اينكه آيا منظور او از ارتكاب جرم ضربه زدن به حكومت و نهاد هاي
آن و مبارزه مخالفت با آن بوده است يا خير. مطابق معيار دوم به نتايج معقول
حاصل از جرم توجه مي كنيم. هرگاه نتيجه اي از جرم حاصل شده و يا مي
توانسته است به طور معقولي از آن حاصل شود،به اركان حكومت لطمه اي به
صورت بالفعل يا بالقوه وارد نمايد، جرم ارتكابي را بايد جرم سياسي محسوب
كرد وگرنه بايد آن را يك جرم عادي به حساب آورد. در قوانين ايران براي
تشخيص جرم محاربه از هر دو معيار استفاده شده است. از يك سو گاهي انگيزه
مرتكب از ارتكاب جرم، و از سوي ديگر گاهي آثار زيان بار ناشي از اعمال او
موجب تبديل جرم ارتكابي به محاربه مي شود. نمونه هاي نوع اول مواردي
هستند كه قصد براندازي نظام يا قصد همكاري با دشمن يا شكست نيروهاي
خودي و نظاير آنها موجب محارب محسوب شدن مرتكب دانسته شده است و
نمونه هاي نوع دوم مواردي هستند كه تحقق اموري چون اخلال در امنيت
داخلي و خارجي يا اخلال در نظام، شكست جبهه اسلام، تقويت دشمن، تلفات
جاني، ضربه مؤثر به ماموريت نيروهاي مسلح باعث تبديل جرم مرتكب از يك
جرم عادي به جرم محاربه مي شود.اصل 168 قانون اساسي: رسيدگي به جرايم
سياسي بايد با حضور هيات منصفه در محاكم دادگستري صورت گيرد. تعريف
جرم سياسي را براساس موازين اسلامي بر عهده قانون عادي گذاشته است. از
لحاظ فقهي شايد نزديكترين مفهوم به جرم سياسي مفهم بغي باشد كه در لغت به
حقوق جزاي اختصاصي 3
13
معني ظلم و تجاوز و نافرماني و در اصطلاح نمايانگر قيام عليه امام و دولت
اسلامي است.
تعريف جرم سياسي در ماده 1 متن تهيه شده از سوي نهاد غير دولتي: فعل
يا ترك فعلي كه مطابق قوانين موضوعه قابل مجازات است هرگاه با انگيزه
سياسي عليه نظام سياسي مستقر و حاكميت دوليت و مديريت سياسي كشور و
مصالح نظام جمهوري اسلامي و يا حقوق سياسي، اجتماعي و فرهنگي
شهروندان و آزادي هاي قانوني آنان ارتكاب يابد جرم سياسي به شمار مي آيد.
مشروط بر انكه مقصود از ارتكاب آن نفع شخصي نباشد.
 : تعريف جرم سياسي طبق ماده 2
.1 تشكيل، اداره يا عضويت در جمعيت ها يا دسته جات با هدف برهم زدن
امنيت كشور.
.2 فعاليت تبليغي عليه نظام.
.3 توهين به رئيس يا نماينده سياسي كشور خارجي.
.4 سلب آزادي شخصي افراد ملت يا محروم نمودن آنان از حقوق مقرر در
قانون اساسي.
.5 اجتماع و تباني براي ارتكاب جرايم عليه امنيت.
.6 توهين به مقامات عالي رتبه كشور.
.7 ايراد افطرا و نشر اكاذيب به قصد اضرار يا تشويش اذهان عمومي نسبت
به مقامات دولتي.
.8 كليه جرايم انتخاباتي.
.9 جرايم مندرج در قانون فعاليت احزاب، جمعيت ها و انجمن هاي سياسي و
صنفي.
 متن تهيه شده از سوي وزارت دادگستري جرم سياسي را در ماده 1
عبارت دانسته از:
اقدام مجرمانه اي كه بدون اعمال خشونت توسط اشخاص حقيقي با انگيزه
سياسي و يا به وسيله گروه هاي سياسي قانوني عليه نظام سياسي مستقر و
حقوق جزاي اختصاصي 3
14
حاكميت نظام جمهوري اسلامي ايران و يا عليه حقوق سياسي و اجتماعي
شهروندان انجام گيرد، مشروط به آنكه انگيزه ارتكاب آن منافع شخصي نباشد.
ماده 2 مذكور بدون اشاره به مواد قانوني خاص مصاديق جرم سياسي را
موارد زير دانسته است:
.1 ارتكاب اعمال ناقض استقلال كشور.
.2 ارتباط، مبادله اطلاعات، مواضعه و حتي مصاحبه با بيگانگان كه به
مصالح ملي صدمه زده ولي از مصاديق جاسوسي نباشد.
.3 دريافت كمك هاي مالي از بيگانگان براي انجام كارهاي سياسي.
.4 تلاش براي ايجاد يا تشديد اختلاف ميان مردم.
.5 افشاء اسناد طبقه بندي شده در صورتي كه جاسوسي نباشد.
.6 شركت در اجلاسهاي سياسي خارجي بدون اخذ مجوزهاي لازم.
.7 نشر اكاذيب و شايعه پراكني.
.8 تشويق افراد و گروه ها به ارتكاب اعمالي عليه منافع نظام و هتك حيثيت
مقام هاي سياسي خارجي در قلمرو ايران به انگيزه ايجاد صدمه در روابط
خارجي.
هر دو متن مورد اشاره به ترتيب در مواد 3 و 4، مواردي چون آدم ربايي و
گروگان گيري، بمب گذاري و تحديد به آن، سرقت و تخريب اموال، تحريك
مردم به جنگ و كشتار با يكديگر، قاچاق و جاسوسي را از جمله جرايم سياسي
محسوب نكرده اند. نه تنها جرايم ارتكابي عليه اصل نظام و حكومت بلكه
جرايمي هم كه بر ضد سياست ها و قوانين مصوب دولت يا نهاد هاي دولتي
ارتكاب مي يابند مي توانند در صورت برخورداري از ساير شرايط از زمره
جرايم سياسي كحسوب گردند.
 سه نوع جرم سياسي در قانون جزاي جديد فرانسه:
.1 جرايم عليه ملت، دولت و صلح عمومي.
حقوق جزاي اختصاصي 3
15
.2 جرايم تلفيقي كه با انگيزه سياسي ارتكاب يافته ولي منافع اشخاص را مورد
نقض قرارداده اند. مثل: به قتل رساندن رهبر يك كشور.
.3 جرايم سياسي مرتبط، يعني آن دسته از جرايمي كه در اثناي يك واقعه
سياسي رخ داده اند. مثل: شورش در جريان يك تظاهرات سياسي.
جرايم سياسي تفاوت هاي ماهوي و شكلي با جرايم عادي دارند، مثل اينكه
ارتكاب آها موجب به جريان افتادن حكم تعليقي قبلي نشده و استرداد اين دسته از
مجرمين مجاز نمي باشد. از نظر مجازات هم تفوت هايي بين اين جرايم و
جرايم عادي مشاهده مي گردد. از لحاظ مرجع رسيدگي با لغو دادگاه امنيت
دولتي، تفوت قابل ذكري بين جرايم سياسي با جرايم عادي از لحاظ قوانين
فرانسه وجود ندارد ولي از حيث شيوه دادرسي تفاوت هاي جزئي ملاحظه مي
شود. برعكس فرانسه، آمريكا و انگلستان، اساسا مقوله جرم و مجرم سياسي را
به رسميت نشناخته و با همه جرايم به شيوه واحدي برخورد مي كنند.
4 جاسوسي و جرايم وابسته به آن: -
يكي از مصاديق بارز و قديمي جرايم عليه امنيت جرم جاسوسي است كه معمولا
يك جرم سازمان يافته و در عين حال فراملي مي باشد، چرا كه با ارتكاب آن
اطلاعات حياتي يك كشور در زمينه امور نظامي، امنيتي و سياسي از طريق يك
نظام سازمان يافته و با استفاده از منابع انساني و نه ابزاري مثل ماهواره اي
اطلاعاتي در اختيار كشور يا كشور هاي ديگر قرار ميگيرد. به طور سنتي
جاسوسي را هم رديف خيانت به كشور قرارمي دهند، كه اولي از سوي
خارجيان و دومي از سوي اتباع يك كشور قابل ارتكاب مي باشد. به تدريج اين
تفكيك در بسياري از نظام هاي كيفري رنگ باخته است. كشورهاي مختلف هم
از زمان هاي دور قوانيني را در مورد جاسوسي وضع كرده اند. مثل: كنگره
آمريكا در سال 1917 قانون جاسوسي را وضع كرد. جاسوسي از لحاظ موازين
حقوق بين الملل جرم محسوب نمي شود.
حقوق جزاي اختصاصي 3
16
دهه هشتاد ميلادي كه به دليل رشد ارتكاب اين جرم در اين دهه كه ناشي از
شدت جنگ سرد بين آمريكا و شوروي سابق بود، آن را دهه جاسوسي ناميده
اند.
سيا در آمريكا، ام.آي پنج و ام.آي شش در انگلستان، موساد در اسرائيل،
كا.گ.ب در شوروي.
دلايل جاسوسي:
.1 برخي جاسوسان مزدور هستند و به انگيزه هاي مالي و از روي حرص و
آز دست به ارتكاب اين جرم مي زنند. نمونه اين افراد در آمريكا، آلدريچ
آمس بود.
.2 انگيزه ديگر، دلايل عقيدتي و ايدئولوژيك برميگردد كه از لحاظ فكري به
كشور ديگري غير از كشور خود وابسته مي داند و در نتيجه براي آن
كشور جاسوسي مي كند. جاسوسي هاي حزب توده در ايرانبه نفع شوروي
و بلوك شرق سابق و ژنرال ديميتري پوليا كوف.
.3 انگيزه ديگر انتقام گيري است. ادوارد لي هووارد كه كارمند سيا بود، كه به
دليل لخراج از سيا اطلاعات خود را در اختيار كا.گ.ب قرار داد.
.4 دليل ديگر گرفتار شدن در جريان رمانتيك و عشقي است. كا.گ.ب در اين
موارد مشهور بود.
.5 گاهي فريب خوردن جاسوس است، كه وي تصور مي كند براي يك كشور
كار مي كند درحالي كه درواقع از اطلاعات او براي كشور ديگر هم
استفاده مي شود. ادوين ويلسون.
.6 در برخي موارد بخاطر ماندن در آن كشور و گرفتن اقامت اطلاعات خود
را به آنان منتقل ميكنند. ماندن ويتالي يورچنكو معاون كا.گ.ب. در غرب.
.7 گاهي ارتكاب جاسوسي به مشائل رواني و شخصيتي باز مي گردد.
جاسوس با انجام اين كار احساس قدرت و هيجان كرده و از اين طريق
ارضاء مي شود. كريستوفر بويس دانشجوي 21 ساله آمريكايي. و يك
ديپلمات روسي كه در روزنامه پراودا كه از او تحت عنوان دونالد نام برده
است.
حقوق جزاي اختصاصي 3
17
و برخي جاسوسان را به عنوان شبه جاسوس مي شناسند كه به طور علني مثلا
با انتشار نشريه و كتاب، اطلاعاتي را در اختيار بيگانگان قرار مي دهند. اين
افراد از سيستم خود ناراضي ولي برخلاف جاسوسان ايدئولوژيك، علاقه اي به
سيستم خاص ديگري هم ندارند. فيليپ آگي با انتشار كتابي اطلاعات مهمي را
در مورد عمليات ماموران سيا در اختيار كوبا و كشورهاي بلوك شرق قرارداد.
هارولد لدينكلسون استادي كه روش تربيت جاسوس را در آمريكا تدريس مي
كرد ولي جاسوس روسيه بود.
4 1 مطلع كردن اشخاص فاقد صلاحيت از اسرار. -
ماده 511 قانون تعزيرات ، هركس نقشه ها يا اسرار يا اسناد و تصميمات راجع
به سياسيت داخلي يا خارجي كشور را عالما و عامدا در اختيار افرادي كه
صلاحيت دسترسي به آنها را ندارند قراردهد يا از مفاد آن مطلع كند، به نحوي
كه متضمن نوعي جاسوسي باشد، نظر به كيفيات و مراتب جرم به يك تا ده سال
حبس محكوم مي شود. اين ماده جانشين ماده 7 قانون تعزيرات مصوب سال
1362 شده است.
عنصر مادي جرم: ارائه نقشه ها، اسرار يا اسناد يا تصميمات راجع به سياسيت
داخلي يا خارجي به افراد فاقد صلاحيت است. به كار رفتن قيود عالما و عامدا
در ماده نشان مي دهد كه اولا فرد بايد دادن اسرار را عمدا نه در حالت مستي ،
بي هوشي يا خواب و يا تحت تاثير هيپنوتيزم، اجبار، اكراه و نظاير آنها انجام
داده باشد و ثانيا وي بايد هم به محرمانه بودن اسناد و تصميمات و هم به
صلاحيت نداشتن كسي كه او آنها را در اختيار وي مي گذارد آگاه باشد، والا
اگر تصميمات را از جمله تصميمات عادي و غير محرمانه و يا آن فرد را
ماموري ذيصلاحيت تصور نمايد و او را از تصميمات آگاه كند مرتكب اين جرم
نخواهد شد، ليكن سوء نيت خاص يعني اينكه قصد ضربه زدن به نظام يا برهم
زدن امنيت و نظاير آنها را داشته باشد، ضروري نيست.
حقوق جزاي اختصاصي 3
18
منظور از دشمن عبارت است از اشرار، گروه ها و دولت هايي كه با نظام
جمهوري اسلامي ايران درحال جنگ بوده يا قصد براندازي آن را دارند و يا
اقدامات آنان برضد امنيت ملي است. تشخيص متخاصم بودن را در صورت
محرز نبودن براي دادگاه برعهده شوراي عالي امنيت ملي قرار داده است.
هر نظامي كه افراد تحت فرماندهي خود يا پايگاه يا تجهيزات و اطلاعات را به
دشمن تسليم يا انشاء نمايد در صورتي كه به منظور براندازي نظام و همكاري
با دشمن باشد به مجازات محارب و در غير لين صورت به 3 تا 15 سال حيس
تعزيري محكوم خواهد شد.
4 2 ورود به اماكن ممنوعه جهت كسب اطلاعات. -
ماده 513 قانون تعزيرات سال 1375 : هر كس به قصد سرقت يا نقشه برداري
يا كسب اطلاع از اسرار سياسي يا نظامي يا امنيتي به مواضع مربوط داخل
شود و هم چنين اشخاصي كه بدون اجازه مامورين يا مقامات ذيصلاح درحال
نقشه برداري يا گرفتن فيلم يا عكسبرداري از استحكامات نظامي يا اماكن
ممنوعه دستگير شوند به 6 ماه تا 3 سال حبس محكوم مي شوند. عنصر مادي
جرم مذكور در صدر ماده، ورود به مواضع مربوطه و عنصر رواني آن،
ورود عمدي و آگاهانه به عنوان سوء نيت عام و قصد سرقت يا نقشه برداري يا
كسب اطلاع از اسرار سياسي يا نظامي يا امنيتي به عنوان سوء نيت خاص
است.
ورود غير مجاز: فرض كنيد كسي بدون اجازه وارد محوطه يك پادگان
نظامي چند هكتاري مي شود تا اسرار نظامي را از اتاق بايگاني واقع در انتهاي
محوطه بربايد. حال آيا به صرف ورود به محوطه اصلي وي را بايد مرتكب اين
جرم دانست يا تحقق جرم منوط به ورود او به اتاق بايگاني خواهد بود؟
به نظر نگارنده بايد قائل به تفضيل شد، در مواردي كه محل مربوطه وسيع و
رسيدن به موضع مورد نظر از آن نيازمند طي مسافت قابل توجهي است، جرم
تنها پس از رسيدن به موضع موردنظر)اتاق بايگاني( به وقوع مي پيوندد و قبل از
حقوق جزاي اختصاصي 3
19
آن مرتكب در مرحله شروع قرار دارد و در صورت تصريح به مجازات در
قانون، وي را تنها به شروع به ارتكاب جرم محكوم كرد. ليكن هرگاه كل محل
چندان مسيع نباشد يه محض ورود غيرمجاز شخص به آن مي توان ارتكاب جرم
را از سوي وي محقق دانست هرچند كه او هنوز به اتاق يا طبقه مردنظر خود
نرسيده باشد. مثل اينكه كسي با ورود غير مجاز به ساختمان رياست جمهوري يا
قوه قضائيه قصد رفتن به اتاق بايگاني واقع در طبقه دوم را به قصد كسب
اطلاع از اسرار داشته باشد. در اين حالت به محض ورود غير مجاز از در
اصلي اين جرم از سوي او ارتكاب يافته است، مگر آنكه ورود از در اصلي
نيازمند كسب مجوز نباشد، كه در اين حالت جرم به محض ورود مرتكب به
بخشي كه بدون اجازه وارد آن شده است، مثلا طبقه دوم يا اتاق بايگاني به وقوع
مي پيوندد. اين جرم به جز عمد در نقشه برداري يا گرفتن فيلم يا عكس برداري
نيازمند سوء نيت خاص نمي باشد. و فرقي نمي كند كه اين كار را از روي قصد
اخلال انجام داده باشد يا از روي كنجكاوي و نگهداري عكس شخصي. و ممكن
است از بيرون عكس بگيرد يا ورود مجاز يا غير مجاز داشته باشد. تنها شرط
لازم براي تحقق جرم آنست كه از مقامات ذيصلاح اجازه عكس برداري و غيره
را نداشته باشد. براي تحقق جرم تمام شدن نقشه برداري يا فيلم برداري و غيره
ضرورتي ندارد بلكه همين كه فرد در حال انجام اين كارها دستگير شود كفايت
مي كند.
4 3 جمع آوري اطلاعات. -
ماده 515 قانون تعزيرات: هر كس با هدف برهم زدن امنيت كشور به هر
وسيله اطلاعات طبقه بندي شده را با پوشش مسئولين نظام يا مامورين دولت يا
به نحو ديگر جمع آوري كند چنانچه بخواهد آن را در اختيار ديگران قرار دهد
و موفق به انجام آن شود به حبس از دو تا ده سال و در غير اين صورت به
حبس از يك تا پنج سال محكوم مي شود.
عنصر مادي اين جرم: جمع آوري اطلاعات طبقه بندي شده اعم از محرمانه،
خيلي محرمانه، سري يا به كلي سري مي باشد. عنصر رواني اين جرم: علاوه
حقوق جزاي اختصاصي 3
21
بر عمد در جمع آوري اطلاعات ، قصد خاص برهم زدن امنيت كشور مي باشد.
بنابراين كسي كه صرفا جهت ارضاء حس كنجكاوي خود به اين كار دست مي
زند مشمول ماده نمي گردد. نيت هدف بلاواسطه از ارتكاب جرم و انگيزه هدف
مع الواسطه مرتكب است. مثلا نيت يك تيرانداز كشتن روح طرف و انگيزه وي
خالي كردن جيب اوست. انگيزه تاثيري در مسئوليت كيفري ندارد و تنها بنا به
تصريح قانون مي توان به عنوان يك كيفيت مخففه و مشدده در ميزان مجازات
مرتكب مؤثر باشد. بدين ترتيب قصدبرهم زدن امنيت كشور براي شمول ماده
515 كفايت مي كند.
ماده 24 قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح: هر نظامي كه اسناد يا اطلاعات
يا اشياي داراي ارزش را در اختيار دشمن و يا بيگانه قراردهد و اين براي
مصالح كشور مضر باشد به مجازات محارب محكوم خواهد شد. )بندالف( جرم
مطلق. و اگر موفق به تسليم آن نشود به حبس از 3 تا 15 سال محكوم مي گردد.
)بند ب( در بند الف بطور نوعي و بالقوه مضر است هرچند ورود ضرري بالفعل
احراز نگردد. هرگاه تقسيم بندي عنصر مادي به سه بخش رفتار فيزيكي،
شرايط و اوضاع و احوال لازم براي تحقق جرم و نتيجه حاصله را
بپذيريم.شرط مضر بودن از جمله شرايط و اوضاع و احوال و درواقع جزئي از
بخش دوم عنصر مادي است و نه بخش سوم آن، و به عبارت ديگر، جرم
موضوع بند الف، با قبول اين تفسير يك جرم مطلق خواهد بود و نه مقيد.
4 4 بي مبالاتي در حفظ اطلاعات طبقه بندي شده. -
جاسوسي يك جرم عمدي است، يعني مرتكب با سوء نيت اطلاعات طبقه بندي
شده را در اختيار بيگانگان قرار مي دهد.
جرم مطلق، ماده 516 : چنانچه مامورين دولتي كه مسئول امور حفاظتي و
اطلاعاتي طبقه بندي شده مي باشند و به آنها آموزش لازم داده شده است در اثر
بي مبالاتي و عدم رعايت اصول حفاظتي توسط دشمنان تخليه اطلاعاتي شوند
به يك تا شش ماه حبس محكوم مي شوند.
براي تحقق جرم موضوع ماده 516 وجود شرايطي ضروري است:
حقوق جزاي اختصاصي 3
21
.1 ارتكاب اين جرم تنها توسط مامورين دولتي كه داراي رابطه استخدامي اعم
از موقت يا دائم و نيز پيماني، رسمي، روزمرد، خريد خدمت و غيره با
دولت مي باشند پيش بيني شده است و بنابراين ماده شامل اشخاصي كه
مامور دولت نبوده ولي اطلاعات محرمانه اي را به هر دليل ديگر در
اختيار دارند، نمي شود.
.2 اين مامورين بايد مسئول امور حفاظتي و طبقه بندي شده باشند و به عبارت
ديگر شغل دولتي آنها با مسائل امنيتي و حفاظتي مرتبط باشد. بنابراين
صرف اينكه يك مامور دولت، مثلا يك وزير يا معون وزير يا مدير كل يا
رئيس اداره و نظاير آنها اطلاعات محرمانه اي را در اختيار دارد وي را
مشمول ماده نمي سازد. اين قيد را مي توان نقصي براي ماده محسوب كرد،
زيرا چه بسا بي مبالاتي افراد اخيرالذكر، به دليل اطلاعاتي كه دارند،
ضررهاي زيادي را به كشور وارد سازد.
.3 بايد به اين مامور دولت آموزش لازم داده شده باشد. منظور از دادن
آموزش لازم آن نيست كه وي حتما در يك دوره چند ماهه راجع به
چگونگي حفظ و رعايت اصول حفاظتي شركت كرده و گواهينامه اخذ كرده
باشد، بلكه منظور آنست كه وي در ظرف مدتي كه با توجه به طبيعت كار
و براساس عرف و مقررات موجود تعيين مي شود، بطور عملي يا نظري
با نحوه كار خود آشنا شده باشد.
.4 اين جرم يك جرم مادي صرف نيست كه بدون وجود عنصر رواني به تحقق
بپيوندد، بلكه براي تحقق آن هرچند كه عنصر رواني قصد و نيت ضروري
نيست ولي احراز بي مبالاتي ضروري است. بنابراين ماموري كه تحت
تاثير شكنجه يا هيپنوتيزم يا مستي اجباري و يادرحال خواب اطلاعات خود
را بروز مي دهد، مشمول ماده نمي شود. مگر آنكه نفس در اين حالت قرار
گرفتن ناشي از بي مبالاتي باشد. بي مبالاتي مامور دولتي مذكور در ماده
هم مي تواند نسبت به اصل ارائه اطلاعات باشد. مثل اينكه بدون دقت به
كنترل خط تلفن اطلاعات را براي همكار خود بيان نمايد و هم نسبت به
شناسايي هويت گيرنده اطلاعات كه مثلا بدون تحقيق كافي و به صرف
ادعاي وي او را مامور ذيصلاحيت دولت ايران تلقي كرده و اطلاعات خود
را در اختيار وي بگذارد.
حقوق جزاي اختصاصي 3
22
.5 براي تحقق جرم ماده 516 ، مامور دولتي بايد توسط دشمنان تخليه
اطلاعاتي شود اين هر دو قيد از اهميت برخوردار هستند. صرف دادن
اطلاعات به ديگران يا به افراد فاقد صلاحيت كفايت نمي كند. بلكه گيرنده
اطلاعات بايد كسي باشد كه اطلاق لفظ دشمن به وي، به دليل مخالفت عملي
با نظام و تلاش در جهت مقابلهبا آن يا لااقل خطرناك بودن وي بطور بالقوه
براي نظام ممكن باشد. پس هر شخص خارجي فاقد صلاحيت دشمن
نيست.واژه تخليه اطلاعاتي از اهميت برخوردار بوده و نمايانگر نوعي
زمينه چيني براي بيرون كشيدن اطلاعات از ديگري است. به جاي تخليه
اطلاعاتي بهتر بود واژه هرگونه افشا، گم كردن و... به كار مي رفت. چون
در بزه مورد مطالعه براي كارمند خاطي عنصر مادي وجود ندارد زيرا در
بزهي كه به او نسبت داده مي شود فعل يا ترك فعلي از او سر نمي زند.
بي احتياطي: اقدام به انجام كاري است كه فرد نبايد انجام دهد. مثل: داشتن
سرعت زياد.
بي مبالاتي: عبارت است از عدم انجام كاري كه انجام آن از وي انتظار مي
رود. مثل: راهنما نزدن در هنگام دور زدن با خودرو.
افشا: اعم است از دادن اصل يا تصوير سند به ديگران يا منتشر كردن آن در
جرايد و يا صرف مطلع نمودن ديگران از مفاد آن سند در اثر بي احتياطي، بي
مبالاتي يا عدم رعايت نظامات دولتي، و مواد 516 و 27 موضوع آنها از
جرايم مطلق مي باشند و در نتيجه وقوع هيچ نتيجه خاصي براي تحقق اين
جرايم ضرورت ندارد.
4 5 اخفاي جاسوسان يا معرفي جاسوسان به كشورهاي بيگانه: -
ماده 511 قانون تعزيرات: هركس به قصد برهم زدن امنيت ملي يا كمك به
دشمن، جاسوساني را كه مامور تفتيش يا وارد كردن هرگونه لطمه به كشور
بوده اند شناخته و مخفي نمايد يا سبب اخفاي آنها بشود، به حبس از شش ماه تا
سه سال محكوم مي شود.
حقوق جزاي اختصاصي 3
23
عنصر مادي جرم موضوع ماده 511 ، مخفي كردن يا سبب اخفاي جاسوسان
شدن است. عنصر رواني جرم متشكل از سوء نيت عام يعني عمد در مخفي
كردن يا سبب اخفا شدن و سوء نيت خاص يعني قصد برهم زدن امنيت ملي يا
كمك به دشمن مي باشد.
جاسوس بايد از طرف دشمن ماموريت داشته باشد. مخفي كننده را نمي توان به
صرف اخفا معاون جرمي محسوب كرد كه شخص مخفي شده بعدا مرتكب مي
شود. مگر اينكه او را تحريك، تشويق يا تطميع مرتكب و يا تسهيل ارتكاب جرم
و يا يكي از اعمال ديگر مذكور در ماده 43 قانون مجازات اسلامي تلقي شود. و
عنصر رواني معاونت نيز احراز گردد.
4 6 جاسوسي به نفع يك دولت بيگانه و به ضرر دولت بيگانه ديگر: -
ماده 512 : هركس به نفع يك دولت بيگانه و به ضرر دولت بيگانه ديگر در
قلمرو ايران مرتكب يكي از جرايم جاسوسي شود، به نحوي كه به امنيت ملي
صدمه وارد نمايد به يك تا پنج سال حبس محكوم مي شود.
تابعيت مرتكبان اين جرم مؤثر در مقام نيست؛ يعني چه جاسوس تابعيت كشوري
را داشته باشد كه له يا عليه آن جاسوسي مي كند، و چه ايراني يا تابعه كشور
ثالثي باشد مشمول ماده 512 قرار خواهد گرفت.
5 تحريك -
ماده 514 قانون تعزيرات: هر كس نيروهاي رزمنده يا اشخاصي را كه به
نحوي در خدمت نيروهاي مسلح هستند تحريك مؤثر به عصيان، فرار، تسليم يا
عدم اجراي وظايف نظامي كند، در صورتي كه قصد براندازي حكومت يا
شكست نيروهاي خودي در مقابل دشمن را داشته باشد، محارب محسوب مي
شود والا چنانچه اقدامات وي مؤثر واقع شود به حبس از دو تا ده سال، و در
غير اين صورت به شش ماه تا سه سال حبس محكوم مي شود.
حقوق جزاي اختصاصي 3
24
عنصر مادي جرم، تحريك مؤثر مي باشد. مؤثر به معناي اساس و مهم بكار
رفته است. هرگاه تحريك مؤثر با سوء نيت خاص كه قصد براندازي حكومت يا
شكست نيروهاي خودي انجام شده باشد، فرد تحريك كننده در هر حال با اعمال
يك ضابطه شخصي و بدون توجه به نتيجه حاصله از تحريك، محارب محسوب
و به مجازات آن جرم محكوم خواهد شد.
.1 تحريك مهم و اساسي به قصد براندازي حكومت يا شكست نيروهاي
خودي در هر حال و بدون توجه به نتيجه حاصله مجازات را در پي
دارد.
.2 تحريك مهم واساسي بدون قصد براندازي حكومت يا شكست نيروهاي
خودي در صورت مؤثر واقع شدن در عصيان، فرار، تسليم يا عدم
اجراي وظايف موجب حبس از دو تا ده سال مي گردد.
.3 تحريك مهم واساسي بدون قصد براندازي حكومت
يا شكست نيروهاي خودي در صورت مؤثر واقع نشدن در عصيان، فرار، تسليم
يا عدم اجراي وظايف موجب حبس از شش ماه تا سه سال مي شود.
ماده 512 : جرم تحريك مردم را به كلي پيش بيني كرده كه از مصاديق باررز
جرايم عليه امنيت داخلي كشور است. هر كس مردم را به قصد برهم زدن امنيت
كشور به جنگ و كشتار با يكديگر اغوا يا تحريك كند، صرف نظر از اينكه
موجب قتل و غارت بشود يا نشود، به يك تا پنج سال حبس محكوم مي گردد.
براي تحقق اين جرم و مجازات تحريك كننده، وجود و احراز سوء نيت خاص
به شكل قصد برهم زدن امنيت كشور ضروري است.
6 تهديد به بمب گذاري وسايل نقليه -
ماده 511 قانون تعزيرات: هر كس به قصد برهم زدن امنيت كشور و تشويش
اذهان عمومي تهديد به بمب گذاري هواپيما، كشتي و وسايل نقليه عمومي نمايد
يا ادعا نمايد كه وسايل مزبور بمب گذاري شده است، علاوه بر جبران خسارت
وارده به دولت و اشخاص به شش ما تا دو سال حبس محكوم مي گردد.
حقوق جزاي اختصاصي 3
25
عنصر مادي اين جرم، تهديد يا ادعا نسبت به بمب گذاري در وسايل نقليه و
عنصر رواني آن علاوه بر سوء نيت عام، يعني عمد در تهديد يا ادعا، عبارت
از سوء نيت خاص، به شكل قصد برهم زدن امنيت كشور مي باشد. تهديد نسبت
به آينده و ادعا نسبت به گذشته است. تهديد حتما با عملكرد فرد يا فرد و گروه
ديگري كه وي بر كار آنها كنترل دارد، مرتبط است. ليكن ادعا لزوما چنين
نيست. قطعا براي شمول ماده ادعا بايد كذب و عاري از حقيقت باشد.
7 همكاري با دول خارجي متخاصم -
ماده 518 قانون تعزيرات: هر كس يا گروهي با دول خارجي متخاصم به هر
نحو عليه جمهوري اسلامي ايران همكاري نمايد، در صورتي كه محارب
شناخته نشود، به يك تا ده سال حبس محكوم مي گردد. همكاري اعم از سياسي،
نظامي، تبليغي.
 تشديد و تخفيف مجازات در جرايم عليه امنيت كشور:
.1 تشديد مجازات: هركس در زمان جنگ مرتكب يكي از جرايم عليه امنيت
داخلي و خارجي موضوع اين فصل شود به مجازات اشد همان جرم محكوم
مي شود. منظور از مجازات اشد در اين ماده حداكثر مجازات پيش بيني شده
در قانون مي باشد.
.2 تخفيف يا معافيت از مجازات: ماده 517 ، هر كس داخل دستجات مفسدين يا
اشخاصي كه عليه امنيت داخلي يا خارجي كشور اقدام مي كنند، بوده و يا
رياست يا مركزيتي نداشته باشد و قبل از تعقيب، قصد جنايت و اسامي
اشخاص را كه در فتنه و فساد دخيل هستند به مامورين دولتي اطلاع دهد و
يا پس از شروع به تعقيب با مامورين دولتي همكاري مؤثري به عمل آورد
از مجازات معاف و در صورتي كه شخصا مرتكب جرم ديگري شده باشد
فقط به مجازات آن جرم محكوم خواهد شد. توبه بايد قبل از دستيابي نظام
انجام گرفته باشد. به نظر مي رسد دستيابي يك مرحله قبل از دستگيري
است. براي مثال توبه كسي كه در هواپيما در حال ورود ناشناس به فضا و
حقوق جزاي اختصاصي 3
26
خاك ايران توبه مي كند، در حالي كه مامورين با شناسايي قبلي وي جهت
دستگير كردن او در فرودگاه حاضر شده اند. علي الاصول احراز توبه با
قاضي است و تفاوت نمي كند كه ابراز آن نزد حاكم باشد يا نه.
دليل پيش بيني تخفيف يا معافيت از مجازات در جرايم نيروهاي مسلح
سنگيني آنها و خطرات كسترده نهفته در آنهاست. يه علاوه كشف اينگونه جرايم
و مجرمين به دليل ماهيت مخفيانه و سازماني آها با دشواري انجام مي گيرد و
بهترين راه براي كشف اين جرايم جلب همكاري مجرمين دخيل در ماجرا از
طريق شويق آنها به مراجعه به مقامات دولتي و تسليم شدن است.
 ساير جرايم عليه امنيت كشور
الف: سوء قصد به جان مقامات سياسي
.1 سوء قصد به جان مقامات سياسي داخلي يا مذهبي داخلي.
.2 سوء قصد به جان مقامات سياسي خارجي.
ب: توهين
.1 توهين به مقدسات.
.2 توهين به رهبري قبلي و فعلي.
.3 توهين به ساير مقامات دولتي ايران.
.4 توهين به مقامات سياسي خارجي.
ج: تخريب
.1 آتش زدن اموال به قصد مقابله با حكومت اسلامي.
.2 شكار يا صيد حيوانات وحشي محافظت شده.
.3 اتلاف اسناد دولتي.
.4 نهب و غارت
حقوق جزاي اختصاصي 3
27
.5 تخريب جنگل ها، درختان و مراتع.
.6 خرابكاري در وسايل مورد استفاده عمومي به منظور اخلال در
نظم و امنيت.
.7 اقدام عليه بهداشت عمومي.
.8 تخريب اموال تاريخي، فرهنگي.
.9 تخريب وسابل و تجهيزات راه آهن.
11 .اخلال در امنيت پرواز هواپيما و خرابكاري در وسايل و تاسيسات
هواپيمايي.
11 .اخلالگري در صنايع.
12 .اخلالگري در صنايع نفت.
13 .تخريب وسايل و تجهيزات نظامي از سوي نظاميان.
14 .تخريب در زندان توسط زنداني.
15 .شكستن مهر يا پلمب يا دفتر ثبت و ضبط دولتي يا اسناد موجود در
اماكن دولتي.
16 .تخريب اسناد مربوط به امام حميني)ره(.
د: تباني براي ارتكاب جرايم عليه امنيت.
ذ: اشاعه اكاذيب.
ه: تظاهر، قدرت نمايي، هياهو و جنجنال.
و: اقدام براي جدا كردن قسمتي از قلمرو حاكميت ايران.
الف: سوء قصد به جان مقامات سياسي
از مصاديق بارز تروريسم سياسي مي باشد. پرفسور فرايدلندر نويسنده: سوء
قصد به جان جوليوس سزار در سال 44 قبل از ميلاد به عنوان يكي از قديمي
حقوق جزاي اختصاصي 3
28
ترين انواع تروريسم اشاره كرده اند. مبدا آغاز تروريسم، مخصوصا تروريسم
سياسي سازمان يافته، را در ايران به زمان اسماعيليه به رهبري حسن صباح
نسبت مي دهند. تروريسم مسلما باعث نقص حقوق بشر براي حيات، آزادي و
امنيت شخصي است. حق آزاد بودن از ترس و واهمه در مقدمه ميثاق بين المللي
حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي
مورد تاكيد قرار گرفته است. براي تروريست مخصوصا تروريست سياسي،
ايجاد ترس و وحشت در قربانيان مستقيم اين جرم يا بطور غير مستقيم در افراد
ديگر، هدف اصلي مي باشد. تروريسم به شكل يك جرم سازمان يافته و گروهي
ارتكاب مي يابد.
تاريخچه واژه تروريسم و تفكيك آن از ترور
اين واژه براي اولين بار در سال 1795 ميلادي براي توصيف حكومت ترس
و وحشت كه در فرانسه حاكم بود بكار رفت. در سطح حقوق بين المللي،
اصطلاح تروريسم براي اولين بار در جريان سومين كنفرانس بين المللي كردن
حقوق جزا در بروكسل در سال 193 بكار رفت.
 تقسيم بندي تروريسم: 1.سياسي. 2.غير سياسي. 3.بين المللي.
كشورهايي مثل ايران بيشتر از تروريسم داخلي در رنج بوده اند. و دولت آمريكا
گرفتار تروريسم خارجي بود.
تروريسم هاي يك موضوعي: افراد و گروه هايي هستند كه براي حمايت از
يك موضوع خاص به عمليات تروريستي دست مي زنند. گروه مخالف سقط
جنين يا حامي حقوق حيوانات.
نوع سومي از تروريسم از دهه شصت رخ داده است كه تروريسم رسانه اي نام
دارد. يعني حمله كردن به هر كس صرفا به قصد كسب تبليغات رسانه اي، كه
اين را مي توان به پيروي از كميسيون بوش در آمركا نوعي تئاتر سياسي يا
حقوق جزاي اختصاصي 3
29
تبليغات عملي دانست. بسياري از ترورهاي كور و بي هدف در دوران پس از
پيروزي اتقلاب اسلامي از اين نوع بوده است.
افزايش موج تروريسم، افزايش انواع سلاح ها و مواد منفجره و سهولت
دسترسي به آنها وتسهيل رفت و آمد به نقاط مختلف جهان و اشاعه وسايل
ارتباط جمعي است.
ارتباط متقابل بين تروريسم و وسايل ارتباط جمعي
دخالت وسايل ارتباط جمعي علاوه بر پوشش خبري دادن به اهداف تروريست
ها، گاهي به قيمت جان گروگان ها تمام شده است.
مشكل ارائه تعريفي از تروريسم: چون آن كس كه از نظر يك شخص
تروريست محسوب مي شود، از نظر ديگري يك مبارز راه آزادي است.
پس از جنگ جهاني دوم در سال 1954 كميسيون حقوق بين المللي سازمان
ملل متحد در ماده 25 پيش نويس قانون جراين عليه صلح و امنيت بشري،
تشويق يا حمايت يك كشور از اعمال تروريستي در كشور ديگر يا عدم مقابله
يك كشور با اقدامات سازمان يافته براي انجام اعمال تروريستي در كشور ديگر
را جرمي عليه صلح و امنيت بشري و يك جرم بين المللي دانست.
.1 سوء قصد به جان مقامات سياسي يا مذهبي داخلي
ماده 515 قانون تعزيرات: هر كس به جان رهبر يا هريك از رؤساي قواي
سه گانه و مراجع بزرگ تقليد سوء قصد نمايد، چنانچه محارب شناخته نشود
به حبس از سه تا ده سال محكوم مي شود. هر كس با نيت فساد و مقابله با
حكومت به جان رهبر يا رئيس جمهور سوء قصد نمايد و پس از شروع به
عللي كه خارج از اراده مرتكب است بلااثر بماند در حكم محارب است.
عنصر مادي جرم عبارت از سوء قصد است. سوء قصد به معني عرفي
آنست، يعني كسي كه نه تنها از مرحله فكر و انديشه گذر كرده باشد بلكه
حقوق جزاي اختصاصي 3
31
عمليات مقدماتي مثلا خريد اسلحه را نيز پشت سر گذاشته و دست به عمليات
اجرايي قتل بزند ولي پس از شروع، بنا به دلايلي قصد او بلااثر بماند.
هرگاه نيت فساد و مقابله با حكومت به عنوان سوء نيت خاص، احراز
گردد، مرتكب را مي توان در حكم محارب دانسته و به مجازات محاربه
محكوم كرد.
.2 سوء قصد به جان مقامات سياسي خارجي
ماده 516 قانون تعزيرات: هر كس به جان رئيس كشور خارجي يا نماينده
سياسي آن در قلمرو ايران سوء قصد نمايد به مجازات مذكور در ماده 515
محكوم مي شود. مشروط به اينكه در آن كشور نيز نسبت به ايران معامله
متقابل بشود والا اگر مجازات خفيف تر اعمال گردد به همان مجازات
محكوم مي شود. منظور از نماينده سياسي، رئيس هيات نمايندگي كشور
خارجي در ايران و يا هر مقام دولتي آن كشور است كه پيرو دعوت رسمي
دولت ايران در اجراي يك وظيفه دولتي به ايران سفر كرده است.
علاوه بر شرط عمل متقابل، شرط ديگر تقاضاي دولت مربوطه يا نماينده
سياسي آن دولت يا مطالبه مجني عليه يا ولي اوست و در صورت استرداد
تقاضا تعقيب جزايي نيز موقوف خواهد شد.
ب: توهين )جرم مطلق(
از جمله جرايم عليه حيثيت و اعتبار معنوي اشخاص مي باشد. از ريشه
وهن به معني سست گردانيدن است. توهين لفظي را فحش مي نامند. توهين
فعلي مثل آب دهان به روي ديگري انداختن. براي تشخيص اهانت آميز بودن
هر رفتار خاص بايد به عرف زمان و مكان رجوع كرد.
توهين به طبقه و گروهي از اشخاص، بدون معين كردن مصاديق خاص،
توهين كيفري محسوب نمي شود. مگر اينكه تعداد آنچنان كم باشد كه متوجه
تك تك آنها شود، مثل دانش آموزان يك كلاس.
حقوق جزاي اختصاصي 3
31
الفاظ و حركات مرتكب، صراحت بر توهين داشته باشد. و ديگر آنكه
ارتجالي و ابتدايي بودن توهين ضروري است، يعني كسي كه در پاسخ به
توهين شفاهي ديگري به او توهين مي كند مرتكب جرم نمي شود. توهين با
ترك فعل نيز قابل تحقق است.
حضوري بودن توهين شرط نيست و توهين مي تواند در غياب شخص
مورد توهين ولي در حضور ديگران صورت پذيرد.
برخي علني بودن را شرط تحقق جرم توهين دانسته اند.
توهين به مردگان توهين كيفري موضوع ماده 618 )توهين ساده،قابل گذشت(
محسوب نمي شود، مگر به گونه اي باشد كه عرفا هتاكي به بازماندگان تلقي
شود.
جرم توهين نياز به عنصر رواني يعني عمد در توهين كردن دارد. كه
مستلزم آگاهي است.
البته سوء نيت خاص مثلا قصد اذيت و متالم كردن طرف شرط نيست. و
مخاطب توهين در عمل ناراحت شود شرط نمي باشد. به عبارت ديگر اين
جرم از زمره جرايم مطلق بوده و نيازي به نتيجه ندارد. توهين از زمره
جرايم با ماهيت خصوصي و نيازمند شكايت شاكي خصوصي است.
گاهي توهين 1.به اعتبار شخصيت و مقام طرف، اهانت. 2.يا به اعتبار
شيوه و نحوه، ارتكاب. 3.يا به اعتبار كيفيت و ماهيت توهين، افترا. مشدد
گشته و مجازات آن نيز تشديد مي شود. جنسيت يا سن قرباني موجب تشديد
مجازات است.
.1 توهين به مقدسات
ماده 513 قانون تعزيرات: هر كس به مقدسات اسلام و يا هر يك از انبياء
عظام يا ائمه طاهرين)ع( يا حضرت صديقه طاهره)س( اهانت نمايد، اگر
مشمول حكم ساب النبي باشد اعدام مي شود، و در غير اينصورت به حبس
حقوق جزاي اختصاصي 3
32
از يك تا پنج سال محكوم مي شود. همان طور كه در بحث از توهين ساده
مطرح شد ظاهرا نمي توان براي ترك از فعل مجازاتي قائل شد.
عنصر رواني جرم مذكور در ماده 513 عمد در توهين است كه مستلزم
آگاهي نسبت به موهن بودن رفتار مورد بحث مي باشد.
.2 توهين به رهبري فعلي و قبلي
ماده 514 قانون تعزيرات: هر كس به حضرت امام خميني، بنيانگزار
جمهوري اسلامي ايران، و مقام معظم رهبري به نحوي از انحاء اهانت كند
به حبس از 6 ماه تا 2 سال محكوم مي شود.
.3 توهين به ساير مقامات دولتي ايران
ماده 619 قانون تعزيرات: هر كس با توجه به سمت، به يكي از رؤساي سه
قوه يا معاونان رئيس جمهور يا وزراء يا يكي از نمايندگان مجلس شوراي
اسلامي يا نمايندگان مجلس خبرگان يا اعضاي شوراي نگهبان يا قضات يا
اعضاي ديوان محاسبات يا كاركنان وزارتخانه ها و مؤسسات و شركت هاي
دولتي و شهرداري ها در حال انجام وظيفه يا به سبب آن توهين نمايد به 3 تا 6
ماه حبس و يا تا 74 ضربه شلاق و يا پنجاه هزار تا يك ميليون ريال جزاي نقدي
محكوم مي شود. اشخاص مورد حمايت در اين ماده مامورين دولتي مي باشند و
كارشناس به عنوان يك فرد قابل تعقيب است.
رويه قضايي ايران محدوديت ديگري را نيز براي افراد مشمول ماده تعيين
كرده و آن اينست كه اين افراد متصدي اعمال حاكميت دولت باشند و نه اعمال
تصدي آن. منظور از اعمال حاكميتي اعمالي هستند كه دولت از حيث
برخورداري از قدرت عمومي و در راستاي اعمال قدرت مزبور انجام مي دهد.
مثل اعمال انتظامي و قضايي و نظاير آنها. عمل تصدي برعكس، عملي است
كه دولت نه از حيث اعمال قدرت عمومي بلكه به مانند ساير اشخاص انجام مي
دهدو مثل بانكداري يا اشتغال به فعاليت هاي تجاري ديگر.
براي شمول ماده 619 تحقق 2 شرط ضرورت دارد:
حقوق جزاي اختصاصي 3
33
.1 توهين با توجه به سمت شخص شخص مورد توهين قرار گيرد. يعني
اينكه توهين كننده به مقام طرف آگاه باشد.
.2 توهين در حال انجام وظيفه يا به سبب آن باشد.
چه به صورت علني: بدون حضور خودش در برابر همكاران او و چه
حضوري: بدون حضور ديگران در حضور او توهين شود مورد شمول ماده
خواهد بود.
هر گاه توهين به كارمند دولت در حال انجام وظيفه او صورت گيرد بايد
حضوري باشد، ليكن هرگاه توهين به سبب انجام وظيفه باشد مي توان در
حضور كارمند يا در حضور ديگران صورت گيرد.
توهين به مامورين دولتي مطابق قانون ايران آنست كه اين جرم برخلاف
توهين ساده موضوع ماده 618 از زمره جرايم داراي ماهيت عمومي و
غيرقابل گذشت مي باشد.
.3 توهين به مقامات سياسي خارجي
ماده 517 قانون تعزيرات: هركس علنا نسبت به رئيس كشور خارجي يا
نماينده سياسي آن كه در قلمرو خاك ايران وارد شده است، توهين نمايد به يك تا
سه ماه حبس محكوم مي شود. مشروط به اين كه در آن كشور نيز در مورد
مذكور نسبت ايران معامله متقابل بشود. توهين بايد علني باشد
ج( تخريب
جرم تخريب از جمله جرايم عليه اموال و مالكيت محسوب مي شود. اين جرم
را مي توان عبارت از نابود كردن يا خسارت وارد آوردن عمدي به مال متعلق
به غير دانست.
بدين ترتيب: نابود كردن يا ايراد خسارت به مال متعلق به غير، عنصر مادي.
و عمدي بودن عمل، عنصر رواني آن است.
حقوق جزاي اختصاصي 3
34
عمل فيزيكي در عنصر مادي معمولا به شكل فعل مثبت ارتكاب مي يابد ولي
تصور تحقق اين جرم با ترك فعل هرچند بعيد ليكن ممكن است. مثل اينكه
سوزنباني عمدا مانع را فرود نياورد تا اتومبيلي بر اثر تصادف با قطار در حال
عبور خسارت ببيند. نابود كردن يا ايراد خسارت لزوما نسبت به مال صورت
مي گيرد؛ ليكن هرگاه كسي مشروبات الكلي يا مواد مخدر ديگري را از بين
ببرد يا هواي خانه ديگري را با دود و مواد مسموم كننده آلوده نمايد و يا انساني
را مضروب سازد مشمول مقررات راجع به تخريب مال قرار نخواهد گرفت.
همچنين اموال غيرعيني و غيرملموس مشمول عنوان تخريب قرار نمي گيرد.
مثل حق اختراع يا اسرار تجاري.
كسي كه يك زمين فوتبال را لعب يا شخم مي زند، هم از نظر حقوق ايران و
هم از لحاظ حقوق انگلستان، مرتكب جرم تخريب كيفري شده است. مقدمه
جرمي براي جرم ديگر تعدد جرم است و مورد بالا از موارد تعدد جرم است.
صرف از بين بردن بخشي از مال يا ايراد خسارت به مال كفايت مي كند. مانند
كندن در بقعه امامزاده، لگدمال كردن چمن هاي تزئيني، ولي نه چمن هايي كه
برروي زمين فوتبال كاشته مي شوند.
صرف باز كردن قفل درب با استفاده از پيچ گوشتي بدون وارد كردن هيچ
گونه خسارتي به آن اساسا تخريب محسوب نمي شود.
تشخيص ورود خسارت به مال، با توجه به ماهيت آن مال، برعهده عرف مي
باشد. ورود غير مجاز به ملك ديگري به حقوق مالك لطمه وارد شده است و
تخريب نيست. خسارت غير مستقيم مثل اينكه شخص با قطع آب به پاي
درختان، به ديگري خسارت بزند. و احراز رابطه عليت بين فعل شخص و
خسارت ديدن شخص وجود داشته باشد. مال نابود شده يا خسارت ديده بايد
متعلق به غير باشد.
عنصر رواني جرم تخريب در حقوق ايران عمد در خراب كردن مال متعلق
به ديگري است. عنصر مادي و رواني بايد با هم تقارن زماني داشته باشند. بدين
ترتيب هرگاه كسي به قصد شكار پرنده اي تيري را رها كند و تير او بر اثر
خطا در هدف گيري به انساني برخورد كرده و او را بكشد، شخص تيرانداز را
حقوق جزاي اختصاصي 3
35
نمي توان قاتل عمد محسوب كرد، هرچند كه وي در روز بعد با گذر كردن از
همان محل جسد روز گذشته را انسان زنده اي بپندارد و به قصد كشتن او تيري
به سويش رها سازد. علي رغم برخورداري وي از عنصر مادي و عنصر
رواني قتل با توجه به مقارن نبودن اين دو عنصر از نظر زماني، مجموعه
اعمال او تحت دو عنوان مجزاي قتل غير عمد )در روز اول( و جرم محال )در
روز دوم( قابل بررسي است.
علاوه بر لزوم تقارن زماني داشتن دو عنصر مادي و رواني اين دو عنصر
بايد مربوط به جرم واحدي باشند. قصد و نيت اعم است از مستقيم يا غير
مستقيم. به عبارت ديگر كسي كه به قصد كشتن مسافران هواپيما، آن را بمب
گذاري كرده و هواپيما را منفجر مي كند همان قدر قاتل عمد است كه كسي اين
كار را به قصد تخريب محموله هواپيما و در نتيجه اخذ خسارت از شركت بيمه
و با علم به كشته شدن مسافران انجام مي دهد.
براي تحقق جرم تخريب ضرورتي ندارد كه قصد نابود كردن و خسارت به
همان مالي وجود داشته باشد كه عملا نابود شده و يا خسارت ديده است. مثلا
هرگاه كسي به قصد شكستن شيشه ساعت آن را روي ماشين بكوبد و خودرو
آسيب ببيند وي مرتكب جرم كيفري شده است. و اگر يكي از اين دو متعلق به
وي باشد به دليل عدم تحقق يكي از شرايط لازم )عنصر مادي يا رواني( مرتكب
جرم تخريب محسوب نخواهد شد.
.1 آتش زدن اموال به قصد مقابله با حكومت اسلامي
ماده 675 : هر كس كه عمدا عمارت يا بنا يا كشتي يا هواپيما يا كارخانه يا انبار
و به طور كلي هر محل مسكوني يا معد براي مسكن يا جنگل يا خرمن يا هر
نوع محصول زراعي يا اشجار يا مزارع يا باغ هاي متعلق به ديگري را آتش
بزند، مجازات حبس از دو تا پنج سال و اگر با اعمال يك ضابطه ذهني و به
قصد خاص مقابله با حكومت مرتكب شود مجازات محارب را تعيين كرده است.
.2 شكار يا صيد حيوانات وحشي حفاظت شده
حقوق جزاي اختصاصي 3
36
ماده 681 قانون تعزيرات: هر كس بر خلاف مقررات و بدون مجوز قانوني
اقدام به شكار يا صيد حيوانات و جانوران وحشي حفاظت شده نمايد به حبس از
سه ماه تا سه سال جزاي نقدي از يك و نيم ميليون ريال تا 18 ميليون ريال محكوم
خواهد شد. شكار و صيد با فعل مثبت ارتكاب مي يابند و تفوتي نمي كند كه
حيوان زنده گرفته شده يا كشته شود.
.3 اتلاف اسناد دولتي
ماده 681 قانون تعزيرات: هر كس عامدا دفتر و قباله ها و ساير اسناد دولتي
را بسوزاند يا به هر نحو ديگري تلف كند به حبس از دو تا ده سال محكوم
خواهد شد. منظور از اسناد يا دفاتر دولتي، اسناد رسمي است.
.4 نهب و غارت
ماده 683 : هر نوع نهب و غارت و اتلاف اموال و اجناس و امنعه يا
محصولات كه از طرف جماعتي بيش از سه نفر به نحو قهر و غلبه واقع شود،
چنانچه محارب شناخته نشود به حبس از دو تا پنج سال محكوم خواهند شد.
.5 تخريب جنگل ها، درختان و مزارع
ماده 686 قانون تعزيرات: هر كس درختان موضوع ماده يك قانون گسترش
فضاي سبز را عالما و عامدا و برخلاف قانون مذكور قطع يا موجبات از بين
رفتن آنها را فراهم كند علاوه بر جبران خسارت وارده، حسب مورد به حبس
تعزيري از 6 ماه تا 3 سال و يا جزاي نقدي از 3 ميليون تا 18 ميليون ريال
محكوم خواهد شد.
به نظر مي رسد كه اين جرم حتي توسط مالك درخت نيز قابل ارتكاب باشد؛
زيرا يك جرم عليه آسايش عمومي است و نه جرمي عليه اموال.
.6 خرابكاري در وسايل و تاسيسات مورد استفاده عمومي به منظور اخلال
در نظم و امنيت عمومي
ماده 687 قانون تعزيرات: هر كس در وسايل و تاسيسات مورد استفاده عمومي
از قبيل شبكه هاي آب و فاضلاب، برق، نفت، گاز، پست و تلگراف و تلفن و
حقوق جزاي اختصاصي 3
37
مراكز فركانس و مايكروويو و راديو و تلويزيون و متعلقات مربوط به آنها، اعم
از سد و كانال و انشعاب لوله كشي و نيروگاه هاي برق و خطوط انتقال آنها كه
به هزينه يا سرمايه دولت يا با سرمايه مشترك دولت و بخش غير دولتي يا بخش
يا توسط بخش خصوصي براي استفاده عمومي ايجاد شده و همچنين در علائم
راهنمايي و رانندگي و ساير علائمي كه به منظور حفظ جان اشخاص يا تامين
تاسيسات فوق يا شوارع و جاده ها نصب شده است، مرتكب تخريب يا ايجاد
حريق يا از كار انداختي يا هر نوع خرابكاري ديگري شود، بدون آنكه منظور
او اخلال در نظم و امنيت عمومي باشد، حبس از 3 ماه تا 11 سال محكوم
خواهد شد.
.7 اقدامات عليه بهداشت عمومي
ماده 688 : هر اقدامي كه تهديد عليه بهداشت عمومي شناخته شود، از قبيل
آلوده كردن آب آشاميدني يا توزيع آب آشاميدني آلوده، دفع غير بهداشتي
فضولات انساني و دامي و مواد زايد، ريختن مواد مسموم كننده در رودخانه ها،
زباله در خيابان ها و كشتار غير مجاز دام، استفاده غير مجاز فاضلاب خام يا
پس آب تصفيه خانه هاي فاضلاب براي مصارف كشاورزي ممنوع مي باشد و
مرتكبين چنانچه طبق قوانين خاص مشمول مجازات شديدتري نباشند، به حبس
تا يك سال محكوم مي شوند.
.8 تخريب اموال تاريخي و فرهنگي )جرم مقيد(
اوج اين تهاجمات عليه آثار تاريخي ايران در دوران قاجاريه بوده است. در
كليه جرايم مذكور در اين فصل، سازمان ميراث فرهنگي يا ساير دواير دولتي،
برحسب مورد، شاكي يا مدعي خصوصي محسوب مي شوند. در صورتي كه
اينگونه عمليات موجب تزلزل بنيان اين آثار يا ورود خرابي و لطمه به آنها شود
مرتكب قابل مجازات مي باشد. بدين ترتيب اين جرم از زمره جرايم مقيد است.
و لطمات فيزيكي و عادي مورد نظر است.
حقوق جزاي اختصاصي 3
38
تشخيص ماهيت تاريخي فرهنگي اموال بر عهده سازمان ميراث فرهنگي
كشور است. هرگاه فروش اموال مذكور تحت هر عنوان از عناوين بطور
مستقيم يا غير مستقيم به اتباع خارجي صورت گيرد، مرتكب به حداكثر
مجازات مقرر محكوم مي شود. مجازات اشد تنها بر فروشنده تحميل مي گردد و
نه بر خريدار خارجي.
.9 تخريب وسايل و تجهيزات راه آهن
شدت اين مجازات ها به نوع واقعه حادث شده، تعداد مرتكبين، وجود عمد يا بي
مبالاتي در مرتكب بستگي ندارد.
11 .اخلال در امنيت پرواز هواپيماها و خرابكاري در وسايل و تاسيسات
هواپيمايي.
11 . اخلال گري در صنايع
در ماده 4 اين قانون براي مواردي كه جهت ارتكاب جرايم مذكور دسته ها يا
جمعيت هايي تشكيل شوند، هرچند كه هيچ يك از اين جرايم ارتكاب نيابند،
مجازات هايي تعيين شده است، مگر آنكه اعضاي دستجات يا جمعيت هاي مورد
اشاره، قبل از وقوع جرم، جريان توطئه را به مقامات مربوطه اطلاع دهند.
حداقل تعداد افراد حاضر در دسته يا جمعيت دو نفر تعيين شده است.
12 . اخلال گري در صنايع نفت
حداقل تعداد افراد حاضر در دسته يا جمعيت در اين قانون سه نفر تعيين شده
است.
13 .تخريب وسايل و تجهيزات نظامي از سوي نظاميان
كه حكم محارب دارد.
.14 تخريب در زندان توسط زنداني
ماده 547 قانون تعزيرات: هر زنداني كه از زندان يا بازداشگاه فرار نمايد به
شلاق تا 74 ضربه يا سه تا شش ماه حبس محكوم مي شود. و اگر براي فرار
حقوق جزاي اختصاصي 3
39
درب زندان را شكسته يا آن را خراب كرده باشد، علاوه بر تامين خسارت
وارده، به هر دو مجازات محكوم خواهد شد.
-1 شكستن در زندان براي فرار انجام گرفته و 2 زنداني عملا فرار كرده -
باشد. و تفاوتي بين انواع حيس قائل نشده است.
.15 شكستن مهر يا پلمب يا دفاتر ثبت و ضبط دولتي يا اسناد موجود در اماكن
دولتي
مواد 543 و 546 قانون تعزيرات براي اين موضوع پيش بيني شده اند.
كليه كارمندان دولت در محدوده وظايف خود مقامات رسمي محسوب مي
شوند... به عبارت ديگر كسي كه با احراز و رعايت شرايط قانوني و با صدور
حكم تصدر مقامي را عهده دار مي گردد و وظايف و تكاليفي به عهده وي
گذارده شده است، مقام رسمي محسوب مي گردد.
.16 تخريب اسناد مربوط به امام خميني )ره(
هر كس عمدا به انهدام يا تخريب اسناد و نسخ اصلي و منحصر به فرد مكتوب
حضرت امام )ره( و يا آثار غير مكتوب، از قبيل آثار سمعي و بصري، اقدام
كند، علاوه بر جبران خسارت وارده به 4 ماه تا 2 سال حبس يا از 11 تا 31
ضربه شلاق، 21 هزار تا 211 هزار ريال جزاي نقدي و يا هر دو مجازات
محكوم خواهد شد، مگر مكتوباتي كه جنبه شخصي داشته باشد.
د( تباني براي ارتكاب جرايم عليه امنيت كشور
منظور از تباني، توافق بين دو يا چند نفر براي ارتكاب جرم مي باشد. اين جرم
را مي توان يك جرم ناتمام ناميد، چرا كه توافق كنندگان به منظور و هدف مورد
نظر خود نرسيده اند، ليكن مجازات كردن تباني به معني مجازات كردن انديشه
مجرمانه صرف نمي باشد، زيرا عنصر مادي جرم با حصول توافق تحقق يافته
است.
گابريل تارد نيز در بتره قاعده تقليد افراد از يكديگر در اجتماع دو كتاب خود
فلسفه جزايي توضيح داده است.
حقوق جزاي اختصاصي 3
41
عناصر متشكله جرم تباني: تباني يكي از جرايمي است كه تفكيك بين عنصر
مادي و عنصر رواني آن آسان نمي باشد. زيرا عنصر مادي تباني توافق است.
عنصر رواني تباني را بايد قصد عملي كردن توافق دانست. سوء نيت خاص بايد
در تباني كنندگان احراز شود تا بتوان آنها را به تباني براي ارتكاب آن جرم
محكوم كرد، ولي عالم بودن آنان به جرم بودن عمل ضرورتي ندارد. به محض
وقوع توافق عنصر مادي جرم محقق مي گردد.
.1 تباني چرخشي: يعني اينكه يك نفر به عنوان رهبر گروه با افراد ديگري
در تماس بوده و نظر همه آنها را به ارتكاب جرم جلب كرده است. بدون
اينكه آن افراد هيچ تماسي با يكديگر داشته باشند.
.2 تباني زنجيره اي: وقتي است كه براي ارتكاب يك جرم شخص الف با
ب، ب با ج، و ج با دال در ارتباط بوده است. در هر دو حالت وجود
هدف مشترك ضروري است.
در صورت اعتقاد به مستمر بودن اين جرم، هرگاه تباني كنندگان از عملي
كردن توافق خود منصرف شوند مبدا مرور زمان تاريخ عدول آنها خواهد بود و
نه تاريخ نيل به توافق. بعلاوه در صورت معتقد بودن به استمرار داشتن اين
جرم، افراد مختلف مي توانند در زمانهاي مختلف به يك تباني موجود بپيوندند و
در عين حال همگي طرف هاي تباني واحدي محسوب شوند. از لحاظ صلاحيت
محكمه نيز هر محكمه اي كه تباني كنندگان در قلمرو صلاحيت آن يافت شوند،
حق محاكمه آنها را براساس قوانين خود خواهد داشت. محكوم كردن دو يا چند
نفر به تباني براي ارتكاب جرم منوط به آن است كه جرم مورد نظر ارتكاب
نيافته باشد والا، در صورت ارتكاب جرم توسط آنها، بايد آنان را فقط به ارتكاب
جرم تام محكوم كرد و محكوم كردن آنها به تباني محملي نخواهد داشت.
اين كه يكي از طرفين تباني بنا به يك دليل شخصي، مثل جنون يا صغر سن يا
برخورداري از مصونيت براي مورد تعقيب واقع شدن در يك كشور، در
صورت ارتكاب جرم غايي از مسئوليت كيفري مبري باشد را ظاهرا نبايد به
معني عدم تحقق تباني دانست. بنابراين در چنين حالتي طرف ديگر به ارتكاب
تباني محكوم خواهد شد. مگر انكه اساسا توافق طرف مقابل را نتوان احراز
كرد، مثل اينكه وي يك صغير غير مميز يا مجنون فاقد قوه تميزي باشد كه
حقوق جزاي اختصاصي 3
41
اساسا نتوان گفت كه براي ارتكاب جرم توافق كرده است. همين طور اگر وي
از طرف گروهي اكراه شده باشد نيز به نظر نگارنده، تحقق تباني بعيد به نظر
مي رسد، زيرا در اينجا اراده مكره ) اكراه شونده ( در واقع از اراده مكره ) اكراه
كننده ( جدا نيست كه بتوان توافق دو اراده را محرز دانست.
تباني براي ارتكاب جرم محال است؟ كه الف و ب باهم تباني بر كشتن ج كنند
در صورتي كه ج قبلا مرده بوده است. در حقوق انگلستان اين توافق را
صراحتا تباني جزايي حسوب كرده است ولي در حقوق ايران با توجه به لزوم
تفسير به نفع متهم و اينكه فقها تجري ) نوشيدن آب به تصور اينكه شراب است. ( را جرم
و قابل مجازات دنيوي نمي دانند، محكوم كردن افراد به ارتكاب تباني جزايي در
چنين مواردي بعيد به نظر مي رسد.
توافق مشروط
هرگاه اجراي توافق منوط به تحقق شرايطي باشد، مثل اينكه طرفين با يكديگر
توافق نمايند كه از ديگري درخواست وام كرده و در صورت خودداري وي از
دادن وام او را مضروب نمايند، ظاهرا نمي توان آنان را به تباني براي ايراد
ضرب محكوم كرد دليل اين امر آن است كه در چنين حالتي اجراي موفقيت آميز
توافق آنان لزوما به معني ارتكاب جرم توسط آنها نمي باشد. برعكس هرگاه آن
دو توافق كنند كه ديگري را به شرط آنكه فرد قوي هيكلي نباشد كتك بزنند،
ظاهرا بايد اين توافق را تباني براي ارتكاب جرم دانست زيرا انجام موفقيت
آميز آن لزوما مشتمل بر ارتكاب جرم مي باشد، يعني يا توافق اساسا اجرا نمي
شود و يا اگر اجرا شود توام با ارتكاب جرم خواهد بود. همين طور هرگاه دو
نفر توافق نمايند كه در صورت تحقق حادثه اي در آينده جرمي را مرتكب شوند.
) رياست مجلس (
به نظر نگارنده مشكل بتوان آنان را مرتكب جرم تباني دانست، مگر آنكه
واقعه مورد نظر رخ داده و آنها هم چنان بر توافق خود پايبند مانده باشند يا به
توافق جديدي برسند.
حقوق جزاي اختصاصي 3
42
مكان حصول توافق: مسلما تباني در صورتي در ايران قابل تعقيب و مجازات
مي باشد كه توافق انجام شده براي ارتكاب عملي باشد كه از لحاظ قوانين ايران
جرم محسوب مي شود.
.1 تباني در ايران براي ارتكاب جرمي در ايران: كه قطعا در ايران به شرط
وجود ساير شرايط قانوني قابل تعقيب و مجازات است.
.2 تباني در ايران براي ارتكاب جرمي در خارج: از يك سو مي توان گفت
كه اين تباني در صورتي در ايران قابل تعقيب و مجازات است كه عمل
قابل ارتكاب در خارج مثلا به دليل اينكه جزء جرايم مذكور در ماده 5
ق.م.ا. ) اقدام عليه امنيت كشور يا جعل ( است در ايران قابل تعقيب و مجازات باشد.
اين موضع شبيه حقوق انگلستان است. و از سوي ديگر طبق ماده 3
ق.م.ا. قوانين جزايي در مورد كليه كساني كه در قلمرو حاكميت زميني،
دريايي و هوايي جمهوري اسلامي ايران مرتكب جرم شوند اعمال مي
گردد و تباني نيز طبق قوانين ايران جرم و در اين مورد در قلمرو
حاكميت ايران نيز ارتكاب يافته است. بنابراين بايد در ايران قابل تعقيب و
مجازات باشد.
.3 تباني در خارج براي ارتكاب يك جرم عمومي در ايران يا خارج: اين
مورد به نظر نگارنده تنها در صورتي در ايران قابل مجازات و تعقيب
است كه مرتكبان يا لااقل يكي از آنها ايراني باشند. البته هرگاه تباني را
جرم مستمر بدانيم، كه نظر نگارنده همين است. تباني كننده خارجي نيز
در صورت ورود به ايران، با توجه به اينكه همچنان در حال ارتكاب
جرم است، قابل تعقيب مي باشد مگر آنكه قبل از ورود به ايران از تباني
قبلي عدول كرده باشد.
.4 تباني در خارج براي ارتكاب يك جرم عليه امنيت ايران در ايران يا
خارج: اين كه خود نوعي اقدام عليه حكومت جمهوري اسلامي ايران به
نظر نگارنده در ايران قابل تعقيب و مجازات خواهد بود.
حقوق جزاي اختصاصي 3
43
شروع به ارتكاب تباني و معاونت در آن
تحقق شروع به جرم در ارتكاب تباني غير قابل تصور به نظر مي رسد. زيرا
توافق يا انجام مي شود يا نمي شود و قابل تجزيه نمي باشد. ليكن معاونت در
تباني ممكن به نظر مي رسد، مثل اينكه كسي اسباب حصول توافق بين دو يا چند
نفر را براي ارتكاب جرم فراهم نمايد، مثلا آنها را با هم آشنا يا محلي را براي
انجام مذاكرات و برگزاري جلسات آنان در اختيارشان بگذارد يا آنان را به
رسيدن به توافق تشويق نمايد. برعكس، تباني در معاونت هم قابل تصور است،
زيرا معاونت خود جرمي است كه امكان تباني در آن، مثل تباني در هر جرم
ديگري متصور است، مثل اينكه دو نفر تباني كنند كه به ديگري در ارتكاب
جرم جاسوسي مساعدت نمايند.
انواع تباني هاي كيفري
همان طور كه از متن دو ماده 611 و 611 استنباط مي شود، تحقق جرم تباني
در ماده 611 علاوه بر حصول تواففق به ارتكاب جرم بين دو يا چند نفر، منوط
به به تحقق دو شرط است.
.1 اينكه نوافق كنندگان مقدمات اجرايي را هم تدارك ديده باشند. تهيه مقدمات
اجرايي به معني شروع به ارتكاب جرم وي بايد از مرحله تهيه مقدمات
گذشته و وارد عمليات اجرايي شده باشد. هرگاه كسي اقدام به خريد اسلحه
نمايد مرتكب شروع به قتل نشده ولي هرگاه دو نفر اين مقدمات اجرايي را
پيرو توافق با يكديگر داير بر كشتن كسي، تدارك ديده باشند، به ارتكاب
تباني كيفري محكوم خواهند شد.
.2 دومين شرط براي حصول ماده 611 آن است كه توافق كنندگان بدون
اراده خود موفق به اقدام نشده و مثلا قبل از اقدام دستگير شده باشند. بدين
ترتيب عدول ارادي هريك از افراد از انجام مورد توافق باعث سلب
مسئوليت كيفري وي براساس ماده 611 خواهد شد.
ذ: اشاعه اكاذيب
حقوق جزاي اختصاصي 3
44
مبناي شرعي جرم اشاعه يا نشر اكاذيب، از جمله آيه 19 سوره نور است كه
مي فرمايد: ان الذين يحبون... في الدنيا و الاخره... . صرف قصد مرتكب داير
بر ايراد ضرر به غير و يا تشويش اذهان مومي يا مقامات رسمي كفايت مي
كند، كه اين قصد در واقع سوء نيت خاص لازم براي تحقق جرم است كه وجود
آن بايد علاوه بر سوء نيت عام يعني عمد در اظهار مطلاب خلاف واقع احراز
گردد. اشاعه اكاذيب بايد بوسيله نامه، شكوائيه، مراسله، عريضه، گزارش يا
توزيع هر گونه اوراق چاپي يا خطي با امضاء يا بدون امضاء يا به عنوان نقل
قول صريح يا ضمني از شخص حقيقي يا حقوقي يا مقامات رسمي صورت
گيرد. از مصاديق مذكور در ماده مي توان استنباط كرد كه اظهارات شفاهي از
شمول ماده خارج است و ظاهرا رويه ضايي غالب نيز همين را تائيد مي كند.
در صورتي كه اين جرم متوجه شخص يا اشخاص معين باشد حق الناس و قابل
گذشت و در غير اين صورت غير قابل گذشت دانسته است. در حال حاضر اين
جرم از زمره جرايم قابل گذشت و داراي ماهيت خصوصي دانسته شده، نگارنده
معتقد است كه موضع اتخاذ شده در اولين نظريه مشورتي فوق الذكر بهترين
موضع در اين ميان بوده است. هرگاه اخبار كذب از طريق مطبوعات منتشر
گردد جرم مطبوعاتي بوده و بايد به عنوان يك جرم مطبوعاتي با وجود هيات
منصفه مورد رسيدگي قرار گيرد.
ه: تظاهر، قدرت نمايي و هياهو و جنجال
مواد 617 و 618 قانون تعزيرات از زمره جرايم عليه امنيت و آسايش
عمومي هستند. جرم موضوع ماده 618 از زمره جرايم مقيد است. يعني عملا
بايد در نظم عمومي اخلال ايجاد شده يا مردم از كسب و كار بازداشته شوند.
يكي از مصاديق اين ماده عمل كساني است كه در دل شب و در حالي كه
ديگران در حال استراحت و نيازمند آرامش مي باشند، به آوازخواني و هلهله
كردن غير متعارف در خيابان ها مي پردازند. و اگر جرايم در مواد 616 و
617 و 618 در نتيجه توطئه قبلي و دسته جمعي واقع شود به حداكثر مجازات
مقرر محكوم خواهند شد.
و: اقدام براي جدا كردن قسمتي از قلمرو حاكميت ايران
حقوق جزاي اختصاصي 3
45
ماده 21 ق.م. جرايم نيروهاي مسلح: هر نظامي كه به نحوي از انحا براي جدا
كردن قسمتي از قلمرو حاكميت جمهوري اسلامي ايران يا براي لطمه وارد
كردن به تماميت ارضي يا استقلال كشور جمهوري اسلامي ايران اقدام نمايد به
مجازات محارب محكوم مي شود.
حقوق جزاي اختصاصي 3
46
فصل دوم
جعل و استفاده از سند مجعول
جعللل در لغللت بلله معنللي دگرگللون كللردن، منقلللب نمللودن. جللرم جعللل بلله جللرم
كلاهبلرداري بسليار نزديلك اسلت، از آن رو كله در هلر دو جلرم نلوعي تحريلف
حقيقت و توسل به حبله و تقلب مشاهده ملي شلود. بعللاوه در بسلياري از ملوارد،
ولي نه هميشه، جرم جعل در راستاي تهيه مقدمات براي ارتكاب كلاهبلرداري و
بردن مال ديگري ارتكاب مي يابد.
اولا: با توجه به اينكه اسناد رسمي از حقوق عمومي بلوده و قلانون بلراي تنظليم
و تهيه آنها تشريفات خاصي پليش بينلي كلرده اسلت، جعلل و تزويلر در آنهلا قابلل
گذشلت نيسلت و حتلي مقلنن در ملورد تعليلق موضلوع ملاده 41 قلانون راجلع بله
مجازات اسلامي در بند 2 تبصره 5 ماده ياد شده، به لحاظ آثار بد اجتماعي، اين
قبيل جرايم را از شمول مقررات تعليق، موضوع ماده 41 صلريحا خلارج نملوده
است. رضايت در اين نوع جرايم فقط از علل مخففه مجازات است.
ثانيا: جعل در اسناد عادي بلا لحلاظ ملاده 159 قلانون تعزيلرات از حقلوق النلاس
بوده و قابل گذشت مي باشد.
در حلال حاضلر كليله جلرايم ملذكور در ايلن ملواد ) جلرايم عليله امنيلت، قللب و
مخدوش كردن سكه، جعل و استفاده از سند مجعول ( جلزء جلرايم برخلوردار از
ماهيت عمومي و در نتيجه غيرقابل گذشت مي باشند. در قانون ايران تعريفي از
جرم جعل ارائه نشده است. بلكه احكام راجع به انلواع مختللف آن طلي 21 ملاده؛
523 الي 542 در فصل 5 قانون تعزيرات مصوب سال 1375 آورده شده اند.
ماده 523 : جعل و تزويلر عبارتنلد از: سلاختن نوشلته يلا سلند يلا سلاختن مهلر يلا
امضاي اشخاص رسمي يا غيلر رسلمي يلا خراشليدن يلا تراشليدن يلا قللم بلردن يلا
الحاق يا محو يا اثبات يا سياه كردن يا تقديم يا تلاخير تلاريخ سلند نسلبت بله تلاريخ
حقيقي يا الصاق نوشته اي به نوشته ديگر يا بكار بردن مهر ديگري بدون اجلازه
صاحب آن و نظاير اينها به قصد تقلب.
حقوق جزاي اختصاصي 3
47
هرگونه ساختن مهر ديگري يا بكاربردن آن بدون اجازه وي جعل مهر محسوب
مي شود.
حقوق دان انگليسي يلكستون تعريف از جرم جعل ارائه داده است: جعل عبارت
است از ساختن يا تغيير دادن محيلانه يك نوشته يه ضرر ديگري.
بلله نظللر نگارنللده جعللل سللاختن يللا تغييللر دادن آگاهانلله نوشللته يللا سللاير چيزهللاي
مذكور در قانون به ضرر ديگري به قصد جا زدن آنها به عنوان اصل.
: مصاديق جعل مذكور در ماده 523
.1 ساختن نوشته يا سند.
.2 ساختن مهر يا امضاي اشخاص رسمي يا غير رسمي.
.3 خراشيدن يا تراشيدن.
.4 قلم بردن.
.5 الحاق.
.6 محو يا اثبات يا سياه كردن.
.7 الصاق نوشته اي به نوشته ديگر.
.8 بكاربردن مهر ديگري بدون اجازه صاحب آن.
3 1 ساختن نوشته يا سند - -
در اين مورد جاعل به ساختن يك نوشته يا سند اعلم از رسلمي يلا غيلر رسلمي )
شناسنامه، وصيت نامه و... ( دست مي زند. لزومي ندارد كه در ساختن اينگونله
نوشته يا سند امضاي كسي هم جعل شده باشد. و اين سند قابليت ضرر به غير را
داشلته ياشلد. هرگلاه در مصلالحه نامله سلاختگي، مهلر يلا امضلاء يلا اثلر انگشلت
منتسب به كسي كه ورقه به نام او شده موجود نباشلد، چلون چنلين ورقله اي هليچ
گونه سنديتي نلدارد عملل مشلمول ملواد موضلوعه در قسلمت جعلل نبلوده و جلرم
بشمار نمي آيد. نوشلته محلدود بلر روي اوراق كاغلذ اسلت. بله نظلر نگارنلده يلك
تابلوي نقاشي محسوب نمي شود. و بدون جعل امضاي آن نقلاش معلروف جاعلل
حقوق جزاي اختصاصي 3
48
محسللوب نمللي شللود. البتلله اگللر بللا فللروش آن تللابلوي نقاشللي پللولي بدسللت آورد
كلاهبردار محسوب خواهد شد.
ساختن تقلبي چيزهايي مثلل بسلته ينلدي دور يلك كلالا، يلا مجسلمه يلا نلوار ضلبط
صوت و ديسكت يا كالاهاي ساخته شده، مثل ابلزار و آلات موسليقي، يلا تحريلف
گفتلله هللاي يللك شللخص يللا تقليللد صللداي وي يللا عكللس خللود را بللر روي كللارت
شناسايي ديگري چسباندن و نظاير اينها نمي تواند جعل محسوب شود؛ زيرا هيچ
يلك از اينهلا را نملي تلوان نوشلته محسلوب كلرد. بلكله منظلور از نوشلته مشلمول
مقررات راجع به جعل، حلروف، كلملات، ارقلام و علاملت هلايي هسلتند كله قابلل
خوانده شدن مي باشند، آنهم در صورتي كه بر روي برگه هاي كاغذ نوشته شلده
باشد ولي البته دست نويس بودن يلا بله زبلان فارسلي بلودن آنهلا ضلرورتي نلدارد
بلكه مي توانند تايپ يا چاپ شده و به زبان ديگر هم باشند.
3 2 ساختن مهر يا امضاي اشخاص رسمي يا غير رسمي - -
منظور از امضاء هر علامتي است كه شخص در زيلر يلك سلند يلا نوشلته بلراي
منتسب كردن آن به خود مي كذارد. در اروپا امضاء از قرن 16 ميلادي موسوم
بود و در ايران با طلوع مشروطيت جايگزين مهر به عنوان وسليله اي آسلان تلر
شد. در ايران باستان مهر از زملان هخامنشليان موسلوم بلوده و در اسللام نيلز از
سال 6 هجري.
گاهي افراد پر مشغله امضاي خود را بر روي مهري حلك ملي كننلد و از آن در
زيلر نوشلته هلا و نامله هلايي كله از اهميلت چنلداني، از حيلث قابليلت انتسلاب بله
صاحب مهر برخوردار نيستند استفاده مي كنند.
آيا بر اين مهرهاي امضاء بايد احكام امضاء را بار كرد يا احكام مهر را؟
به نظر نگارنده: بر اين موارد احكام مهر بار مي شود و در نتيجله سلاختن مهلر
امضاء مشمول عنوان مهر مي شود و نه ساختن امضاء.
حقوق جزاي اختصاصي 3
49
لازم به ذكر است كه دادگاههاي ايران معمولا سلاختن اثلر انگشلت را نيلز تحلت
عنوان جعل، تعقيب كرده اند.
در مللورد جللرم محللال بلله نظللر نگارنللده اسللاس جللرم جعللل آنسللت كلله مللدرك يللا
امضاي قلابي به اين قصد درست شود كه اشخاص را بفريبد تلا آن را بله عنلوان
اصلل پذيرفتله و ملورد عملل قلرار دهنلد و از ايلن طريلق ضلرري هرچنلد بطلور
بالقوه ايجاد شود. بنابراين هرگاه چنين احتمالي از نظر افراد معقلول ممكلن باشلد
جرم جعل محقق خواهد بود هر چند كه در عمل نوشته يا امضاي مذكور فاقد اثر
باشد و هرگاه اين احتمال اساسا منتفي بوده، يعني نوشته يا امضاء بطلور واضلح
و آشكار در نظر افراد معقول غير قانوني و فاقد اثر تشخيص داده شده و چه بسا
تنها اسباب خنده و مضلحكه شلود، جعلل بله نظلر نگارنلده محقلق نخواهلد شلد. بله
نظر نگارنده اساس جرم جعلل بله اشلتباه انلداختن اسلت نله شلبيه بلودن. تغييلر در
صورتي جعل محسوب ملي شلود كله بلر روي يلك سلند يلا نوشلته اصليل و معتبلر
واقع شود و نه بر روي يك مدرك جعلي يا غير معتبر.
در مورد تعدد جرم هرگاه جرايم ارتكابي مختلف نباشلد فقلط يلك مجلازات تعيلين
مي گردد و در اين قسمت تعدد جرم مي تواند از علل مشدده كيفر باشد.
3 3 خراشيدن يا تراشيدن - -
هللر دو بللا وسللايلي چللون تيللغ و چللاقو انجللام مللي شللود. در خراشلليدن بخشللي از
حروف كلمه و در تراشيدن كل كلمه محو مي شود.
3 4 قلم بردن - -
در قلم بردن لزوما چيزي به سند يا نوشته اضافه نملي شلود بلكله مرتكلب ممكلن
است با استفاده از قلم بخش هايي از يك سند يا نوشته را ناخوانا كرده يا بر روي
آنها خط بكشد.
3 5 الحاق - -
در اين مورد چيزي بله سلند اضلافه ملي شلود. در حقلوق ايلران سلوء اسلتفاده از
سفيد امضاء يا سفيد مهر به طور خاص در ماده 673 قانون تعزيرات پيش بينلي
حقوق جزاي اختصاصي 3
51
شده است. هركس از سفيد مهر يا سفيد امضايي كه به او سلپرده شلده اسلت يلا بله
هر طريق بدست آورده سوء استفاده نمايد به يك تا سه سال حلبس محكلوم خواهلد
شد.
3 6 محو يا اثبات يا سياه كردن - -
پاك كردن بخش هايي از نوشته با وسايلي مثل مداد پاك كن، لاك غلط گير، آب،
مواد شيميايي و نظاير آنها.
بريدن و سوزاندن بخش هايي از سند در كلامن لا جعلل محسلوب ملي شلود، وللي
در حقوق ايران تعقيب چنين شخصي تحت عنوان تخريب به جاي جعل ارجح به
نظلر برسلد. واژه اثبلات متضلاد واژه ابطلال و بله معنلي از حاللت بطللان خلارج
كردن سند يا نوشته است، مثل اين كه مهر باطل شد، از روي گذرنامه پاك شود.
منظللور از سللياه كللردن سللند، ناخوانللا كللردن بخللش هللايي از آن بللا وسللائلي مثللل
جوهر، مركب، رنگ و نظاير آنها است.
3 7 تقديم يا تاخير سند نسبت به تاريخ حقيقي آن - -
شخصللي پللس از تنظلليم شللدن يللك سللند، تللاريخ منللدرج در آن را جلللو يللا عقللب
بيندازد.
3 8 الصاق نوشته اي به نوشته ديگر - -
در اين مورد بخش هايي از يك نوشته به بخش هايي از نوشته ديگلر منضلم ملي
شود تا آنچه كه به وجود مي آيد نوشته واحدي تصور شود.
3 9 بكار بردن مهر ديگري بدون اجازه صاحب آن - -
در اين مورد مرتكب مهر ديگري را بدون اجازه صاحب آن مورد اسلتفاده قلرار
مي دهد. اصل مهم در تحقق جرم جعل امكلان بله اشلتباه افتلادن و فريلب خلوردن
اشخاص ديگر است. سوء استفاده از سفيد مهلر سلپرده شلده بله شلخص، در حكلم
خيانت در امانت و سوء استفاده از سفيد مهري كه سپرده نشده بلكه خلود شلخص
آن را بدست آورده بود جعل محسوب مي گشت.
حقوق جزاي اختصاصي 3
51
4 عنصر مادي جرم جعل -
عمل فيزيكي در جرم جعل: حقوقدانان ايراني معمولا جعل را به دو بخلش جعلل
مادي و جعل معنوي تقسيم مي كنن.
جعل مادي آنست كه در ظاهر و صورت نوشته يلا سلند و غيلره خدشله اي وارد
مي شود.
جعل معنوي يا مفادي آنست كه بلدون ايلراد هليچ گونله خدشله اي بله اهلر سلند يلا
نوشته و غيره حقيقت در آنها تحريف شده و مطالب منتسلب بله ديگلران بله گونله
ديگري در آنها منعكس مي شود.
الف( عمل فيزيكي در جرم جعل مادي
.1 جعل احكام يا امضاء يا مهر يا فرمان يا دستخط مقامات دولتي.
.2 جعلل مهلر، تمبلر، منگنله يلا علاملت يكلي از شلركت هلا يلا مؤسسلات يلا
ادارات دولتي يا نهادهاي انقلاب اسلامي يا نهادهاي عمومي.
.3 جعل احكلام دادگاههلا يلا اسلناد يلا حوالله هلاي صلادره از خزانله دولتلي و
منگنه يا علامتي كه براي تعيين عيار طلا يا نقره بكار مي رود.
.4 جعللل اسللكناس رايللج داخلللي يللا خللارجي يللا اسللناد بللانكي يللا اسللناد اوراق
بهادار و حواله هاي صادره از خزانه.
.5 جعل مدارك تحصيلي.
.6 جعل در اسناد و نوشته هاي غير رسمي.
.7 جعل در اسناد و نوشته هاي رسمي.
.8 عكس برداري از اوراق و مدارك.
.9 جعل در گواهي پزشكي.
11 .صدور گواهي نامه خلاف واقع )جرم مقيد(.
11 .شركت در آزمون بجاي ديگري يا شركت دادن ديگري به جاي خود.
4. جعل اسكناس داخلي يا خارجي مطابق قوانين فعللي ايلران در صلورتي جلرم
و قابل تعقيب تحت عنوان جعل خواهد بود كه در ايلران يلا خلارج رواج داشلته و
حقوق جزاي اختصاصي 3
52
به عبلارت ديگلر پلول قلانوني يلك كشلور باشلد و بله عللاوه شلباهت بلين اسلكناس
مجعول و اسكناس واقعي نيز رعايت شلده باشلد. مجلازات جلاعلين اسلكناس هلاي
رايج خارجي در ايران مشروط به شرط عمل متقابل نشده است.
7. اكثر حقوقدانان معتقدند كه برخي از موارد مذكور در ماده 523 از مصلاديق
جعل مادي و بقيه از مصاديق جعل معنوي مي باشند. ليكن به نظلر نگارنلده همله
مللوارد چهارگانلله مللذكور در مللاده از مصللاديق جعللل مللادي مللي باشللند. جعللل در
رونوشت يلا مصلدق يلا در برگله المثنلي اسلناد رسلمي نيلز بايلد در حكلم جعلل در
اسناد رسمي محسوب گردد.
11 . اين مورد نيز ماهيتا جعل محسوب نمي گردد، ليكن قانونگذار به دليلل حيلله
و تقلبي كه در اين كار نهفته است آن را در فصل راجع بله جعلل و تزويلر آورده
است.
عنصر مادي جرم موضوع ماده 541 براي فلرد شلركت كننلده نفلس شلركت در
آزمون است. شركت در آزمون منوط بر آنسلت كله آزملون عمللا برقلرار شلده و
فرد در آن، يا لااقل در بخشي از آن، حضلور بهلم رسلانده باشلد. و اگلر از ورود
او به داخل حوزه جلوگيري شود ظاهرا وي مرتكب جرم شركت در آزمون نشده
است.
ب( عمل فيزيكي در جرم جعل مفادي
مرتكب هليچ گونله خدشله اي در اصلل سلند از لحلاظ اينكله آن را بطلور متقلبانله
بسلازد يلا تغييللر دهلد ايجلاد نمللي كنلد بلكلله مطاللب منتسلب بلله ديگلران را بطللور
تحريللف شللده در سللند يللا نوشللته وارد مللي نمايللد. بللا توجلله بلله مللاده 534 قللانون
تعزيلرات، عملل فيزيكلي در جعلل مفلادي كله از سلوي كاركنلان ادارات دولتلي و
مراجع قضايي و مامورين به خدمات عملومي در راسلتاي انجلام وظايفشلان قابلل
ارتكاب مي باشد عبارت از يكي از اعمال زير است:
.1 تغييرات موضوع يا مضمون.
.2 تحريف گفته و نوشته يكي از مقامات رسمي.
حقوق جزاي اختصاصي 3
53
.3 تحريف تقريرات يكي از طرفين.
.4 امر باطلي را صحيح يا صحيحي را باطل جلوه دادن.
.5 چيزي را كه به آن اقرار نشده است اقرار جلوه دادن.
صرف گزارش ها و اظهارات خلاف واقع را نمي توان جعلل محسلوب كلرد بله
همين دليل جرايم موضوع مواد 539 و 541 را ظاهرا نمي توان جعل دانست.
تمامي رفتارهاي فيزيكي لازم بلراي تحقلق جعلل ملادي تنهلا بله شلكل فعلل مثبلت
قابل تحقلق ملي باشلند. در ملورد جعلل مفلادي نيلز برخلي هملين نظلر را داشلته و
اظهار مي كنند كه به عنوان مثال، عدم ثبلت اقلاملي در دفتلر محاسلبات دولتلي و
برداشت آنها از نظر رويه قضايي ما اختلاس محسوب شده است نه جعل.
 شرايط و اوضاع و احوال لازم براي تحقق جرم جعل
.1 موضوع جعل بايد سند يا نوشته و يا ساير چيزهلاي ملذكور در قلانون مثلل
تمبر، منگنه، علامت، امضاء و مهر باشد.
.2 جعل در چيزي قابل تصور است كه خود آن ساختگي و تقلبي نباشلد. حتلي
در رويلله قضللايي مللا معمللولا جعللل در تصللوير و فتللوكپي را بلله رسللميت
نشناخته اند.
.3 بايد امكان مشتبه كردن و به اشتباه انداختن اشخاص متعارف وجلود داشلته
باشد. يعني ايلن احتملال بلرود كله آنهلا ملورد سلاختگي و تقلبلي را بلا اصلل
اشتباه بگيرند.
.4 بالاخره مهمترين شرط قابل ذكر در ملورد جعلل، اعلم از ملادي يلا مفلادي،
اينست كه موضوع جعل بايد ماهيتا ساختگي و تقلبلي باشلد و صلرف اينكله
حاوي اطلاعات دروغ است كفايت نمي كند. تقللب بايلد در اصلل و ماهيلت
سند باشد. كسي كه در پرسشنامه استخدامي خود به جاي كارشناس خود را
كارشناس ارشد معرفي مي كن مرتكب جعلل نملي شلود. وللي كسلي كله در
حقوق جزاي اختصاصي 3
54
ملدرك كارشناسلي صلادره از سلوي دانشلگاه واژه ارشلد را بله دنبلال كلمله
كارشناسي مي افزايد مرتكب جعل مي گردد.
ركن نتيجه: حداقل ضرر بالقوه براي تحقق جرم جعلل ضلروري اسلت. كله بايلد
بين آن و عمل مادي فيزيكي در جرم جعل رابطه سببيت وجود داشته باشد. اولين
نكته اينكه منظور از عنصر ضرر لزوما ورود ضرر بالفعل يا مسلتحقق نيسلت،
بلكه ضرر بالقوه يا محتمل كفايت ملي كنلد. ديلوان علالي كشلور در يكلي از آراي
خود اشعار مي دارد: اضرار آني شرط تحقق جرم جعل نيسلت، بلكله عملل جعلل
اگر در آينده و حتي بالقوه متضمن ضرر ديگري باشد، مورد با موارد مربوط به
جعل منطبق است. بنابراين از بين بردن عمدي سند مجعلول اصلولا ملانع تعقيلب
جرم نخواهد بود. ارتكاب كسي به جعل ارقلامي در دفتلر غيلر رسلمي خلود جلرم
نيست، زيرا دفتر متهم كله رسلمي نبلوده جلز عليله خلود او قانونلا در هليچ مقلامي
سلنديت نللدارد. بنللابراين نملي تللوان عمليللات او را در دفتلر مزبللور مشللمول مللاده
116 قانون كيفر عمومي يا ساير مواد جزايي قرار داد.
آيا وجود خلارجي نداشلتن شخصلي كله سلند بله نلام او سلاخته شلده باعلث خلروج
عمل از عنوان جعل خواهد بود يا خير؟ ديوان عالي كشور ايران پاسخ منفي داده
است.
يكلي از اركلان اصللي جعلل، اضلرار غيلر اسلت، خلواه ضلرر دوللت باشلد و يلا
ضرر افراد. جعل پروانله رسلمي دولتلي جلرم اسلت وللو اضلرار بله غيلر نداشلته
باشد؛ چه در اين قبيل وصف اضرار ) يعني شرط و ركن اصللي جعلل ( اصلولا
محسوب نخواهد شد.
اگر كسي به استخدام شدن در اداره اي از افراد معلوم و مشخصلي معرفلي نامله
براي خود بسلازد عملل وي را بايلد جعلل محسلوب كلرد، عملل كسلي هلم كله ايلن
معرفي نامه ها را از اشخاص حقيقلي يلا حقلوقي موهلوم، بلا عنلاوين و القلابي كله
خود براي آنها ساخته است، مي سازد بايد جعل به حساب آيد.
نام متعارف موجب جعل نيست.
حقوق جزاي اختصاصي 3
55
دومين نكته قابل ذكر در مورد ركن نتيجه آن اسلت كله هلر چنلد در اكثلر ملوارد
جعل به قصلد ايلراد ضلرر اقتصلادي و كسلب منلافع اقتصلادي ارتكلاب ملي يابلد،
ليكن ضرر در جرم جعل، برخلاف جرايم عليه اموال لزوما ضرر مادي نيسلت؛
بلكله ضلرر معنلوي نيلز كفايلت ملي كنلد. بنلابراين كسلي كله بلا جعلل ملدرك ديلپلم
متوسطه قصد دارد در آزمون ورودي دانشگاه ها شركت كند مرتكب جلرم جعلل
مي شود. اما عمل وي كلاهبرداري يا شروع به كلاهبرداري نخواهد بلود، چلون
هيچ نفع مادي مستقيمي براي وي متصور نيست.
اگر ضرر وارده به ايلن شلكل باشلد كله فلرد بلا ايلن كلار خلود بخواهلد آثلار جلرم
ديگري را پاك كند جرم جعل، با وجود ساير شرايط، محقق خواهد شلد. بنلابراين
اگلر كسلي بله قصلد مخفلي داشلتن اختلاسلي كله قلبلا مرتكلب شلده اسلت از دفلاتر
دولتللي بللا تغييللر ارقللام تحريللف كنللد، عمللل جعللل محسللوب مللي شللود، اگرچلله از
تحريلف منظلوري جلز محلو آثلار اخلتلاس نداشلته باشلد، و بله ايلن كيفيلت بلزه او
متعدد محسوب و مستحق مجازات اختلاس و جعل است.
سومين نكته در مورد ركن ضرر در جعل اينست كله علدم النفلع نيلز كفايلت ملي
كند، البته به نظر مي رسلد كله بايلد منشلاء نفلع مشلروع و حصلول آن مسللم بلوده
باشد مثل آنكه كسي نام يكي از موصي لهم را از وصيت نامه ديگلري پلاك كلرده
و بدين وسيله او را از موصي به محروم سازد.
5 شروع به جعل و تزوير -
در شروع به جرم عنصر مادي به شكل ناقص رخ مي دهلد. بلا عنايلت بله اينكله
شروع به ارتكاب هر جرمي با توجه به كيفيات خاصه هملان جلرم تشلخيص ملي
گللردد، تهيلله حللروف سللري و كليشلله بلله قصللد جعللل سللفته شللروع بلله جعللل سللفته
تمبللردار دولتللي اسللت. بلله نظللر نگارنللده بهتللرين مثللال بللراي شللروع بلله جعللل و
تزوير آنست كه مرتكب اعمال متقلبانه را بر روي سند يا نوشته و يلا چيلز ديگلر
انجام داده ولي هنوز تمام نكرده باشد.
بلله نظللر نگارنللده شللروع بلله اسللتفاده از سللند مجعللول براسللاس مللاده 524 قابللل
مجازات نمي باشد.و نبايد ناگفته گذاشت كه تحقلق شلروع بله اسلتفاده چنلدان قابلل
حقوق جزاي اختصاصي 3
56
تصلور نملي باشلد. منظللور از اسلتفاده بلردن فايلده عملللي نيسلت و صلرف ارائلله
كردن و استناد به سند مجعول جرم استفاده را محقق مي سازد.
6 عنصر رواني جرم جعل -
جرم جعل از زمره جرايم ملادي صلرف نملي باشلد بلكله نيازمنلد عنصلر روانلي
است. كه بدون آن چيزي به عنوان جرم جعلل وجلود نلدارد. بلراي تحقلق عنصلر
رواني جرم جعل از يك سو بايد قصد ساختن يا تغيير دادن احراز شلود. لليكن در
جعل برخلاف كلاهبلرداري، قصلد انتفلاع، چله بلراي شلخص جاعلل و چله بلراي
شلخص ثاللث، اساسلا ضلرورتي نلدارد و هملين كله جاعلل قصلد ايلراد ضلرر بله
قرباني اعم از ضرر مادي يا معنوي را داشته باشد و بدون توجه به اينكه آيا ايلن
قصد وي محقق شده است يا خير، كفايت مي كند. عنصر قصد و نيت معملولا از
رفتار مرتكب استنباط مي شود. داعي و غرض در مسؤليت جاعل مؤثر نيست.
 تقسيم مال ثروتمندان بين فقرا بوسيله جعل
نيللت مجرمانلله بايللد در لحظلله ارتكللاب جعللل وجللود داشللته باشللد تللا شللرط تقللارن
عنصر مادي با عنصر رواني محقق گردد.
 جرم جعل مذكور در قوانين متفرقه
.1 جعل هاي ارتكابي از سوي مستخدمين و اجزاء ثبت اسناد و املاك
ماده 111 : هريك از مستخدمين و اجلزاء ثبلت اسلناد و امللاك و صلاحبان دفلاتر
رسلمي عاملدا يكلي از جلرم هلاي ذيلل را مرتكلب شلود، جاعلل در اسلناد رسلمي
محسوب و به مجازاتي كه براي جعل و تزوير اسناد رسلمي مقلرر اسلت محكلوم
خواهد شد.
اولا: اسناد مجعوله يا مزوره را ثبت كنتد.
حقوق جزاي اختصاصي 3
57
ثانيا: سندي را بدون حضور اشخاصي كه مطابق قانون بايد حضور داشته باشند
ثبت نمايد.
ثالثا: سندي را به اسم كساني كه آن را معمله نكرده اند ثبت كند.
رابعا: تاريخ سند يا ثبت سندي را مقدم يا مؤخر در دفتر ثبت كند.
خامسا: تمام يا قسمتي از دفاتر ثبت را معدوم يا مكتوم كند يا ورقلي از آن دفلاتر
را بكشد يا به وسايل متقلبانه ديگر ثبت سندي را از اعتبار و استفاده بيندازد.
سادسا: اسناد انتقالي را با علم به عدم مالكيت انتقال دهنده ثبت كند.
سابعا: سندي را كله بله طلور وضلوح سلنديت نداشلته و يلا از سلنديت افتلاده ثبلت
كند.
ماده 113 : هر يك از مسلتخدمين واجلزاي ثبلت اسلناد و امللاك عالملا تصلديقاتي
دهد كه مخالف واقع باشد در حكم جاعل اسناد رسمي خواهد بود.
.2 جعل هاي ارتكابي در اسناد سجلي.
.3 جعل و تزوير ارتكابي نظاميان.
.4 جعل تمبر و نقش تمبر.
.5 جعل كالا برگ ) كوپن (
كلوپن هللاي كالاهلا را در حكللم اوراق بهللادار دانسلته اسللت. مجلازات علللاوه بللر
استرداد وجوه حاصله از اين اعمال، به زندان از يك سال تا پنج سال و به شللاق
از 11 تا 74 ضربه محكوم ملي شلود. و بلراي كارمنلد ادارات مربوطله انفصلال
از يك تا ده سال نيز پيش بيني شده است.
.6 جعل چك هاي تضمين شده
هيات عمومي ديوان عالي كشور در يكي از آراي خود جعلل اينگونله چلك هلا را
در حكم جعل اسكناس محسوب كرده است.
.7 جعل گذرنامه يا جواز اقامت يا جواز عبور.
.8 جعل تصديق صدور و ورود.
حقوق جزاي اختصاصي 3
58
.9 ارتكاب جعل توسط كارشناس.
اگر چيزي را ذكر نكند به حبس از 3 ماه تا يك سال و اگر خلاف واقع چيزي را
ذكر كرده باشد به حبس از 6 ماه تا 2 سال محكوم مي شود. جنايي تملام واقلع را
ذكر نكند به حبس از يك تا 3 سال و اگر بر خللاف واقلع چيلزي ذكلر كلرده باشلد
به حبس از 3 تا 5 سال محكوم خواهد شد.
11 . ذكر تاريخ مقدم توسط ظهرنويس
هرگاه ظهر نويس در ظهر نويسي تاريخ مقدمي قيد كند مزور شناخته مي شود.
هرچند كه قانون تجارت نوشتن تاريخ را در ظهرنويسي ضروري ندانسته است.
ليكن آثاري بر نوشتن تاذريخ مترتب است، مثل اينكه تاجر ورشكسته اي پلس از
صلللدور حكلللم ورشكسلللتگي سلللندي را ظهرنويسلللي كنلللد كللله در چنلللين حلللالتي
ظهرنويسي وي باطل خواهلد بلود. بلدين ترتيلب هرگلاه تلاجر بلراي جللوگيري از
چنللين امللري، تللاريخ ظهرنويسللي را قبللل از تللاريخ ورشكسللتگي بگللذارد مللزور
محسوب خواهد شد.
11 . انتقال مال غير بوسيله سند رسمي
ماده 1 قانون راجع به انتفال مال غير: هرگاه كسي مال غير را عينا يا منفعتا به
ديگللري منتقللل كنللد كلاهبللردار محسللوب مللي شللود. مطللابق مللاده 8: كسللاني كلله
معلاملات تقلبللي ملذكوره در مللواد فللوق را بوسليله اسللناد رسللمي نملوده يللا بنمايللد
جاعللل در اسللناد رسللمي محسللوب و مطللابق قللوانين مربللوط بلله ايللن موضللوع
مجازات خواهند شد.
12 . ارتكاب جعل براي فرار از خدمت وظيفه عمومي.
13 . جعل و تزوير در انتخابات.
حقوق جزاي اختصاصي 3
59
 استفاده از سند مجعول
براي تحقق اين جرم و مسئول شناخته شدن مرتكب بايد:
.1 ماهيت جعلي سند يا نوشته و... احراز شود. اگر عنصر رواني و ملادي بلا
هم همزمان نباشند مجرم از لحاظ استفاده، مسئوليت كيفري خواهد داشت.
.2 بلراي مسللئول شللناخته شللدن اسللتفاده كننللده وي علللاوه بللر ارتكللاب عنصللر
مادي ) مثل بكاربردن، تسليم كلردن، انتشلار دادن ( برخلوردار از عنصلر
رواني باشد، يعني استفاده كننده بايد، اولا: عمد در استفاده از سند مجعلول
داشته باشد. ثانيا: قصد ايراد ضرر اعم از مادي يا معنلوي را بله شخصلي
اعم از حقيقي يا حقوقي داشته باشد.
.3 قابليللت ورود ضللرر بايللد محللرز باشللد. بللراي تحقللق جللرم اسللتفاده از سللند
مجعول نيز حداقل بايلد احتملال ورود ضلرر، اعلم از ملادي يلا معنلوي، بله
شخص ديگري، اعم از حقيقي يا حقوقي وجود داشته باشد.
نكته قابل ذكر ديگر در مورد جرم استفاده از سند مجعول آنست كه، برخلاف
كلاهبللرداري كلله در آن بايللد انسللاني فريللب بخللورد ) انللداختن يللك سللكه تفلبللي
درون دستگاه و اخذ مواد خوراكي كلاهبرداري محسوب نمي شود. ولي دادن
آن بلله مغللازه دار و اخللذ جللنس كلاهبللرداري محسللوب مللي شللود. ( در جللرم
استفاده از سند مجعول اين كار مي تواند با استفاده از يك دستگاه يا ماشين هلم
رخ دهللد. بنللابراين كسللي كلله از كللارت اعتبللاري جعلللي بللراي اخللذ پللول از
دستگاه، به جرم استفاده از سند مجعلول محكلوم ملي شلود، و اگلر ايلن كلار را
چند بار تكرار كنداحكام راجع به تعدد جرم در مورد او اعمال خواهد شد. هر
كس اوراق مجعول مذكور در مواد 532 و 533 و 534 را با علم به جعل و
تزوير مورد استفاده قرار دهد، غلاوه بر جبران خسلارت وارده، بله حلبس از
6 ماه تا 3 سال يا به 3 تا 18 ميليون ريال جزاي نقدي محكوم خواهد شد.
9 تكرار و تعدد در جرايم جعل و استفاده از سند مجعول -
جرايم جعل و استفاده از سند مجعول از نظلر تقسليم بنلدي فقهلي جلزء جلرايم
قابل تعزير به شمار مي روند. و بنابراين تكرار يلا تعلدد ارتكلاب هلر كلدام از
آنها مي تواند موجب تشديد مجازات حسب نظلر قاضلي شلود. صلرف وحلدت
حقوق جزاي اختصاصي 3
61
هدف باعث نمي شود كه جعل در اسناد مختلف را جعلل واحلد محسلوب كنليم.
جعل هاي ارتكابي در اسناد متعدد، حتي زماني كه بله منظلور رسليدن بلع يلك
نتيجه باشند، از موارد تعدد محسوبند.
هرگاه كسي در چند جاي سند يا نوشته واحدي تغيير بدهد، مثلل اينكله در يلك
فقره چك هم نام دريافت كننده و هلم تلاريخ و هلم مبللغ را تغييلر دهلد، بله نظلر
نگارنده تنها مرتكب يك جرم جعل شده است.
جرايم جعل و استفاده از سند مجعلول يلا جعلل و كلاهبلرداري ) در صلورتي
كه توسط فرد واحدي ارتكاب يابند ( از باب تعدد ملادي و دو جلرم اسلتفاده از
سند مجعول و كلاهبرداري از باب تعدد معنوي قابل تعقيب خواهند بود.
هرگاه استفاده كننده از سند مجعول قصلد بلردن ملال ديگلري را نداشلته باشلد
عمل وي استفاده از سند مجعول است ولي هرگاه قصد بلردن ملال ديگلري را
داشته باشلد و موفلق هلم بشلود تحلت هلر دو عنلوان اسلتفاده از سلند مجعلول و
كلاهبرداري قابل تعقيب مي باشد. اكثر محاكم ايران و فرانسه جعل و استفاده
از سند مجعول را حتي نسبت به جاعل، دو جرم دانسته و مقدمه بودن يكي از
ايللن دو بللراي ديگللري را موجللب معافيللت مرتكللب از كيفللر يكللي از دو بللزه
ندانسته اند.
در صورتي مي توان مرتكب را هم به ارتكاب جرم جعل و هم به اسلتفاده از
سند مجعول محكوم كرد كه وي در واقلع دو فعلل متفلاوت مرتكلب شلده باشلد،
والا هرگاه از او در علالم خلارج بليش از يلك فعلل مشلاهده نشلده باشلد، نسلبت
دادن ارتكاب دو جرم به وي چندان معقول نخواهد بود. بنلابراين هرگلاه كسلي
با مراجعه به اداره پست يلا بانلك رسليد حوالله اي را كله بله نلام ديگلري اسلت
امضاء كرده و مبلغ حواله را دريافت نمايد يا با مراجعه به اداره نظلام وظيفله
ضمن امضاء برگه اي كه به نام ديگري است برگه پايان خدمت او را بگيرد،
ظاهرا بايد وي را به ارتكاب جرم جعل محكوم كرد، زيرا تنها يلك فعلل از او
سر زده است. برعكس، هرگاه او در خانه اش ورقه شناسايي به نلام شخصلي
كه صاحب اصلي حواله يا برگه پايان خدمت مي باشلد جعلل كلرده و سلپس بلا
ارائه آن به بانك يا اداره پست يا اداره نظام وظيفه حواله يا برگه پايان خلدمت
حقوق جزاي اختصاصي 3
61
را بگيرد، با توجه به ارتكاب دو فعل متمايز جعل و استفاده از سوي او، حكم
به ارتكاب دو جرم و در نتيجه تحمل دو مجازات از سوي او نامعقول نخواهد
بود. در صورتي كه جاعل شخصا از سند مجعول استفاده نمايد، حسلب ملورد
به اشد مجازات محكوم مي شود.
حقوق جزاي اختصاصي 3
62
فصل سوم
قلب سكه و ترويج سكه قلب
قدمت بزه سكه سازي به زمان پيدايش خود سكه باز مي گردد.
 ساختن سكه قلب
به موجب قانون مسكوكات طلا: امتياز ضرب سلكه بلا دوللت اسلت و شلخص
ديگلري حلق ضلرب سلكه را نلدارد. منظلور از سلاختن سلكه تقلبلي آنسلت كله
مرتكب با تهيه كردن مقداري از فلزاتي كه در مسكوك اصلي به كاررفتله انلد
و فراهم آوردن، وسابل و ابزار لازم؛ مثل وسايل قالب گيري و منگنه، دسلت
به سكه سازي بزند.
شرط تحقق ساختن سكه قلب آنست كه سكه ساخته شده شبيه سكه اصلي باشد
و در صورت عدم شباهت، اين جرم محقلق نملي شلود. لليكن شلباهت ظلاهري
كه بيننده عادي را در نگاه اول به اشتباه بيندازد كافي است.
 هرگاه فقط يك طرف سكه شبيه باشد آيا قلب سكه محقق مي شود؟
به نظر نگارنده بايلد هملان ضلابطه پليش گفتله را اعملال كلرد. هرگلاه طلرف
عير مشابه طرف اصلي نبوده و معمولا ملورد توجله گيرنلدگان قلرار نگيلرد،
عدم شباهت آن نبايد موجب خلروج عملل از عنلوان قللب سلكه شلود. بلرعكس
هرگاه عدم شباهت يك طرف نيز امكان معقول گول خوردن افراد متعارف را
منتفي سازد، تحقق جرم قلب سكه در چنين صورتي منتفي خواهد بود.
.1 ساختن سكه تقلبي طلا و نقلره: ملاده 518 : داخللي ييلا خلارجي، كله ملورد
معاملله واقلع شلود، بسلازد يلا داخلل كشلور كنلد يلا خريلد و فلروش كنلد يلا
ترويج سكه قلب نمايد به حبس از يك تا ده سال محكوم مي شلود. بله نظلر
نگارنللده مللورد معامللله واقللع شللدن، رواج نسللبي داشللتن، يعنللي اينكلله ايللن
مسكوكات به سهولت در بازار دست به دست شوند.
حقوق جزاي اختصاصي 3
63
.2 ساختن سكه تقلبي غير طلا و نقلر: عنصلر قلانوني ايلن جلرم را ملاده 521
قلانون تعزيلرات تشلكيل ملي دهلد. كله مجلازات كمتلري را بلراي ايلن جلرم
نسبت به ساختن سكه طلا يا نقره پيش بيني كرده است. ماده 521 : هركس
شبيه مسلكوكات رايلج داخللي يلا خلارجي غيلر از طللا و نقلره را بسلازد يلا
عالملا عاملدا آنهلا را وارد كشلور نمايلد، يلا در تلرويج آنهلا شلركت كنلد، يلا
مورد خريد و فروش قرار دهد به حبس از يك تا سه سال محكوم مي شود.
بنابراين سكه هايي كله رواج نلدارد يلا آنهلايي كله از رواج افتلاده اسلت)سلكه
رژيم گذشلته( موضوع اين جرم قرار نمي گيلرد. منظلور از رايلج بلودن ملورد
معامللله واقللع شللدن نيسللت. بلكلله منظللور آنسللت كلله سللكه سللاخته شللده پللول
قانوني يك كشور باشد. اين واقعيت بايد در زمان سلاخته شلدن سلكه وجلود
داشته باشد و اينكه سكه ساخته شده بعدا از رواج افتاده است مؤثر در مقام
نمي باشد.
.3 مخدوش كلردن سلكه طللا و نقلره: ملاده 519 قلانون تعزيلرات: هلركس بله
قصللد تقلللب بلله هللر نحللو از قبيللل تراشلليدن، بريللدن و نظللاير آن از مقللدار
مسكوكات طلا يا نقره ايرانلي يلا خلارجي بكاهلد يلا عالملا عاملدا در تلرويج
اين قبيل مسكوكات شركت يلا آن را داخلل كشلور نمايلد بله حلبس از يلك تلا
سه سال محكوم مي شود. منظور از مخدوش كردن سلكه آنسلت كله: كسلي
با استفاده از وسايل برقي مثل، مته يا وسايل شيميايي مثلل، اسليد، مقلداري
از فلللز گرانبهللاي موجللود در سللكه را جللدا كنللد تللا فلللز جللدا شللده رامللورد
اسللتفاده قللرار دهخللد يللا بفروشللد. در مخللدوش كللردن چيللزي از وزن سللكه
كاسته نمي شود؛ زيرا به جاي آن فلز كم ارزش جايگزين مي شود.
.4 ترويج يا خريد و فروش سكه قلب يا مخدوش: منظور از ترويج آنسلت كله
كسي با علم به فساد سكه آن را به جريان اندازد و به ديگري بدهد يا داخل
دستگاه فروش مواد خوراكي اندازد. ترويج سكه قلب يا مخدوش در ايلران
جرم است هرچند كه در خارج ايران توسط ترويج كننده يا ديگلري سلاخته
و مخدوش شده باشد.
.5 داخللل كللردن سللكه قلللب يللا مخللدوش بلله كشللور: اسللتفاده از سللكه در داخللل
كشور شرط تحقق جرم نيست؛ يعني حتلي اگلر وارد كننلده قصلد تلرويج يلا
حقوق جزاي اختصاصي 3
64
فللروش سللكه را در داخللل نداشللته باشللد نيللز وي بلله صللرف وارد كللردن
عالمانه آن قابل مجازات خواهد بود.
.6 تخفيف يا معافيت از مجازات براي جاعلين و متقلبين: جرايم جعل اسناد و
نوشته ها و قلب سكه از زمره جرايم عليله آسلايش عملومي هسلتند. زملاني
را كه رئيس دادگستري دستور به جريان افتادن پرونده را در آن حوزه هلا
مي دهد، به عنوان شروع مرحله تعقيب به حساب آورد. در هر حال براي
استفاده از تخفيف يا معافيت بايد مجرم قبل از تعقيب مراتلب ارتكلاب جلرم
را بله دوللت اطللاع داده و هلم دسلتان خلود را در صلورت وجلود معرفلي
نمايد. در صورتي كه تعقيب آغاز شده باشد وي مي تواند با فلراهم نملودن
وسايل دستگيري آنها از تخفيف برخوردار گردد.
.7 ضبط املوال تحصليلي بله نفلع دوللت: ملاده 522 عللاوه بلر مجلازات هلاي
مقرر در مواد 518 و 519 و 521 كليه اموال تحصيلي از طريلق ملوارد
مذكور نيز به عنوان تعزير به نفع دولت ضبط مي شود.
.8 عنصلر روانلي جلرم قللب سلكه: 1 سلوء نيلت علام. 2 سلوء نيلت خلاص. - -
وجود سوء نيت عام يعني عمد در قلب يا مخدوش كردن يا ترويج يا داخلل
كردن سكه به كشور لازم است. وجود قصد تقلب نيز به عنلوان سلوء نيلت
خاص لازم است. منظور از قصد تقلب آنست كه مرتكب قصد داشته باشلد
كه با حيله و فريب اشخاص، اعم از حقيقي يا حقلوقي و از جملله دوللت را
متضرر سازد.
.9 معاونت در قلب و مخلدوش كلردن سلكه، جعلل و تزويلر و اسلتفاده از سلند
مجعول: منظور از معاون كسي است كه بلدون اينكله جلرم مسلتند بله عملل
او باشلد، مجلرم را ملورد تحريلك، ترغيلب، تهديلد يلا تطميلع قلرار دهلد. يلا
بوسليله دسيسله و فريلب و نيرنلگ موجلب وقلوع جلرم ملي شلود. يلا اينكله
وسيله ارتكاب جرم را تهيه نموده يا طريق ارتكاب آن را به مرتكلب ارائله
ملي دهلد و يلا بطلور كللي وقلوع جلرم را تسلهيل ملي كنلد. ايلن اعملال بايلد
همزمان با عمل مباشر يا قبل از آن انجام گيرد. بنلابراين كسلي كله پلس از
وقوع جرم ملانع كشلف حقيقلت شلود معلاون جلرم محسلوب نملي گلردد. از
نظر عنصر رواني، معاون بايد داراي همان سوء نيلت علام و خلاص لازم
حقوق جزاي اختصاصي 3
65
براي مباشر باشد. يعني اينكه؛ اولا عامدا به مباشر كمك كند. ثانيا از قصد
وي داير بر فريب دادن ديگري آگاهي داشته باشد.
نكته ديگر در مورد مجازات معاون اينسلت كله هرگلاه مباشلر بله هلر دليلل از
تحمللل مجللازات معللاف گللردد، ايللن امللر تللاثيري بللر مسللؤليت معللاون نخواهللد
گذاشت. ليكن اگر مباشر به طور كلي به دليل فقدان بخشي از عنصر مادي يلا
عنصر رواني جرم، برائت حاصل نمايد مسلؤول شلناختن معلاون قابلل توجيله
نخواهد بود. بدين ترتيب همان طور كه ساختن سلكه بهلار آزادي چهلار گلوش
يا آبلي رنلگ قللب سلكه محسلوب نملي شلود، مسلاعدت بله ديگلري در سلاختن
چنين سكه هايي نيز معونت در جرم قلب سكه محسوب نخواهد شلد. در اينجلا
خوب است به يكي از آراي ديوان عالي كشور اشاره كنيم كه در آن كسلي كله
عمل فيزيكي جرم جعل را انجام داده معاون محسوب شده است. )) اگر كسلي
درصدد تغيير تاريخ تولد فرزندش در شناسنامه او بوده و از لحاظ اينكه سواد
نداشته اين كار را بوسيله شخص ديگري انجام دهد در حقيقلت جاعلل خلود او
محسوب است و نويسنده در اين مورد هيچ گونه داعي و غرضي براي اصلل
عمل نداشلته و نبايلد مجلرم اصللي شلناخته شلود. وللي اگلر كسلي كله تغييلر را
انجام داده است با علم و سوء نيت اين كار را كرده باشد، عمل او معاونت در
جعل محسلوب ملي شلود. ...(( لليكن نگارنلده بلا ايلن نظلر موافلق نملي باشلد و
معتقد است كه در هر حال كسي كه عملل فيزيكلي جلرم را بلا برخلورداري از
سوء نيت انجام مي دهد بايد مباشر جرم محسوب شود. اجراي مجلازات جعلل
يا استفاده از سند مجعلول قابلل تعليلق نيسلت، لليكن مجلازات معلاون ايلن جلرم
قابل تعليق مي باشد.
حقوق جزاي اختصاصي 3
66
فصل چهارم
رشا و ارتشا
واژه روشوه از ريشه رشو و به معنلي ضلايع نملودن حقلي اسلت. گلاهي هلم بله
معني كود و خاشاك نيز به كار رفته است.
رشوه دادن را رشا و رشوه گرفتن را ارتشا مي نامند.
رشوه دادن و رشوه گرفتن از زمره جرايم عليله آسلايش عملومي ملي باشلد. در
كنوانسيون، شايد، به پيروي از حقوق فرانسه، رشوه بله رشلوه ايجلابي و رشلوه
سلبي تقسيم شده است كه اولي معادل رشا )رشلوه دادن( و دوملي معلادل ارتشلا )رشلوه
گرفتن( به كار رفته است.
-2 رشا و ارتشا در قوانين قبلي ايران.
-3 رشا و ارتشا در قوانين فعلي ايران:
رشا يا رشوه دادن را مي توان به معني دادن وجه مال يا سند تسليم وجه يا مال
به ماموران دولت يا كاركنان شاغل در نهاد هاي عملومي و سلاير افلراد ملذكور
در قللانون بللراي انجللام يللا عللدم انجللام وظللايف مللرتبط بللا اداره يللا سللازمان محللل
اشتغال آنها.
و ارتشا يا رشوه گرفتن را به معني اخذ، وجه، مال يلا سلند تسلليم وجله يلا ملال
از سوي ماموران دولت يا كاركنان شاغل و ساير افراد ملذكور در قلانون بلراي
انجام يا عدم انجام وظايف مرتبط با اداره يا سلازمان محلل اشلتغال آنهلا دانسلت.
ايللن جللرايم را بايللد از جمللله جللرايم برخللوردار از ماهيللت عمللومي و غيرقابللل
گذشت دانست و گذشت شاكي يلا ملدعي خصلوص را تنهلا بله عنلوان يلك كيفيلت
مخففه محسوب كرد.
-4 عنصر مادي در جرايم رشا و ارتشا
عمل فيزيكي لازم براي تحقق عنصر ملاديجرايم رشلا و ارتشلا عبلارت اسلت از
دادن يا قبول كردن وجه يا مال يا سند پرداخت وجه يا تسلليم ملال كله اوللي عملل
فيزيكي در جرم رشا و دومي عمل فيزيكي در جرم ارتشا مي باشد. و نيلز انجلام
حقوق جزاي اختصاصي 3
67
معامله با مبلغ غير واقعي. منظور ماده 3 از قبول نمايد، آنست كه كارمنلد ملورد
بحث وجه يا مال يا سند را اخذ نمايد. بنابراين به صرف اينكه وي پيشنهاد ارباب
رجللوع را بللراي دادن وجلله يللا مللال يللا سللندي بلله وي بپللذيرد جللرم ارتشللا محقللق
نخواهد شد. در قانون ايران قبول نمودن مال را شرط تحقق ارتشا دانسته اند.
درخواست، عملي يك جانبله از سلوي مرتشلي ملي باشلد كله بلدون نيلاز بله قبلول
شللدن از سللوي طللرف مقابللل، موجللب تحقللق عنصللر مللادي جللرم ارتشللا از لحللاظ
قانون مصر مي گردد. در هرحال به نظر مي رسد كه تحقق جرم منوط به آنست
كه عملا انتقال مالكيت صورت بگيرد والا اگر معامله انجلام شلده بله دليلل وجلود
يكي از موانع صحت معاملات در آن، مثلا موجود نبودن مبيع در بيع عين معين
يا وجود شرط خللاف مقتضلاي عقلد در آن يلا ماللك نبلودن انتقلال دهنلده و يلا هلر
دليل ديگري باطل و كان لم يكن محسوب گردد، حداكثر مي تلوان حكلم بله تحقلق
شروع به جرم داد؛ زيرا در چنين حالتي خريلد و فلروش يلا انتقلال دادن ، گلرفتن
بله عنلوان عملل فيزيكلي لازم بلراي تحقلق عنصلر ملادي جلرم بله وقلوع نپيوسلته
است.
بدين ترتيب معلوم ملي شلود كله هرچنلد در دادن ملال يلا وجله بلراي تحقلق جلرم
رشا يا ارتشا مالكيلت راشلي نسلبت بله ملالي كله بله عنلوان رشلوه ملي دهلد شلرط
نيست و اگر راشي مال مسلروقه را هلم بله عنلوان رشلوه بدهلد از مصلاديق رشلا
مي باشد. ليكن در صورت انجام معمله حتما بايد معامله صحيح باشد به گونه اي
كه انتقال مالكيت صورت گيرد. و الا جلرايم تلام رشلا و ارتشلا بله وقلوع نخواهلد
پيوست. حالت پيچيده تر وقتي است كله معاملله انجلامد شلده باطلل نبلوده بلكله بله
عللي مثل مالك نبودن انتقال دهنده يا مكره بودن مالك )شخص ثالث( انتقلال غيلر
نافذ بوده باشد.
 در چنين حالتي در صورت تنفيذ بعدي مالك آيا مي توان حكم به تحقق
جرم رشا و ارتشا داد و اگلر بللي، از چله زملاني ملي تلوان ايلن جلرايم
را محقق دانست؛ از زمان تنفيذ يا از زمان انجام معامله اوليه؟
نظلر نگارنلده آنسلت كله بلا توجله بله اينكله بله موجلب قلانون ايلران رضلاي ماللك
كاشف مي باشد و نه ناقل و باعث صحيح شدن معامله از همان زملان انعقلاد ملي
حقوق جزاي اختصاصي 3
68
گردد، در اين مورد نيز بايد در صورت تنفيذ بعدي معامله از سوي ماللك جلرايم
رشا و ارتشا را از همان زمان انجام معامله محقق دانست.
از لحاظ جزء سوم عنصر مادي: يعني عنصر نتيجه بايلد گفلت كله جلرايم ملورد
بحث از جمله جرايم مطلق مي باشند و تحقق آنهلا منلوط بله تحقلق نتيجله خاصلي
نمي باشد.
در مورد جزء دوم عنصر مادي: يعني مجموعه شرايط و اوضاع و احلوالي كله
وجود يا عدم آنها براي تحقق جرم ضروري است، مي توان به چند شرط و نكتله
مهم اشاره كرد.
.1 اينكللله جلللرايم رشلللا و ارتشلللا در صلللورتي قابلللل تحقلللق هسلللتند كللله رشلللوه
گيرنده)مرتشي( از زمره كاركنان دولت باشد.
.2 بللراي تحقللق دو جللرم مللورد بحللث در قللانون ايللران جنبلله مللالي داشللتن آن
چيزي اسلت كله داده و گرفتله ملي شلود. بنلابراين هرگلاه كامنلد در علوض
مقالللله اي كللله در تعريلللف از او در روزنامللله چلللاپ ملللي گلللردد، يلللا اينكللله
فرزندش در مدرسه خوبي ثبت نام و يا به خودش شغل خوبي پيشلنهاد ملي
گردد، يا به صرف درخواست كسي كاري را برخلاف وظيفه انجام دهد يا
از انجلام آن خلودداري ورزد مرتشلي محسلوب نخواهلد شلد. هلم چنلان كله
طرف مقابل راشي محسوب نمي شلود. از آنچله كله در ملورد للزوم وجلود
يك توافق صريح يا ضمني بين راشي و مرتشي از نظر حقوق ايران گفتيم
نبايد استنباط كرد كه محكوميت كسي به رشوه گرفتن حتما مستلزم محكلوم
كردن ديگري به رشوه دادن است. و چه بسا يك طرف بنا به علل شخصي
مثلل نداشلتن عنصلر روانلي لازم يلا اضلطرار از تعقيلب كيفلري معلاف و
طرف مقابل محوكم شود. اگر متهم به اخذ رشوه به عللل غيلر شخصلي از
جلرم انتسلابي برائلت حاصلل نمايلد محكوميلت راشلي بله هملان جلرم قابلل
توجيه نخواهد بود.
.3 هرچنلد جنبله ملالي و ملادي داشلتن آنچله كله داده و گرفتله ملي شلود شلرط
تحقق اين جرايم در حقوق ايران مي باشلد و جرايملي كله موضلوع آنهلا را
مللال تشللكيل مللي دهللد)كلاهبرداري، سللرقت، خيانللت در امانللت( ميللزان و
ارزش اقتصادي مالي كه به عنوان رشلوه داده شلده اسلت تلاثيري از لحلاظ
حقوق جزاي اختصاصي 3
69
حقوق ايران برخلاف حقوق آمريكلا در مسلؤليت كيفلري مرتكلب نلدارد، و
فقط در ميزان مجازات وي مؤثر است.
.4 اينكله پنهلاني بلودن عملل دادن يلا گلرفتن ملال نملي توانلد ركنلي از اركللان
جرايم رشا و ارتشا باشلد. بنلابراين حتلي در صلورت علنلي بلودن ايلن كلار
نيز جرايم مورد بحث با وجود ساير شرايط ارتكاب مي يابند. پنهاني بودن
تنها ممكن است قرينه اي باشد براي احراز ساير شرايطي كه بلراي تحقلق
عنصر مادي و رواني جرم لازم است.
.5 آنچه كه داده يا گرفته مي شود لازم نيست بلرا خلود مرتكلب داده يلا گرفتله
شود بلكه حتي اگلر او آن را بلراي شلخص ثلالثي هلم داده يلا بگيلرد كفايلت
مي كند.
.6 براي تحقق جرايم رشا و ارتشا بايداخذ يا اعطاي مال يا، وجه يا سلند و يلا
انجام معامله صوري براي انجام دادن يا انجام ندادن املري كله مربلوط بله
سللازمان هللاي مزبللور اسللت انجللام گرفتلله باشللد اعللم از اينكلله امللر مللذكور
مربللوط بلله وظللايف آنهللا بللوده يللا اينكلله مربللوط بلله مللامور ديگللري در آن
سازمان باشد. بدين ترتيب هرگاه كاري كله كارمنلد انجلام يلا علدم انجلام آن
را برعهده مي گيلرد، ربطلي بله وظلايف سلازماني كله وي در آن كلار ملي
كند نداشته باشد، مثل اينكه يك كارمند وزارت امور خارجه از كسلي بابلت
تسلهيل رونلد صلدور پروانله سلاختمان وي در شلهرداري وجلوهي را اخلذ
نمايللد، حكللم بلله ارتكللاب رشللا و ارتشللا ممكللن نخواهللد بللود. دادن وجلله بلله
مستخدم دولت براي انجام يلا علدم انجلام كلاري رشلوه اسلت؛ اعلم از اينكله
انجام و عدم انجام كار در اختيار وظايف مستخدم مزبور باشد يا داخلل در
وظلايف مسلتخدم ديگلر دوللت باشلد. در حقلوق ايلران تفلاوتي نملي كنلد كله
انجام كار مورد نظر بر طبق حقانيت و وظيفه بوده يا نبلوده باشلد. محكلوم
كردن مرتكب به ارتشا بعيد به نظر نمي رسلد هرچنلد كله طلرف مقابلل از
تعقيب كيفري معاف خواهد بود.
.7 انجام دادن يا ندادن كاري كه بابت آن رشوه دادهو گرفته شلده اسلت و نيلز
اينكه آيا رشوه داده شده در انجام يا عدم انجام آن مؤثر بوده است يلا خيلر،
مؤثر در مقام نيست.
حقوق جزاي اختصاصي 3
71
.8 صرف اينكه مرتكب در مقابل اخذ مال كاري بيش از حد وظلايف اداريلش
را بللراي طللرف مقابللل انجللام داده اسللت باعللث معافيللت وي از مسللئوليت
كيفري در قبال جرم ارتشا نخواهد شد.
.9 اينكه مقدم بودن اخذ مال نسبت به انجلام كلار ملورد انتظلار توسلط مرتشلي
ضرورتي ندارد بلكه اخذ مال مي تواند پس از انجام كار مورد انتظار نيلز
صورت گيرد ولي در هرحال بله نظلر ملي رسلد كله از نظلر حقلوق ايلران
بايلد نلوعي توافلق هرجنلد ظلاهري در ايلن ملورد وجلود داشلته باشلد و بله
عبللارت ديگللر كللار مللورد انتظللار در قبللال دريافللت وجلله يللا مللال يللا سللند
پرداخت وجه يا تسليم مال انجام گرفته باشد.
-5 شروع به ارتكاب رشا و ارتشا
در شلروع بله ارتكلاب جلرم عليلرغم اينكله هنلوز ضلرري بله جامعله وارد شلده
اسللت، شللروع كننللده را بلله دليللل حالللت خطرنللاكي كلله از خللود نشللان داده اسللت
مجازات مي كنيم، ابته شروع به ارتكاب جرم مثل هر جرم ديگلري در صلورتي
قابلل مجلازات خواهلد بلود كله قلانون بله ايلن املر تصلريح كلرده باشلد. بله عللاوه
مجرد قصد ارتكاب جرم و عمليات و اقداماتي كه فقط مقدمه جرم بلوده و ارتبلاط
مستقيم با جرم نداشته باشلد، شلروع بله جلرم نبلوده و از ايلن حيلث قابلل مجلازات
نيست. در قوانين ايران حكمي راجع به شروع به عمل رشا يافت نمي شلود لليكن
شروع به ارتشا در تبصره 3 ماده 3 و ماده 594 حداقل مجازات مقلرر در جلرم
تام براي شروع كننده در نظر گرفته شده است.
در موردي كه در اصل ارتشلا انفصلال دائلم پليش بينلي شلده اسلت در شلروع بله
ارتشا به جاي آن سه سال انفصال تعيين مي شود.
-6 عنصر رواني در جرايم رشا و ارتشا
قانونگذار در ماده 592 راجع به رشا قيود عالما عامدا را بكلار بلرده و در ملاده
3 قانون تشديد راجع به ارتشا ذكري از اين واژه ها به ميان نياورده اسلت. لليكن
براي تحقق هر دو جرم مرتكلب بايلد از روي عملد و اختيلار ملالي را از ديگلري
حقوق جزاي اختصاصي 3
71
گرفته)ارتشللا( و يللا بلله او داده باشد)رشللا(. و اگللر در خللواب و مسللتي صللورت
بگيرد فاقد مسئوليت كيفري خواهد بود. بعلاوه مرتكب يا مرتكبان بايد بله ملوارد
زير عالم باشند:
.1 اينكلله راشللي و مرتشللي از سللمت مرتشللي بلله عنللوان كارمنللد دولللت مطلللع
باشند و الا اگر بدون اطلاع آنها براي گيرنلده وجله ابللاغ كارمنلدي دوللت
صادر شده باشد فرد جاهل را نمي توان به ارتكاب يكي از دو جرم محكوم
كرد.
.2 مرتكب بايد بداند كه وجه يا مال يا سند در قبال انجام دادن يلا نلدادن املري
كه مربوط به سازمان متبوع گيرنده آنست داده مي شود؛ و الا اگر شخص
تصور كند كه مال به عنوان باز پرداخلت ديلن يلا وديعله يلا هديله منلزل نلو
داده شده است مسئوليت كيفري نخواهد داشت.
بنابريان كسي را كه به يكي از دو موضوع سابق الذكر ناآگاه مي باشد ولي پلس
از دادن مال و آگاهي يافتن از آنها اقدامي براي پس گرفتن مال يا گزارش كلردن
موضوع به مقامات صالحه به عمل نمي آورد نمي توان راشي دانست.
-7 مجازات جرم ارتشا در حقوق ايران
ماده 3 قانون تشلديد بلراي مرتشلي مجلازات هلاي حلبس، جلزاي نقلدي، شللاق و
انفصال را تعيين كرده است كه ميلزان آن بسلتگي بله قيملت ملال ملاخوذ و مرتبله
مرتكب دارد. در مورد اينكه آيا انفصال از خدمت اعلم از دائلم يلا موقلت مشلمول
عفو قرار مي گيرد يلا خيلر، اداره حقلوقي قلوه قضلائيه طلي يلك نظريله مشلورتي
اظهللار داشللته اسللت: در قللوانين جاريلله اصللل مسلللم اينسللت كلله حكللم قطعللي لازم
الاجلرا اسلت و تلا زملاني كله يكلي از موجبلات سلقوط مجلازات ماننلد عفلو تحقلق
نيافته است نمي توان از اجراي حكم خلودداري نملود. بنلابراين چلون عفلو املري
استثنايي است بايد به متن فرملان و خصوصليات ملنعكس در آن توجله شلود و بله
قدر متقين اكتفا كرد. اصولا فرمان عفو مجازات هاي مشمول عفو را بله تفضليل
احصا نموده و اگر در آنها از انفصال از خدمت نامي برده نشده باشلد نملي تلوان
آن را مشمول عفو دانست.
حقوق جزاي اختصاصي 3
72
به نظر نگارنده با توجه به اينكه با دريافت چك جرم تام ارتشا تحقق ملي يابلد و
دريافت كننلده در حكلم مرتشلي اسلت دليللي بلراي محكلوم نكلردن گيرنلده چلك بله
پرداخت جزاي نقدي وجود ندارد. طبلق نظريله دومن نظريله اول جلزاي نقلدي را
رد مي كند.
در مورد تعيين قيمت مال بايلد اشلاره كنليم كله قيملت زملان اخلذ آن در بلازار و
نزد مردم ملاك خواهد بود و نه قيملت يارانله اي و خلاص آن از نظلر دوللت. در
مورد اينكه آيا قرار بازداشت موقت تنها ناظر به مرتشي است يا اينكله راشلي را
نيز در بر ميگيرد؛ چون مجلازات راشلي ضلبط ملالي اسلت كله بله عنلوان رشلوه
پرداخت نموده و مجازات ديگري ندارد و آن مال هم نزد او نيست لذا اخذ تلامين
از اونبايد به نحوي باشد كه منجر به بازداشلت و سللب آزادي او گلردد و بايسلتي
تامين متناسب با مجازات مذكور گرفته شود بنلابراين تبصلره 4 ملاده 3 نلاظر بله
مرتشي است نه راشي.
-8 موارد تشديد مجازات مرتشي
جلرم ارتشلا كله مجلازات آن در ملاده 3 قلانون تشلديد و تبصلره هلاي مربلوط بله
تناسللب قيمللت مللال يللا وجلله مللاخوذ معللين شللده از جللرايم عمللومي مللي باشللد. و
رسليدگي بله آن در صللاحيت دادگاههلاي عملومي دادگسلتري اسلت. ملاده 4 ايلن
قانون ناظر به تشديد مجازات كساني مي باشد كه با تشكيل يا رهبلري شلبكه چنلد
نفللري بلله امللر ارتشللا مبللادرت نماينللد و تشللديد مجللازات تللاثيري در صلللاحيت
دادگاههاي عمومي ندارد. اما چنانچه دادگاه تشلخيص دهلد كله تشلكيل يلا رهبلري
شللبكه چنللد نفللري بللراي اخلللال در نظللام جمهللوري اسلللامي ايللران باشللد، مللورد
مشمول ذيل ماده مرقوم مي گردد ورسيدگي با دادگاههاي انقلاب اسلامي خواهلد
بود.
-9 مجازات جرم رشا در حقوق ايران
ملاده 592 قلانون تعزيلرات: بلراي رشلوه دهنلده عللاوه بلر ضلبط ملال ناشلي از
ارتشا مجازات حبس از 6 ماه تلا 3 سلال و تلا 74 ضلربه شللاق پليش بينلي كلرده
است. ضبط مال ناشي از ارتشا بله نفلع دوللت بله عنلوان تعزيلر رشلوه دهنلده در
تبصره 2 ماده 3 نيز مورد اشاره قرار گرفته است. هرگاه چلك بله عنلوان رشلوه
حقوق جزاي اختصاصي 3
73
داده شده باشد باتوجه به ماده 592 بايد حكلم بله ضليط مبللغ منلدرج در چلك و نله
صللرفا برگلله چللك داده شللود. اگللر دادگللاه عنللوان رشللوه را بللر عمللل مللتهم شللامل
ندانست و حكم به تبرئه او داد نبايد حكم به ضبط وجه مورد ادعا بدهد.
11 موارد تخفيف و معافيت از مجازات براي راشي -
اگلر در هلر ملورد از ملوراد ارتشلا، راشلي قبلل از كشلف جلرم ملامورين را از
وقوع بزه آگاه سازد از تعزير ملالي كله عبلارت اسلت از ضلبط ملال داده شلده بله
عنوان رشوه معاف خواهد شد و در مورد امتياز طبق مقررات عملل خواهلد ملي
شود. هرگاه راشي قبل از كشف جرم مراتب را بله اطللاع ملاموران ذيصللاحيت
نرسلاند بلكله در ضلمن تعقيلب بلا اقلرار خلود موجبلات تسلهيل تعقيلب مرتشلي را
فراهم نمايد، تا نصف مالي كه به عنوان رشوه پرداختله اسلت بله وي بازگردانلده
مي شود و امتياز نيز لغو مي گردد.
11 موارد خاص رشا و ارتشا و جرايم مرتبط با آنها -
.1 رشا و ارتشا در ملورد داوران، مميلزان و كارشناسلان. ملاده 588 : هريلك
از داروران و مميزان و كارشناسان اعم از اين كه توسلط دادگلاه يلا توسلط
طرفيم معين شلده باشلد چنانچله در مقابلل اخلذ وجله يلا ملال بله نفلع يكلي از
طرفين اظهار نظر و اتخاذ تصميم نمايد، به حبس از 6 تا 2 سال يا جزاي
نقللدي از 3 تلللا 12 ميليلللون ريال محكللوم و آنچللله گرفتللله اسللت بللله عنلللوان
مجللازات مللؤدي بلله نفللع دولللت ضللبط خواهللد شللد. منظللور از كارشناسللان
لزوما كارشناسان رسمي دادگستري نمي باشلند. در ملورد داوران ترديلدي
وجلود نلدارد كله منظلور اشخاصلي هسلتند كله بلدون برخلورداري از مقلام
قضايي توسلط طلرفين يلا نهلاد منسلوب كننلده بله عنلوان داور بلراي حلل و
فصل اختلاف برگزيده شده اند.
.2 تسهيل ارتشا: عمل واسطه گري و ايجاد تسهيلات در ايلن جلرم ملي باشلد،
كه مرتكب اين كار )) رايش (( ناميده شده است. ماده 593 : هركس عالملا
و عامللدا موجبللات تحقللق جللرم ارتشللا، از قبيللل مللذاكره، جلللب، موافقللت يللا
وصلول و ايصلال وجله يلا ملال يلا سلند پرداخلت وجله را فلراهم نمايلد، بله
مجازات راشي برحسب مورد محكوم مي شود.
حقوق جزاي اختصاصي 3
74
.3 ارتكاب ارتشا از سوي نظاميان.
.4 ثروت هاي ناشي از رشوه.
.5 ارتشا در امر نظام وظيفه.
.6 اخذ رشوه از سوي پزشك براي دادن گواهي خلاف واقع.
.7 اخذ كميسيون و پورسانت.

سرمایه گذاری

سرمایه گذاری اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی و خارجی

 


مشاوره حقوقی تلفنی

    جزوات آموزشی                                           فایل های صوتی                                         نمونه سوالات آزمون وکالت

 

Web Analytics